back : یک معنی : به پشت رفتن یا بردن، عقب رفتن یا بردن
کسی را به بن بست بردن، کسی را در تنگنا قرار دادن یا کسی را وادار به کاری کردن.
این عبارت زمانی استفاده می شود که شرایطی را طوری فراهم می کنید که طرف مقابل راهی برای فرار یا انتخاب دیگری جز انجام کاری که شما می خواهید، نداشته باشد ( مانند حیوانی که به گوشه ای رانده می شود ) .
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
۱. The lawyer backed the witness into a corner with his questions.
( وکیل با سوالاتش شاهد را در تنگنا قرار داد. )
۲. Don't back me into a corner; give me a choice.
( مرا در بن بست قرار نده؛ به من یک انتخاب بده. )
۳. High prices are backing consumers into a corner.
( قیمت های بالا مصرف کنندگان را در تنگنا قرار داده است. )
این عبارت زمانی استفاده می شود که شرایطی را طوری فراهم می کنید که طرف مقابل راهی برای فرار یا انتخاب دیگری جز انجام کاری که شما می خواهید، نداشته باشد ( مانند حیوانی که به گوشه ای رانده می شود ) .
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
( وکیل با سوالاتش شاهد را در تنگنا قرار داد. )
( مرا در بن بست قرار نده؛ به من یک انتخاب بده. )
( قیمت های بالا مصرف کنندگان را در تنگنا قرار داده است. )