🔸 معادل فارسی:
• ( صفت ) وابسته یِ متقابل / هم وابسته
• ( اسم ) فردی که در یک رابطه یِ ناسالم، به شدت به دیگری وابسته است و این وابستگی دوسویه است
• ( در روانشناسی ) کسی که نیازهایِ خود را فدایِ نیازهایِ دیگری می کند و این الگو را تکرار می کند
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( روانشناسی ) "Therapy helped her recognize that she was in a codependent relationship with her partner. "
( روان درمانی به او کمک کرد تشخیص دهد که با همسرش در یک رابطه ی هم وابسته قرار دارد. )
• ( خانواده ) "Children of alcoholics often grow up to be codependent, always trying to fix others. "
( فرزندانِ والدینِ معتاد به الکل، اغلب بزرگ سالانی هم وابسته می شوند که همیشه در تلاش برایِ حل کردنِ مشکلاتِ دیگران هستند. )
• ( اجتماعی ) "Codependent behavior includes ignoring your own needs to keep the peace in a relationship. "
( رفتارِ هم وابسته، شاملِ نادیده گرفتنِ نیازهایِ خود برایِ حفظِ آرامشِ یک رابطه است. )
• ( صفت ) وابسته یِ متقابل / هم وابسته
• ( اسم ) فردی که در یک رابطه یِ ناسالم، به شدت به دیگری وابسته است و این وابستگی دوسویه است
• ( در روانشناسی ) کسی که نیازهایِ خود را فدایِ نیازهایِ دیگری می کند و این الگو را تکرار می کند
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( روانشناسی ) "Therapy helped her recognize that she was in a codependent relationship with her partner. "
( روان درمانی به او کمک کرد تشخیص دهد که با همسرش در یک رابطه ی هم وابسته قرار دارد. )
• ( خانواده ) "Children of alcoholics often grow up to be codependent, always trying to fix others. "
( فرزندانِ والدینِ معتاد به الکل، اغلب بزرگ سالانی هم وابسته می شوند که همیشه در تلاش برایِ حل کردنِ مشکلاتِ دیگران هستند. )
• ( اجتماعی ) "Codependent behavior includes ignoring your own needs to keep the peace in a relationship. "
( رفتارِ هم وابسته، شاملِ نادیده گرفتنِ نیازهایِ خود برایِ حفظِ آرامشِ یک رابطه است. )
مهرطلبانه، مهرطلب
وابسته ( به کسی یا چیزی )
عموما در رابطه بین دو فرد تعریف میشه که یکی خود را به دیگری وابسته میدونه و تلاش در راضی نگه داشتن اون فرد داره.
عموما در رابطه بین دو فرد تعریف میشه که یکی خود را به دیگری وابسته میدونه و تلاش در راضی نگه داشتن اون فرد داره.
اعتیاد به رابطه
متکی، وابسته
هم اتکایی
فداکاری
فداکار
جدایی ناپذیر
هموابستگی ( نوعی رفتار بیمارگونه که در آن فرد به نیازهای خود توجهی ندارد و نیازهای دیگری را در اولویت قرار می دهد و به او خدمت می کند که موجب وابستگی طرف می شود )