appointments

جمله های نمونه

1. the room had fine appointments
اتاق اثاثیه ی خوبی داشت.

2. hossein is one of the new prime minister's recent appointments
حسین یکی از منصوب شدگان اخیر نخست وزیر جدید است.

انگلیسی به انگلیسی

• fittings, equipment, furnishings

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• امکانات و تجهیزات ( در خودرو یا ساختمان )
• تریم ها و آپشن های داخلی ( به ویژه در خودروهای لوکس )
• مبلمان، دکوراسیون، و تجهیزاتِ یک فضا ( در معماری )
🔸 معنی دقیق:
"Appointments" در این بافت، به مجموعه ای از امکانات، تجهیزات، و جزئیاتِ داخلیِ یک خودرو، ساختمان، یا فضایِ دیگر گفته می شود که برای افزایشِ راحتی، زیبایی، و کارایی طراحی شده اند. این کلمه معمولاً در بررسی هایِ خودرو، معماری، و هتل داری برای اشاره به کیفیتِ متریال ها، طراحیِ داخلی، و آپشن هایِ خاص استفاده می شود و نشان دهنده یِ سطحِ لوکس بودن یا توجه به جزئیات است.
...
[مشاهده متن کامل]

قرار ملاقات ها
قرار داد
appointments military: مناصب نظامی
منصوبین
قرار کاری
تجهیزات
اسباب و اثاثیه یا مبلمان ( خانه، اتومبیل و. . . )