پیشنهادهای *مژگان* (٢٢٣)
خدا می داند فقط خدا می داند معلوم نیست / هیچ کس نمی داند ( با حالت اغراق یا احساس ) 🔹 کاربردها: 1️⃣ وقتی چیزی خیلی واضحه ( تأکیدی ) Lord knows I ...
قرنیز مترادف : Skirting board , skirting
۱ - تمیز کردن ، پاک کردن he wiped the sweat off his forehead او عرق را از پیشانیش پاک کرد. ۲ - کاهش دادن ، کم ارزش کردن There was a huge market cr ...
فرد شیشه پاک کن ، شیشه پاک کن سر چهار راه
یکبار مصرف قابل مصرف قابل خرج در دسترس a disposable cup لیوان یک بار مصرف disposable assets دارایی های در دسترس
کلمه “Swiffer” در اصل اسم یک برند معروف برای ابزارهای تمیز کردن زمین و گردگیری ( مثل تی های خشک، مرطوب و دستمال های جاذب گرد و خاک ) . به صورت عامیا ...
یه لطف کوچک به کسی کردن یه امتیاز یا توجه جزئی دادن ( وقتی انتظار بیشتری داشته ) یه چیزی برای راضی کردن موقت دادن 🐶از این ایده میاد که به سگ یه � ...
در نظر گرفتن همه جوانب مثبت و منفی قبل از تصمیم گیری سبک سنگین کردن موضوع قبل از تصمیم گیری همه چیز را بررسی کردن کاملا سنجیدن معادل : look at bot ...
کسی را کاملاً شکست دادن خیلی جلوتر و بهتر بودن از دیگران رقبا را نابود کردن ( از نظر نتیجه ) مثال ها: Our team blew the other team out of the wate ...
نرم و چسبناک کاملا احساساتی The snail is gooey حلزون لزج و چسبناک است I can't stand gooey scenes تاب تحمل صحنه های بسیار احساساتی و مصنوعی را ندار ...
تصویب شدن قانون و . . . ( رسما پذیرفته شدن ، رسما تکمیل شدن ( قرارداد و . . . ) ) the deal didn't go through The sale of the building is set to go ...
دست از گریه کشیدن آرام کردن و تسلی دادن کسی که گریه میکنه She dried her tears and smiled او اشک هایش را پاک کرد و لبخند زد Dry your tears اشک هایت ...
بیست و پنجمین سالگرد ازدواج این اسم ها از سنت های قدیمی اروپایی میاد، مخصوصاً از آلمان قرون وسطی. رسم بوده وقتی زوجی به ۲۵ سال زندگی مشترک می رسیدن، ...
دستمال، کهنه ، پارچه لباس کهنه و پاره چیز بی ارزش و دور انداختنی روزنامه و مجله مزخرف فعالیت دانش آموزان برای امور خیریه ( اجرای نمایش و . . . ) دس ...
مترادف flat sheet
مشابه ضرب المثل های : Like father like son Apple doesn't far fall from the tree Cut from the same cloth یعنی بچه ها به مادر پدرشون میرن مادر و دخت ...
بی توجهی به اطراف ، فرو رفتن در خود When I'm dancing I zone out and feel like I'm the only one in the room. sorry – I was just zoning out there for ...
معانی و کاربرد: یک مرور کلی دیدن چیزی از بالا دید کلی نگاهی به کل وضعیت از منظری دور دورنما مثال : You can get a bird’s - eye view of the city b ...
فاصله ی کم؛ آن قدر نزدیک که بتوانی با داد زدن با کسی حرف بزنی They live just within shouting distance of the school آنها در فاصله بسیار نزدیکی از م ...
فاصله ی کم؛ آن قدر نزدیک که بتوانی با داد زدن با کسی حرف بزنی Dana Rodriguez’s next restaurant will be within shouting distance of the farm the food ...
کسی که از امتحان کردن غذاهای جدید، عجیب، خاص یا بین المللی و محلی لذت می برد متضاد picky eater She is an adventurous eater; she will try anything ...
این اصطلاح برای کالاهایی ( مانند میوه ها، سبزیجات، یا محصولات خشک ) به کار می رود که قبل از عرضه در فروشگاه ، بسته بندی شده اند. از قبل بسته بندی شد ...
