mess with someone

پیشنهاد کاربران

با کسی در افتادن
سربه سر کسی گذاشتن
دست انداختن کسی
ور رفتن
اصطلاح
اذیت یا آزار یا رنجاندن کسی به شیوه ای خصمانه یا شیطنت آمیز
مداخله در کار کسی یا چیزی به شکلی که باعث هرج و مرج و اختلال شود
مثال؛
Don't mess with me, I'm not in the mood for your jokes today
...
[مشاهده متن کامل]

I wouldn't mess with that machine if I were you, it's not working properly
He's always messing with his little sister, but she knows how to stand up for herself

هم پر شدن ( با چیز یا فرد خطری ) ، هم کلام شدن، در افتادن
( برای هشدار به فرد ) کل کل کردن
( هشدار برای ) سر به سر کسی گذاشتن