پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٨,٣٤٤)
آندروگونوس ( به یونانی: Androgynos ) در اسطوره شناسی یونان باستان، موجودی افسانه ای است که هم ویژگی های زنانه و هم مردانه را در خود داشت. افلاطون در ...
1. در یونان باستان، Archon به معنای زمامدار یا قاضی ارشد در دولت شهرها بود. 2. در آسیای مرکزی، اورخون یا آرخون به خط باستانی ترکان اشاره دارد که در ...
- نیروانا یا نیروانه واژه ای در زبان باستانی سانسکریت است که در بودیسم برای توصیف آنچه عمق آرامش ذهن در نتیجه اکتساب موکشه می نامند به کار می رود. بو ...
🔹 **معادل فارسی** - خانواده ای بخشیدن / خانواده ای دادن - خانواده فراهم کردن - مأمن خانوادگی دادن - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( اصلی – ا ...
🔹 **معادل فارسی** - خانه ای دادن / مأوا بخشیدن - سرپناه فراهم کردن - مأمن دادن ( به کسی یا چیزی ) - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( اصلی – ا ...
🔹 **معادل فارسی** - کارمند اداری - نیروی کار دفتری - کارگر یقه سفید ( اصطلاحی استعاری ) - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( اصلی – جامعه شناسی ...
🔹 **معادل فارسی** - کنار گذاشتن / رها کردن - از شر چیزی خلاص شدن - پشت سر گذاشتن ( مشکل یا احساس ) - تکاندن و دور کردن - - - 🔹 **تعریف ...
بازاریابی آشناسازی یا افلیت مارکتینگ یک روش بازاریابی است که در آن کسب وکار به یک یا چند نفر که بازدیدکننده یا مشتریانی را به کسب وکار ارجاع داده اند ...
بوپیس - - - 🔹 **معادل فارسی** - خرید آنلاین، تحویل حضوری - سفارش اینترنتی با دریافت در فروشگاه - مدل �آنلاین بخر، حضوری بگیر� - - - � ...
1. ( اصلی – کسب وکار ) : شرکتی که محصولات یا خدمات را فقط از طریق اینترنت می فروشد. مثال: Amazon is the world’s largest e - tailer. آمازون بزرگ تر ...
تجربه مشتری محور ( اصلی – بازاریابی ) : رویکردی که در آن شرکت تجربه ی مشتری را در همه ی کانال ها ( فروشگاه حضوری، وب سایت، اپلیکیشن، شبکه های اجتماع ...
تعریف ها؛ - ( اصلی – بازاریابی ) : روزی که فروشندگان آنلاین تخفیف های ویژه ارائه می دهند تا مردم پس از تعطیلات شکرگزاری خرید اینترنتی کنند. - ( ک ...
مدل ترکیبی فروشگاه حضوری و آنلاین هم فروشگاه فیزیکی، هم فروشگاه اینترنتی تعریف ها - ( اصلی – کسب وکار ) : شرکتی که هم فروشگاه حضوری دارد و هم وب سای ...
🔹 معادل فارسی - در آمریکا / داخل ایالات متحده - سمت آمریکا - در خاک آمریکا - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( جغرافیایی – اصلی ) :** اشاره به چیز ...
🔹 معادل فارسی - خودکم بینی - خودتحقیری - کوچک نمایی خود - شوخی با خود ( در معنای طنز مثبت ) - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – روان شناخ ...
🔹 معادل فارسی - شاعرانه سخن گفتن - با شور و احساس حرف زدن - زیاده روی در بیان شاعرانه یا رمانتیک - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( ادبی – اصلی ) ...
🔹 معادل فارسی - زیادی اغراق کردن - بیش از حد چاپلوسی کردن - خیلی بزرگ نمایی کردن - بیش از اندازه تعریف و تمجید کردن - - - 🔹 تعریف ها ...
🔹 معادل فارسی - همه چیز افتضاحه - همه چیز خراب است - همه چیز بد پیش می رود - اوضاع خیلی داغون است - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای ...
🔹 **معادل فارسی** - دنیا دارد به پایان می رسد - جهان در حال نابودی است - آخرالزمان فرا رسیده است - - - 🔹 **تعریف ها** 1. ** ( تحت اللفظ ...
🔹 معادل فارسی - غم، همدم می خواهد - آدم های ناراحت دوست دارند دیگران هم ناراحت باشند - بدبختی، همراه می طلبد - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( ضر ...
ساوِرپوس - - - 🔹 معادل فارسی - آدم ترش رو - آدم بداخلاق - آدم عبوس - آدمی که همیشه غر می زند - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – ...
🔹 معادل فارسی - غم و اندوه - مشکل یا تهدید - سایه ی سنگین بر زندگی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( استعاری – اصلی ) :** نماد غم، نگرانی یا مشکل ...
🔹 معادل فارسی - غمگین / افسرده ( در معنای استعاری ) - بی روح / کم انرژی - - - ** ( محاوره ای – کاربردی ) :** حالتی غمگین، افسرده یا کم انرژی. ...
🔹 معادل فارسی - کمی بی حال - کمی ناخوش - رنگ پریده - کسالت دار - - - 🔹 مترادف ها off - color – under the weather – unwell – sickly – pa ...
🔹 معادل فارسی - دیوانه / خل و چل - غیرمنطقی بودن - رفتاری عجیب و غیرعادی داشتن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** به معنای ...
