( مخفFraternity Boy ) به معنی پسر عضو انجمن برادری یا دانشجوی عضو انجمن دانشجویی.
در فرهنگ دانشگاهی آمریکا، این واژه معمولاً به دانشجویان پسر اشاره دارد که عضو انجمن های اجتماعی و تفریحی ( Fraternities ) هستند.
... [مشاهده متن کامل]
این واژه اغلب با کلیشه هایی مانند پرتلاش، مهمانی رو، بی مسئولیت یا اهل شوخی های بچه گونه همراه است.
مثال:
۱. The movie portrays the typical life of a frat boy.
( این فیلم زندگی معمول یک دانشجوی عضو انجمن برادری را به تصویر می کشد. )
۲. He acts like a frat boy, always joking and drinking.
( او مثل یک دانشجوی پرشور و بی مسئولیت رفتار می کند، همیشه شوخی می کند و مشروب می خورد. )
۳. The bar was full of frat boys celebrating the end of exams.
( بار پر از دانشجویان عضو انجمن بود که پایان امتحانات را جشن می گرفتند. )
در فرهنگ دانشگاهی آمریکا، این واژه معمولاً به دانشجویان پسر اشاره دارد که عضو انجمن های اجتماعی و تفریحی ( Fraternities ) هستند.
... [مشاهده متن کامل]
این واژه اغلب با کلیشه هایی مانند پرتلاش، مهمانی رو، بی مسئولیت یا اهل شوخی های بچه گونه همراه است.
مثال:
( این فیلم زندگی معمول یک دانشجوی عضو انجمن برادری را به تصویر می کشد. )
( او مثل یک دانشجوی پرشور و بی مسئولیت رفتار می کند، همیشه شوخی می کند و مشروب می خورد. )
( بار پر از دانشجویان عضو انجمن بود که پایان امتحانات را جشن می گرفتند. )