تقصیر رو گردن کسی انداختن
کسی رو مقصر دونستن
مثال های کاربردی:
Don’t lay the blame on me!
تقصیر رو گردن من ننداز!
He laid the blame on his assistant.
تقصیر رو گردن دستیارش انداخت.
... [مشاهده متن کامل]
🔄 عبارت های مشابه:
Blame someone for something
She blamed me for the mistake.
Point the finger at someone
He pointed the finger at his colleague.
Shift the blame
تقصیر رو منتقل کردن به یه نفر دیگه
It’s unfair to lay all the blame on one person.
منصفانه نیست همه تقصیر رو بندازی گردن یه نفر.
کسی رو مقصر دونستن
مثال های کاربردی:
تقصیر رو گردن من ننداز!
تقصیر رو گردن دستیارش انداخت.
... [مشاهده متن کامل]
🔄 عبارت های مشابه:
تقصیر رو منتقل کردن به یه نفر دیگه
منصفانه نیست همه تقصیر رو بندازی گردن یه نفر.