دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٩,٨٥٧
رتبه
رتبه در دیکشنری
٥٣٣
لایک
لایک
٧٤١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٤٣

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
١

خیلی شیرین

دیدگاه
٤

تسلط خوبی داشتن She had a good command of Spanish

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٣

وزنه دسته دار کتل بل ( معمولاً همون انگلیسیش استفاده میشه ) مثال : She increased the kettlebell weight. او وزن کتل بل را بیشتر کرد.

دیدگاه
٢

تقصیر رو گردن کسی انداختن کسی رو مقصر دونستن مثال های کاربردی: Don’t lay the blame on me! تقصیر رو گردن من ننداز! He laid the blame on his assistant ...

دیدگاه
١

با کسی رابطه قوی و مطمئن داشتن هواشو داره پشتش بهش گرمه باهاش رفیقه / رابطه محکمی داره جاش پیشش محکمه این اصطلاح رسمی نیست؛ بیشتر تو مکالمه غیررسمی ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The ads helped Nike to achieve iconic status.
دیدگاه
٨

تبلیغات به نایک کمک کرد تا مشهور شود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Drinks were on the house.
دیدگاه
١

نوشیدنی ها رایگان بودند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She bustled about trying to wait on two customers at once.
دیدگاه
١

او با عجله سعی میکرد به دو مشتری به طور همزمان سرویس دهد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Don't worry about that mistake, it's water under the bridge.
دیدگاه
١

در مورد آن اشتباه نگران نباش ، گذشته ها گذشته.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He tends to sit on the fence at meetings.
دیدگاه
٢

او مایل است که در جلسات سکوت اختیار کند

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.