نابود کردن کسی، از بین بردن موقعیت کسی، به هم زدن برنامه های کسی یا خراب کردن آینده کسی.
این عبارت زمانی استفاده می شود که تلاش ها، موفقیت یا وضعیت یک فرد به طور کامل از بین می رود یا آسیبی جدی به اعتبار و جایگاه او وارد می شود.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
۱. One mistake could undo years of hard work.
( یک اشتباه می تواند سال ها تلاش سخت را از بین ببرد. )
۲. The scandal threatened to undo his political career.
( رسوایی تهدید کرد که موقعیت سیاسی او را نابود کند. )
۳. Don't let your anger undo you.
( اجازه نده خشمت باعث نابودی خودت شود. )
این عبارت زمانی استفاده می شود که تلاش ها، موفقیت یا وضعیت یک فرد به طور کامل از بین می رود یا آسیبی جدی به اعتبار و جایگاه او وارد می شود.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
( یک اشتباه می تواند سال ها تلاش سخت را از بین ببرد. )
( رسوایی تهدید کرد که موقعیت سیاسی او را نابود کند. )
( اجازه نده خشمت باعث نابودی خودت شود. )