یک اصطلاح انگلیسی است که به معنی �خانه ها در زمینی بسیار کوچک/محدود ( به اندازه یک تمبر پستی ) ساخته شده اند� است. این عبارت نشان دهنده تراکم بسیار ب ...
نگران چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده نباش چو فردا شود فکر فردا کنیم
چو فردا شود فکر فردا کنیم
When I put all this food on my plate for Thanksgiving my eyes were bigger than stomach زیاده روی در غذا خوردن چشمش سیر میشه اما شکمش نه
خیلی کم Last week she had little to no time to cook , she was so busy
غذای سوخته There was smoke everywhere because my dinner was burning to a crisp
دشوار بودن فهم چیزی The mathematics lectures was in over my head during the first few weeks تا چند هفته اول کلاس درس ریاضی برای من دشوار بود.
کسی را ناراحت کردن کسی را دیوانه کردن
تا جایی که من فهمیدم as far as I can tell , the bride wasn't really expecting me
فک کسی از تعجب افتادن از تعجب دهنش باز موندن
وابسته به فصاحت و بلاغت پر تصنع و پوچ پر از لفاظی بی محتوا The bullies are super rhetorical
رابطه عاشقانه کوتاه
بی عقل بودن
عقل نداشتن
ناقص عقل یه تختش کمه
داشتن دستاوردها، هوش، یا مهارت هایی فراتر از انتظار همه چی تموم بودن She is a model but she also works as a rocket scientist, she's not just a pretty ...
( نور شناسی میکروسکوپ و . . . ) عدسی نزدیک به شی مورد بررسی ، عدسی شیئی ( در برابر عدسی چشمی )
منفجر کردن ، منهدم کردن After the gas explosion the main factory was completely blown apart به کلی رد کردن, کاملاً باطل کردن, بی اعتبار کردن The stu ...
شدیدا سوپرایز کردن خیلی تحت تاثیر قرار دادن مثال: Her performance blew my socks off. اجرای او حسابی من را شگفت زده کرد. Wait till you see this mov ...
به صورت مستقیم و خط صاف فاصله مستقیم دو نقطه ( بدون پیچ و خم جاده ها ، مثل فاصله هوایی ) As the crow flies, I am very close to the school, but becau ...
آب رفته به جوی باز نمیگرده پشیمانی دیگه فایده ای نداره
خارج از توان ( مالی ) کسی
توپ و تشر زدن داد و قال کردن
دست انداختن کسی ور رفتن
Gain control of your mind rather than allow your mind to run amuck از کنترل خارج شدن Run amok
شاخ غول و شکستن
برای تاکید یه سوال و پرسش به کار میره میتونیم معنی کنیم: فقط خدا میدونه The car needs a new engine, but where in the ?name of heaven we going to ...
برعکس
براق کردن مو ( ژل زدن )
هضم و درک نکردن ایده و عقیده ای و ابراز آن هضم نکردن غذا و بالا آوردن آن
کنترل گر وسواسی ، کنترل کننده کسی که دوست دارد همه چیز را خودش کنترل کند کسی که سخت می تواند اختیار را به دیگران بدهد مثال: I’m not a control freak, ...
در درجه دوم گزینه یا انتخاب دوم
خلق و خوی متعادل خونسرد دارای ثبات شخصیتی Even tempered
در مورد مشکل صحبت کردن و بر طرف کردن آن همه چیز را کامل حل وفصل کردن جزئیات را دقیق بررسی و مرتب کردن به نتیجهٔ نهایی رساندن یک مسئله ساختار: work ...
مطمئنم
چی رو مده و چی مد نیست My friends don’t know what’s in and what’s out دوستام نمیدونند چی مُده و چی مُد نیست.
پیچوندن کسی
پر انرژی
سوپرایز کردن
مدپرست ، مدگرا
تلکه کردن پول زیادی از کسی در مسابقات ورزشی شکست دادن حریف با اختلاف امتیاز زیاد
قشنگ و دیدنی
خیلی موفق بودن
ادامه دادن بحث ، فعالیت و . . .
