dismount high horse

پیشنهاد کاربران

dismount : پیاده شدن
high horse : مغرور، پر افاده
خود را بالاتر از دیگران ندیدن، خود را کنار کشیدن، از موضع متکبرانه پایین آمدن یا ادعای اخلاقی و فضیلت را رها کردن.
این عبارت به فردی اشاره دارد که با لحنی تحقیرآمیز و از موضعی برتر به دیگران نصیحت می کند و باید فروتنی به خرج دهد.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال:
۱. You need to dismount your high horse and admit you made a mistake.
( باید از آن موضع متکبرانه پایین بیایی و اعتراف کنی که اشتباه کردی. )
۲. Stop telling us how to live; dismount your high horse.
( دیگر به ما نگویید چطور زندگی کنیم؛ خودت را کنار بکش و ادعای فضیلت نکن. )
۳. After the scandal, he had to dismount his high horse.
( پس از رسوایی، او مجبور شد از موضع متکبرانه اش پایین بیاید. )