پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣٠,٠٧٧)

بازدید
٢٧,٦٢٥
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح قدیمی و عامیانه به معنی چیزی که بسیار نادر یا پیدا کردن آن تقریباً غیرممکن است. شیر مرغ و جون آدمیزاد این اصطلاح معمولاً در قالب جمله "As ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خود را بالاتر از دیگران ندیدن، خود را کنار کشیدن، از موضع متکبرانه پایین آمدن یا ادعای اخلاقی و فضیلت را رها کردن. این عبارت به فردی اشاره دارد که ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. You need to get off your high horse and listen to other people's opinions. ( باید از آن موضع متکبرانه پایین بیایی و به نظرات دیگران گوش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مقصود خاصی داشتن، درد دل شخصی داشتن یا انگیزه ای پنهان برای انتقام یا منفعت داشتن. این عبارت معمولاً برای توصیف فردی به کار می رود که در ظاهر در حا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قرار گرفتن در مرکز توجه The news story got splashed across the front page of every newspaper. ( خبر در صفحه اول تمام روزنامه ها با بزرگنمایی چاپ شد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

مثال: ۱. Don't listen to him, he is full of shit. ( به او گوش نده، او دارد حرف های بی خود می زند. ) ۲. Everything he said was a lie; the guy is ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بدون هیچ ابهامی، صریحاً، بدون دوپهلوگویی یا قاطعانه. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی با صداقت کامل و بدون هیچ گونه تردید یا بازی با کلمات، حق ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( تلفظ: بوی - چیک ) یک اصطلاح محاوره ای و عامیانه است که ریشه در زبان ییدیشی ( زبان یهودیان اروپای شرقی ) دارد و به معنی پسر بچه، پسر خوب یا پسر کوچ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح استعاری و بسیار زیبا به معنی با تمام وجود به کسی خیره شدن، با چشم و دل از حضور کسی لذت بردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی آنقدر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. کشتن کسی: این معنی بسیار رایج در فیلم های جنایی و گنگستری است و به معنی قتل یا از بین بردن کسی است. ۲. نادیده گرفتن یا قطع رابطه: در گویش مدرن و ...

پیشنهاد
٣

کسی را اذیت نکردن، سر کسی کلاه نگذاشتن، به کار کسی دخالت نکردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که شما می خواهید از شخصی بخواهید که شما را به حال خو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک اصطلاح عامیانه و غیررسمی آروغ زدن یا صدای آروغ درآوردن. این عبارت معمولاً برای اشاره به عمل فیزیکی خارج کردن گاز از معده از دهان استفاده می شود. ...

پیشنهاد
٢

مثال: ۱. Don't talk to him now; his empty stomach feels like it has no religion. ( الان با او صحبت نکن؛ شکم گرسنه اش دین و ایمان ندارد و کلافه اس ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱. چیزی کوچک و جذاب: اشاره به چیزی که ظاهری دوست داشتنی دارد اما شاید ارزش عمیقی نداشته باشد. ۲. یک لقمه یا پاداش کوچک: گاهی به عنوان استعاره از چیز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

افشای اطلاعات محرمانه، لو دادن جزئیات یک جلسه خصوصی مثال : ۱. The employee was fired for passing notes out about the company's secret plans. ( ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مثال: ۱. Anger has been simmering in the city for weeks. ( خشم هفته هاست که زیر پوست شهر می جوشد. ) ۲. The conflict between the two teams has b ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه در استرالیا و نیوزیلند ) عالی، بسیار خوب، عالی و بی نقص یا دلپذیر. این عبارت برای توصیف چیزی یا کسی که فوق العا ...

پیشنهاد
١١

یک اصطلاح عامیانه و قدیمی ( به ویژه در گویش بریتیش ) شروع کردن به اشتباه، از ابتدا درست پیش نرفتن. این عبارت نشان می دهد که یک کار، مکالمه یا رابطه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. Make no mistake, we will win this game. ( شک نکنید، ما این بازی را خواهیم برد. ) ۲. Make no mistake about it, he is a dangerous man. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( معمولاً به صورت جمع استفاده می شود ) توهین، افترا، حرمت شکنی یا بدگویی از کسی است. این واژه زمانی به کار می رود که کسی به شهرت یا شخصیت فرد دیگری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

( معمولاً به صورت جمع استفاده می شود ) توهین، افترا، حرمت شکنی یا بدگویی از کسی است. این واژه زمانی به کار می رود که کسی به شهرت یا شخصیت فرد دیگری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

نقطه بطلان، عامل مزاحم یا مشکلی که یک موقعیت خوب را خراب می کند. این عبارت به موردی اشاره دارد که در مجموعه ای از چیزهای خوب یا برنامه ای که به خوب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. The government is planning the repatriation of refugees. ( دولت در حال برنامه ریزی برای بازگرداندن پناهندگان به کشورشان است. ) ۲. The ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال: ۱. She tried to marshal her thoughts before answering the difficult question. ( او سعی کرد قبل از پاسخ دادن به سوال دشوار، افکارش را سازمان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. Some critics argue that wokeness has gone too far in Hollywood. ( برخی منتقدان استدلال می کنند که بیداری اجتماعی در هالیوود بیش از حد پی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. Are you for or against the new proposal? ( آیا شما با پیشنهاد جدید موافق هستید یا مخالف؟ ) ۲. We are all for helping the poor. ( ما ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. He really gets off on fixing old cars. ( او واقعاً از تعمیر ماشین های قدیمی لذت می برد. ) ۲. Some people get off on making others feel ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