هدایت کردن ، رهبری کردن ، راهنمایی کردن
توجه کردن به کسی
It would be a lot of fun
قناعت داشتن با کم ساختن و سر کردن
آسیب رساندن ، صدمه فیزیکی زدن He messed up his leg playing football
مشکوک بودن ، شک داشتن ، حدس زدن
عادی نگری متعصبانه و افراطی تمایل به عادی انگاری ، عادی انگاری افراطی که باعث فلج عکس العمل در مواقع بحرانی میشه
اتومبیل پر سرعت ساخت شرکت فورد که در سال های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ معروف بوده
معادل آب شده رفته تو زمین ، دود شده رفته هوا
باز شدن با صدا ، با صدای تلق باز شدن مثل در قوطی The lid popped open در ( قوطی ) تلقی باز شد I popped open the hood من کاپوت را باز کردم
عقل کسی قد ندادن در مورد مساله ای
خوش سلیقه در ست لباس و مد
به زودی
خدمات درون خودرویی ، خدمات سواره The fast - food restaurant 's drive - through was packed with cars during lunchtime. درایو - ترو رستوران فست فود در ...
خیلی آهسته حرکت کردن
Off course مسیر اشتباه On course مسیر درست
۱ - پس از عصبی بودن بیش از حد موفق به گفتن چیزی شوید ، تمایل به صحبت کردن Witnesses often find their voices when they hear a reward has been offere ...
از کاری دست برداشتن ، تمام کردن کاری ( مخصوصا بد )
شغل دوم ، sideline ، moonlight
غمگین بودن
تحت فشار بودن The deadline's tomorrow and we haven't even started , the heat is really on now
بخاطر پر مشغله بودن مترادف What with one thing or another مثال what with this and that , I forgot to call you yesterday
آزرده ، مایوس ، خسته، عصبی
گردباد ( عشق ) آتشین ( خواستگاری و ازدواج ) عجولانه و بی فکر و تامل ( کار و احساسات و . . . ) هجوم ( سفر ، ملاقات و . . . ) مثل برق و باد و سر ...
بر خلاف انتظار
وقت طلاست دیر بجنبی باختی
خیال بافی
چقدر حاضره تلاش کنه
دور ریز خوار
ایده یا طرح غیر واقع بینانه ( معمولا در سیاست )
شانس موفقیت
کنترل نشده بدون محدودیت ، نامحدود
معمولی ( متوسط )
وقتی از کسی انتقادی میشه و شما با اون انتقاد موافقید میتونین این عبارت و بگید موافقم! درسته ! راست میگه !
متلاطم ، پرجوش و خر وش ، طوفانی
دو قطبی شده
کلک زدن ، فریب دادن نقض کردن و شکستن قانون
کتک زدن و نقش بر زمین کردن کسی متعجب ساختن کسی ، غافلگیر کردن کسی
بعضی مواقع همoff حذف میشه I am ticked
۱ - پیامد منفی ۲ - ذرات رادیواکتیو پیامد منفی ذرات رادیواکتیو
پارتی داشتن
امتحان کردن کاری انتقاد کردن کتک زدن
مثل عجل معلق ( کاری را تند انجام دادن )
کم بخور همیشه بخور
زدی به هدف ( درست گفتی )
( ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﻭ ﻏﯿﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ) ﺑﻠﯿﻂ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﯾﺎ ﻣﺠﺪﺩ، ﺑﻠﯿﻂ ﺑﺎﺭﺍﻥ ( ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﯾﺎ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺑﻌﺪﯼ ﺭﻓﺖ ) ( ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﻤﺎﻥ ...
پکرم! پایه ام!
مبهوت و متحیر کردن
مراقبت کردن از کسی نگهداری کردن از کسی سرپرستی و مسئولیت کسی را قبول کردن
ناعادلانه رفتار کردن با کسی
وضع کنونی، شرایط فعلی
جدایی کامل و ناگهانی از شخصی ، سازمانی یا موقعیتی
بد خلق ، بهانه گیر ، عبوس، اخمو
به زودی میبینمت See you soon
پز متواضعانه خود نمایی فروتنانه فخر فروشی متواضعانه
به شدت خسته کننده ( فعالیت )
مهارت خیره کننده داشتن ( معمولا در ورزش و یا در زمینه های دیگر ) درخشیدن در کاری
کج بودن طبق طرح و نقشه پیش نرفتن
توجه زیادی به کسی داشتن
به خاطر خدا !
اتفاق نادر
سخنرانی طولانی و شدیداللحن توپ و تشر زدن نطق غرا و انتقاد آمیز
عصبانیت به جا و به حق
معطوف کردن به سوی ، توجه کردن به
To “sink your teeth into” something can mean to take a very large bite of food But as an idiom It means to become very involved and interested in ...
