🔸 معادل فارسی:
• هنر به معنایِ خاص / هنر اصیل
• هنرِ راستین / هنرِ حقیقی
• ( در زیبایی شناسی ) هنری که با صنعت، سرگرمی، یا جادو اشتباه گرفته نشود
🔸 معنی دقیق:
یک اصطلاح در فلسفه ی هنر و زیبایی شناسی است که توسط فیلسوف بریتانیایی، آر. جی. کالینگوود، در کتابِ کلاسیکِ خود "The Principles of Art" ( ۱۹۳۸ ) به کار گرفته شده است. بر اساسِ این دیدگاه، واژه ی �هنر� اغلب برای چیزهایی به کار می رود که در واقع �هنرِ به غلطِ نامیده شده� ( art falsely so called ) هستند؛ مانندِ صنعت ( craft ) ، سرگرمی ( amusement ) ، و جادو ( magic ) .
... [مشاهده متن کامل]
�هنرِ اصیل� در مقابلِ اینها قرار می گیرد و به فرایندِ خلقِ اثری گفته می شود که هدفِ آن صرفاً �بیانِ احساسات� است و با تخیلِ مخاطب درگیر می شود. این نوعِ هنر، برخلافِ صنعت که هدفی عملی دارد، خودبسنده است و برایِ چیزی فراتر از خودِ تجربه یِ هنری خلق نمی شود. همچنین، برخلافِ سرگرمی که صرفاً به دنبالِ تحریکِ احساساتِ سطحی است، هنرِ اصیل به بیانِ عواطف و شکل دهی به آگاهیِ انسان می پردازد.
به عبارتِ ساده تر، �هنرِ اصیل� تلاش می کند تا ماهیتِ واقعیِ هنر را از سایرِ فعالیت هایِ انسانی که ممکن است در ظاهر شبیه به هنر باشند، اما هدف یا کارکردِ دیگری دارند، جدا کند.
• هنر به معنایِ خاص / هنر اصیل
• هنرِ راستین / هنرِ حقیقی
• ( در زیبایی شناسی ) هنری که با صنعت، سرگرمی، یا جادو اشتباه گرفته نشود
🔸 معنی دقیق:
یک اصطلاح در فلسفه ی هنر و زیبایی شناسی است که توسط فیلسوف بریتانیایی، آر. جی. کالینگوود، در کتابِ کلاسیکِ خود "The Principles of Art" ( ۱۹۳۸ ) به کار گرفته شده است. بر اساسِ این دیدگاه، واژه ی �هنر� اغلب برای چیزهایی به کار می رود که در واقع �هنرِ به غلطِ نامیده شده� ( art falsely so called ) هستند؛ مانندِ صنعت ( craft ) ، سرگرمی ( amusement ) ، و جادو ( magic ) .
... [مشاهده متن کامل]
�هنرِ اصیل� در مقابلِ اینها قرار می گیرد و به فرایندِ خلقِ اثری گفته می شود که هدفِ آن صرفاً �بیانِ احساسات� است و با تخیلِ مخاطب درگیر می شود. این نوعِ هنر، برخلافِ صنعت که هدفی عملی دارد، خودبسنده است و برایِ چیزی فراتر از خودِ تجربه یِ هنری خلق نمی شود. همچنین، برخلافِ سرگرمی که صرفاً به دنبالِ تحریکِ احساساتِ سطحی است، هنرِ اصیل به بیانِ عواطف و شکل دهی به آگاهیِ انسان می پردازد.
به عبارتِ ساده تر، �هنرِ اصیل� تلاش می کند تا ماهیتِ واقعیِ هنر را از سایرِ فعالیت هایِ انسانی که ممکن است در ظاهر شبیه به هنر باشند، اما هدف یا کارکردِ دیگری دارند، جدا کند.
هنر اصل
مانند موسیقی، نمایش، شعر و مانند آن
این نوع هنر شامل صنایع دستی که مهارت فنی میخواد مثل کار با چوب، نجاری وساختن ساعت. . . نمیشه. در حالیکه افلاطون و ارسطو اینها رو هنر می نامیدند اما کالینگوود فیلسوف قرن ۱۹ و ۲۰ انگلیسی اینها رو هنر نمی دونست و معتقد بود اینها بطور نامناسب به هنر نامگذاری شدند. برای همین بطور مناسب proper نام هنر رو به شعر و موسیقی که از احساسات برمیاد اطلاق میکرد، و معروف شد به هنر اصل، :
... [مشاهده متن کامل]
مانند موسیقی، نمایش، شعر و مانند آن
این نوع هنر شامل صنایع دستی که مهارت فنی میخواد مثل کار با چوب، نجاری وساختن ساعت. . . نمیشه. در حالیکه افلاطون و ارسطو اینها رو هنر می نامیدند اما کالینگوود فیلسوف قرن ۱۹ و ۲۰ انگلیسی اینها رو هنر نمی دونست و معتقد بود اینها بطور نامناسب به هنر نامگذاری شدند. برای همین بطور مناسب proper نام هنر رو به شعر و موسیقی که از احساسات برمیاد اطلاق میکرد، و معروف شد به هنر اصل، :
... [مشاهده متن کامل]