make a clean break

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی
• قاطعانه و کامل قطع کردن ( رابطه یا وابستگی )
• یک باره و بدون بازگشت رها کردن
• به طور کامل و بدون حاشیه پایان دادن
🔸 مثال ها:
She finally decided to make a clean break from her toxic relationship.
...
[مشاهده متن کامل]

او سرانجام تصمیم گرفت رابطه ی سمی خود را قاطعانه و برای همیشه قطع کند.
He made a clean break with the company and started his own business.
او به طور کامل و بدون بازگشت از آن شرکت جدا شد و کسب وکار خود را راه اندازی کرد.
If you want to quit smoking, you need to make a clean break.
اگر می خواهی سیگار را ترک کنی، باید یک باره و کامل آن را کنار بگذاری.
They made a clean break from the past and moved to a new country.
آنها از گذشته ی خود به طور کامل و بدون بازگشت جدا شدند و به کشور جدیدی نقل مکان کردند.

جدایی کامل و ناگهانی از شخصی ، سازمانی یا موقعیتی
: to end sth
To remove oneself wholly and permanently from a relationship, situation, or attachment.
پایان دادن به، گسستن از، فاصله گرفتن از
I've been lingering too much on the mistakes I made in the past. It's high time I made a clean break and started fresh!
...
[مشاهده متن کامل]

من بیش از حد روی اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده ام معطل مانده ام. وقت آن است که تمامش کنم و شروع تازه ای داشته باشم!
I think I need to make a clean break from Robert. Our relationship has just grown so co - dependent lately.
فکر می کنم باید از روبرت فاصله بگیرم. رابطه ما اخیراً خیلی به هم - وابسته شده است.

شروع دوباره داشتن