دگرگون کننده ، تغییر دهنده
ریکاوری و سرپا شدن معمولا بعد از بیماری
Back burner حالتی از اجاق گاز است که غذا را به آرامی میپزد، کنایه از کار و چیزی که اضطراری در انجام اون نیست، کم اولویت
هر مکان و منطقه و شهر عقب افتاده و نامطلوب و ناخوشایند
بی قرار بودن ، مضطرب و نگران بودن
دل به دریا زدن ، ترس و تردید را کنار گذاشتن و کاری را انجام دادن
رفتار کردن مثله. . .
بچه تخس ، بچه شیطان، بچه خیابانی شر
تعیین کردن هدف های آسانتری
کارهای مختلف زیادی انجام دادن به منظور پیدا کردن شغل بهتر و رسیدن به هدف مورد نظر درخواست های زیادی برای شغل های مختلف دادن
بسیار خوش شانس بودن ، بخت و اقبال زیادی به کسی روی آوردن
شب سال نو ( شب سی و یکم دسامبر )
۱ - آتش بازی ۲ - آشوب ، جار و جنجال
۱ - آسان شدن کارها ۲ - بدتر شدن شرایط
درآمد غیر مستقیم
مخلص کلام
جوجه رو آخر پاییز میشمارن
کسی را دلداری دادن ، روحیه دادن ، خوشحال کردن
غلبه کردن ، با موفقیت عبور کردن از مشکل و. . . به زور از مانعی عبور کردن
به داد کسی رسیدن
قیل و قال کردن ، آشوب به پا کردن
قیل و قال راه انداختن ، الم شنگه به پا کردن، آشوب به پا کردن
علاقه داشتن ، نقطه ضعف داشتن
کوه پایه
منطقی ، واقع گرا مبتکر و خوش فکر و زرنگ مصمم ، قاطع، سمج ، سخت گیر، پوست کلفت، سرسخت خودرای ، لجباز ، یکدنده ، کله شق بی عاطفه و بی ملاحظه ، کینه ...
۱ - آزمودن، تست کردن، امتحان کردن چیزی ۲ - برای شرکت در تئاتر، تیم ورزشی و . . . آزمون دادن شرکت کردن در مسابقه ی گزینشی مثال : I want to try out t ...
جلوی پیشروی چیزی را گرفتن گیر کردن / درگیر شدن و جلو نرفتن کند شدن به خاطر مشکل یا جزئیات زیاد زیر فشار کار یا مسئله موندن 🔹 تصویر ذهنی 🌧️ bog یعن ...
1. به موفقیت دست یافتن 2. به موقع جایی رسیدن ، سر قرار حاضر شدن 3. زنده ماندن، دوام آوردن ، جان سالم به در بردن 4. از پسِ چیزی برآمدن / تحمل کردن 5. ...
ناهموار ، پر از برآمدگی
همیشه ماندگار و پابرجا
کاملا درست گفتن
ترسیدن
Leap at the chance
دوای هر درد
به عبارتی دیگه
مرتبط بودن
طرح و عملی که منجر به شکست میشه زمینه ساز شکست ، عامل شکست
جنگیدن علیه تغییرات ، ایستادگی کردن مقاومت کردن
دوباره از سر گرفتن
از کاری دست کشیدن ، دست برداشتن ، متارکه کردن جا انداختن، فراموش کردن
حمله کردن و کشتن
دست خود آدم نبودن ، مجبور بودن،
۱ - کنترل کردن شرایط و جلوگیری از بدتر شدن آن ۲ - راز داری
آدم بد اخلاق ، بد قلق ، بد جنس
وجدان ، اراده درونی ، If you have strong moral fiber it means you always try to do what is good what right, if you have weak moral fiber it means it ...
تا آنجا که به چیزی یا کسی مربوط میشه. . .
