یک عبارت رایج است و یعنی:
توانستن در یک مکان حاضر شدن / در یک برنامه شرکت کردن
مثلاً:
= نمی تونم در مهمانی شرکت کنم .
... [مشاهده متن کامل]
= می تونی فردا در جلسه حاضر بشی ؟
بنابراین make اینجا معنی معمول �ساختن� نمی دهد
مکان/رویداد make it to
= بتوانی به . . . برسی / در . . . حاضر شوی.
🔸 معادل فارسی:
• موفق شدن به رسیدن به ( جایی یا کاری )
• به موقع به جایی رسیدن
• توانستن به یک هدف یا جایگاه دست یافتن
🔸 مثال ها:
• ( فیزیکی ) "With all the traffic, I didn't think I'd make it to the airport on time. "
... [مشاهده متن کامل]
( با این ترافیکِ سنگین، فکر نمی کردم به موقع به فرودگاه برسم. )
• ( ورزش ) "She trained hard for years to make it to the Olympic team. "
( او سال ها سخت تمرین کرد تا به تیمِ المپیک برسد. )
• ( شغلی ) "He worked his way up from an intern to make it to the executive level. "
( او از یک کارآموز شروع کرد و راهش را تا سطحِ مدیریت ارشد باز کرد. )
• ( رویداد ) "I'm sorry I couldn't make it to your party last night—I was sick. "
( متأسفم که نتوانستم به مهمانیِ دیشب برسم—مریض بودم. )
• موفق شدن به رسیدن به ( جایی یا کاری )
• به موقع به جایی رسیدن
• توانستن به یک هدف یا جایگاه دست یافتن
🔸 مثال ها:
• ( فیزیکی ) "With all the traffic, I didn't think I'd make it to the airport on time. "
... [مشاهده متن کامل]
( با این ترافیکِ سنگین، فکر نمی کردم به موقع به فرودگاه برسم. )
• ( ورزش ) "She trained hard for years to make it to the Olympic team. "
( او سال ها سخت تمرین کرد تا به تیمِ المپیک برسد. )
• ( شغلی ) "He worked his way up from an intern to make it to the executive level. "
( او از یک کارآموز شروع کرد و راهش را تا سطحِ مدیریت ارشد باز کرد. )
• ( رویداد ) "I'm sorry I couldn't make it to your party last night—I was sick. "
( متأسفم که نتوانستم به مهمانیِ دیشب برسم—مریض بودم. )
راه یافتن به جایی یا مقصدی
به هدف یا نقطه مشخصی رسیدن .