دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
از حد گذروندن پا را از گلیم خود درازتر کردن زیاده روی کردن از مرز ادب، احترام یا اختیارات عبور کردن مثال ها: I think he overstepped the mark with th ...
یه چیزی رو امتحان کردن یه شانس و فرصت به چیزی دادن مثال ها : I've never tried sushi, but I'll give it a go. هیچ وقت سوشی نخوردم، ولی امتحانش می کنم. ...
این عبارت یکی از مودبانه ترین راه های ابراز ناراحتی یا اعتراضه. �خوشم نمیاد که. . . � �اصلاً از این کار راضی نیستم. . . � �این رفتار رو نمی پسندم ...
اشاره به جمله ی : I love you مثال : Has he said those three little words to you yet ?
مستقل شدن تجربه های جدید کسب کردن از محدوده امن خودت بیرون اومدن و رشد کردن مثال های کاربردی : She moved to another city to spread her wings. برای ...
جدیدترین ترجمهها
تبلیغات به نایک کمک کرد تا مشهور شود
او با عجله سعی میکرد به دو مشتری به طور همزمان سرویس دهد
در مورد آن اشتباه نگران نباش ، گذشته ها گذشته.
او مایل است که در جلسات سکوت اختیار کند