کسی را مضطرب کردن و ترساندن ، اگر کسی یا چیزی شما را می ترساند یا عصبی میکند میتوانید از این اصطلاح استفاده کنید
این اصطلاح در مورد آغاز هر تعهد مهمی به کار میره
بهترین چیزی بودن
به تدریج و در طول زمان به وجود آمدن
با قدرت بدنی و بدون اسلحه
خانواده و دوستان ، نزدیکان
با نفس حبس شده ( از شدت هیجان و اضطراب )
قانونی کردن یک قرارداد، به رسمیت شناختن توافق نامه
تحت کنترل خود داشتن ( رو انگشت خود چرخاندن )
۱ - همه گیر Intrested in the project was contagious and soon all opposition to it collapsed علاقه به این پروژه همه گیر شد و زود همه مخالفت ها از بی ...
خیلی بهتر و سریع تر از کسی دیگه عمل کردن ، نسبت به کسی دیگه عملکرد خیلی بهتری داشتن به جای circles میتوان از rings هم استفاده کرد
دست به کار شدن ، آستین ها رو بالا زدن ، کمر همت بستن
ایده پردازی کردن
به شدت رقابتی ، بسیار رقابتی
کسی که میتونه کارها رو سازماندهی کنه، میتونه مشکلات و حل کنه
سر کسی دادن زدن
این اصطلاح در مورد کسانی به کار میره که تو کسب و کارشون خیلی موفقند و پول زیادی بدست میارن، زندگی پرمشغله و پر استرس داشتن
خارج کردن از اختفا بیرون آوردن تولید و عرضه کردن
بین بد و بدتر بودن ، نه راه پس و نه راه پیش داشتن
عروسک خرس پشمالو ، خرس تدی
لباس فیک و غیر اصل
بلک جک نوعی بازی با ورق ( بیست و یک )
مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه ، سخت بودن پیدا کردن چیزی
وقتی که مطمئن نیستیم که جواب سوالم چیه این عبارت و میگیم برای مثال I asked the question :what is it about getting behind the wheel that brings out p ...
It appears to me, it seems
۱ - لقمه بزرگ گرفتن To “get one's teeth into” something Can mean to take a very large bite of food! ۲ - علاقه مند شدن و درگیر شدن در کاری یا چیزی Bu ...
قضاوت چیزی بعد از استفاده از آن ببینیم و تعریف کنیم به عمل کار برآید به سخن دانی نیست
to stop , to no longer do it , especially when we're talking about something you shouldn't be doing anyway , something that's bad
سوء تفاهم نشه ، اشتباه برداشت نکن
سوال پرسیدن از فردی متخصص ، نظر کسی را پرسیدن برای کسب اطلاعات ، مشورت کردن با فردی متخصص
شورشو درآوردن
انتقاد آزار دهنده کردن ، مدام به کسی غر زدن
آب در هاون کوبیدن ، کار بیهوده انجام دادن
to be in charge, to give order, to make the decisions مسئول بودن ، دستور دادن ، تصمیم گیرنده بودن you may know everything, but here in the gym I call ...
چک کردن و بررسی کردن Let me pull up your account
خود را به انجام کار سخت مجبور کردن ، قورباغه قورت دادن ، انجام کاری ناخوشایند ولی ضروری ، کاری که به هر حال باید انجام شود
حل و فصل کردن ، فیصله دادن نواقص و جزییات را درست کردن اوضاع و کارها را مرتب کردن معنی تحت اللفظی یعنی مثل اتو کردن چروک ها، مشکلات را صاف و هموار ک ...
احساس خیلی خوب و عالی داشتن خیلی خوشحال بودن مثال ها: After a good night’s sleep, I feel like a million bucks. بعد از یه خواب خوب، احساس فوق العاده ...
sorry to bail on you Mike , right when you get here رفتن ناگهانی ، ترک کردن کسی
خیلی خوب به کسی سرویس دادن ، همه نیاز های شخصی کسی را برطرف کردن ، کاملا به کسی رسیدگی کردن She can't take care of herself . She always needs someone ...
means to do a lot in a short time
راز خود را با کسی در میان گذاشتن ، محرمانه گفتن
?How do you say “Don't push your luck!” ?John: Mary, can you take the rubbish out Mary: Yeah, sure. John: And then come and give me a massage befor ...
فرزند نظامی یا ارتشی مثال: when I was younger I knew a girl named Katie , she was a army brat . her family moved five times in six year
وراجی کردن ، پر حرفی کردن ، پرچانگی کردن yap , cackle
نقش یا اولویت کمتری گرفتن عقب نشینی کردن در حاشیه قرار گرفتن مثال: women used to take the back seat in the family زنان در گذشته قدرت کمتری در خانوا ...