( تلفظ آن به صورت crack است ) یک اصطلاح ایرلندی و بریتانیایی بسیار رایج است که به معنی یک گفتگوی عالی و پرشور، یک محیط بسیار شاد و پرخنده یا خوش گذ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خیانت کردن به کسی، لو دادن کسی یا به نفع خودش علیه کسی عمل کردن. این اصطلاح زمانی استفاده می شود که فردی برای منافع شخصی یا فرار از مشکل، دوست یا ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کسی را قانع کردن یا کسی را با ایده ای موافق کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که شما سعی می کنید شخصی را متقاعد کنید که یک فکر، طرح یا محصول ارز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال: ۱. Don't give me any sass, young man! Go clean your room. ( دیگر با من لجبازی نکن پسرم! برو اتاقت را تمیز کن. ) ۲. She was fired for sass ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تمام شدن، فراغت یافتن، خلاص شدن از یا قطع رابطه کردن با. این عبارت می تواند به پایان یافتن یک کار، یا به معنای استعاری پایان دادن به یک رابطه یا وضع ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. انجام کار سخت و طاقت فرسا: استعاره ای برای کاری که نیاز به انرژی زیاد، تلاش مداوم و خستگی ناپذیر دارد ( مانند پمپاژ نفت از چاه ) . ۲. پول سازی و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

اسم در سریال ها یا فیلم های جنایی و گنگستری ( مانند سریال های مافیایی ) ، کلمه "Speaks" گاهی به عنوان یک اصطلاح کد یا نام خاص برای پاتوق، مقر یا محل ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. The chairman decided to give the floor to the representative from Iran. ( رئیس جلسه تصمیم گرفت نوبت سخنرانی را به نماینده ایران بدهد. ) ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

مثال: ۱. Stop chattering like a flibbertigibbet and focus on your work! ( مثل یک آدم وراج و پرحرف نباش و روی کارت تمرکز کن! ) ۲. She is a sweet ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مثال: ۱. Once we fixed the engine, the project was really cooking with gas. ( وقتی موتور را تعمیر کردیم، پروژه واقعاً با سرعت و موفقیت پیش رفت. ) ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

یک اصطلاح محاوره ای و عامیانه به معنی به اون نگاه کن، ببین چه خبره یا چه چیزی رو می بینی!ا این عبارت معمولاً برای جلب توجه دیگران به چیزی که شگفت ان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بچه بازی درنیار، شوخی نکن، بامزه نشو یا سعی نکن باهوش و زیرکی از زیر کار در بری. نمک نریز! این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که فردی می خواهد ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

مثال: ۱. When he cut in line, the cashier gave him the stink eye. ( وقتی او جای خود را در صف جلو زد، صندوقدار به او چشم غره رفت. ) ۲. Don't giv ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. I will be forever indebted to you for your help. ( من به خاطر کمک تان همیشه مدیون شما خواهم بود. ) ۲. The poor policies indebted the c ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. I will be forever indebted to you for your help. ( من به خاطر کمک تان همیشه مدیون شما خواهم بود. ) ۲. The poor policies indebted the c ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اِرینِیشِس یک صفت کمیاب و ادبی است به معنی شبیه خارپشت، خاردار یا مثل خارپشت. این واژه از نام علمی خانواده خارپشت ها ( Erinaceidae ) گرفته شده است ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

1. شهرستان دورست: یکی از شهرستان های تاریخی و زیبا در جنوب غربی انگلستان که مشهور به سواحل خیره کننده و سنگ های آهکی سفید ( Jurassic Coast ) است. ۲. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال: ۱. It was so cold that the cold wind nippled through her thin shirt. ( هوا آنقدر سرد بود که باد سرد از پیراهن نازکش نفوذ کرد و حس سرما به ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زندگی کردن رویایی، به آرزوی خود رسیدن رسیدن یا رویایش را به واقعیت تبدیل کردن است. این عبارت زمانی به کار می رود که فرد موفق می شود چیزی را که همیش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

مثال: ۱. He lost his job, and to twist the knife, his wife left him the same day. ( او شغلش را از دست داد و برای اینکه درد را بیشتر کند، همسرش هم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

بیکار ماندن، وقت تلف کردن، کارهای بی اهمیت انجام دادن یا بازی کردن با چیزی. این واژه معمولاً به کارهای اشاره دارد که هیچ نتیجه ای ندارند و فقط باعث ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یک واژه قدیمی و منسوخ شده در زبان انگلیسی که به معنی نمایش دادن اینکه مشغول کار هستیم، در حالی که واقعاً کاری انجام نمی دهیم. این واژه دقیقاً به تل ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مثال: ۱. I will be around if you need any help. ( اگر کمکی نیاز داشتید، من در دسترس و در اطراف خواهم بود. ) ۲. She has been around for a long t ...