🔹 معادل فارسی - بی حال - کسالت دار - ناخوش - رنگ پریده - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( سلامتی – اصلی ) :** احساس ناخوشی یا کسالت داشتن، بدون ...
🔹 معادل فارسی - آدم ضعیف و بی عرضه - ترسو و بزدل - آدم نازک نارنجی/بی جرأت - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** فردی که ضعیف ...
🔹 معادل فارسی - سیاستمدار بی قدرت/بی نفوذ - دولت رو به پایان - فرد یا سازمان از کارافتاده یا بی اثر - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( سیاسی – اص ...
🔹 معادل فارسی - کمک های امدادی در بلایا - یاری رسانی در حوادث طبیعی/انسانی - کمک اضطراری پس از فاجعه - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( اصلی – عم ...
🔹 معادل فارسی - توقف بندری - پهلوگیری در بندر - مراجعه کشتی به بندر - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( دریانوردی – اصلی ) :** رویداد ورود، توقف و ...
🔹 معادل فارسی - آغوش خرسی ( محکم و بزرگ ) - در آغوش گرفتن محکم - در سیاست/اقتصاد: فشار یا کنترل شدید - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( محاوره ای ...
🔹 معادل فارسی - ادامه یافتن ( با سختی یا ملال ) - کش دار شدن - طولانی شدن خسته کننده - ادامه دادن با زحمت - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فع ...
🔹 معادل فارسی - بازنگری کردن - دوباره تنظیم کردن - اصلاح کردن - بازپرداختن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( عمومی – اصلی ) :** دوباره کار کرد ...
کِفیر ( Kefir ) یک نوشیدنی تخمیری بر پایه ی شیر یا آب است که با دانه های کفیر ( ترکیبی از باکتری ها و مخمرها ) تهیه می شود. طعمی ترش، کمی گازدار و شب ...
🔹 واژه/اصطلاح **کامبوچا ( Kombucha ) ** – نوشیدنی تخمیری - - - 🔹 تعریف کامبوچا یک **نوشیدنی تخمیری** است که از چای ( معمولاً سیاه یا سبز ) ، ...
🔹 معادل فارسی - غر زدن - شکایت کردن - نق زدن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فعل – اصلی ) :** در معنای محاوره ای، *to crab* یعنی شکایت کردن یا ...
( استعاری – عمومی ) : در زبان ادبی یا محاوره ای، به معنای شکایت یا ناله ی ضعیف انسان. مثال: He bleated about the unfair rules. او درباره ی قوانین ...
🔹 معادل فارسی - بی اعتبار کردن - بی آبرو کردن - زیر سؤال بردن اعتبار - بی اعتباری - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( فعل – اصلی ) :** باعث از د ...
( استعاری – کاربردی ) : در روابط انسانی یا گفت وگو، به معنای ادامه ی تلاش، پیگیری یا جست وجوی هدف. مثال: Even after setbacks, we must keep the hunt ...
( استعاری – کاربردی ) : در روابط انسانی یا گفت وگو، به معنای حفظ مسیر ارتباط یا ادامه ی تعامل. مثال: Even if things change, let’s keep the street ...
( استعاری – کاربردی ) : در روابط انسانی یا گفت وگو، به معنای حفظ مسیر ارتباط، ادامه ی گفت وگو یا باز نگه داشتن کانال تعامل. مثال: I’m really interes ...
🔹 معادل فارسی - راه ارتباط را نگه داریم - مسیر تماس را قطع نکنیم - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( تحت اللفظی – اصلی ) :** حفظ مسیر یا راه فیزیکی ...
🔹 معادل فارسی - ارتباط را نگه داریم - پیوند را قطع نکنیم - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( نظامی – اصلی ) :** در معنای تحت اللفظی، نگه داشتن و دفا ...
🔹 معادل فارسی - شکار جانوران وحشی - شکار صید ( برای غذا ) - شکار حیوانات شکاری - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( باستان شناسی – اصلی ) :** به مع ...
اَناتامیکَل - - - 🔹 معادل فارسی - کالبدی - وابسته به آناتومی - ساختاری ( بدنی ) - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( پزشکی – اصلی ) :** مربوط ب ...
🔹 دنیسوواها چه کسانی بودند؟ - **گروه انسان های باستانی منقرض شده** که در دوره ی پلیستوسن میانی تا پایانی ( حدود ۲۰۰هزار تا ۳۰هزار سال پیش ) در بخش ...
لین - - - 🔹 معادل فارسی - حق توقیف قانونی - رهن/وثیقه بر دارایی - ادعای حقوقی بر ملک یا دارایی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( حقوقی – اصل ...
🔹 معادل فارسی - توقیف حقوقی - گذاشتن حق رهن/وثیقه - اعمال حق طلب بر دارایی - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( حقوقی – اصلی ) :** اقدام قانونی برا ...
🔹 معادل فارسی - کوکائین فری بیس ( شکل پایه ی آزاد کوکائین ) - مصرف کوکائین به روش دود کردن - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( شیمی – اصلی ) :** شکل ...
🔹 معادل فارسی - destined for → مقدر برای - در مسیرِ … بودن - سرنوشت دار برای رسیدن به … - - - 🔹 تعریف ها 1. ** ( استعاری – اصلی ) :** ن ...