پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٩,٨٨١)
خبر دادن، اعلام کردن یا پخش کردن یک خبر این عبارت زمانی استفاده می شود که شخصی می خواهد اطلاعات یا پیامی را به صورت گسترده به گوش افراد یا گروه خاص ...
کارآموز، تازه کار یا کسی که تحت آزمایش است. این کلمه به فردی اشاره دارد که در دوره ای از آزمایش، آموزش یا نظارت خاص قرار دارد تا صلاحیت خود را ثابت ک ...
۱. باردار کردن ( اصطلاحی و کمی بی ادبانه ) : رایج ترین معانی در زبان محاوره ای امروزی، به معنای باردار کردن کسی است. He got her knocked up and now ...
۱. داشتن کرایه ( حمل ونقل ) : اشاره به اینکه پولِ بلیط یا هزینه سفر ( تاکسی، اتوبوس، کشتی و. . . ) را در اختیار دارد. The passengers did not have ...
نظارت یا کنترل از نزدیک ( Micromanagement ) : در محیط کار یا مدیریت، گاهی به وضعیتی اشاره دارد که مدیر یا سرپرست مدام بر کار کارمند نظارت دارد و دقیق ...
1. داشتن برنامه یا قرار ملاقات: اشاره به اینکه کسی در زمانی خاص مشغولیتی دارد. I have on a doctor's appointment tomorrow morning. من فردا صبح یک ...
**موفق شدن در انجام کاری** یا **با موفقیت پیش بردن** این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که فردی تلاش می کند یک پروژه، شغل، رابطه یا کسب وکار را ...
یک اصطلاح قدیمی در زبان انگلیسی است که به معنای آدم ناخوانده یا کسی که همیشه برمی گردد است. این عبارت از ضرب المثل A bad penny always turns up گرفت ...
دعوای شدید، مشاجره طولانی یا جنگ و جدال است. این عبارت معمولاً برای توصیف موقعیت هایی استفاده می شود که دو نفر یا دو گروه با شدت و هیجان زیادی با هم ...
دعوا و پرخاشگری: یک اصطلاح غیررسمی برای اشاره به دعوای شدید، کلامی یا فیزیکی بین دو نفر. مثال؛ The neighbors had a huge ding - dong over the parkin ...
کاربرد به عنوان اسم ( Noun ) : ۱. مالک زمین در انگلستان: در گذشته به مردی ثروتمند و اشرافی گفته می شد که صاحب زمین در یک روستا بود و نقش رهبری محلی ...
خجالت زده کردن یا ناموفق عمل کردن این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی با عملکرد بد خود باعث می شود گروه، تیم، خانواده یا کشورش در دید دیگران بد ش ...
عبارت **put in the family way** یک اصطلاح قدیمی و غیررسمی در زبان انگلیسی است که به معنای **باردار شدن** است. این اصطلاح معمولاً برای اشاره به وضعی ...
**Run true to form** یک اصطلاح در زبان انگلیسی است که به معنای طبق انتظار عمل کردن یا طبق عادت و سابقه رفتار کردن است. این عبارت زمانی به کار می رود ...
عبارت **Terra Incognita** ( تلفظ: تِرا اینکُگنیِتا ) یک اصطلاح لاتین است که به معنای **سرزمین ناشناخته** یا **زمین مجهول** است. این عبارت در گذشته ...
۱. **بریدن یا قیچی کردن:** جدا کردن بخشی از چیزی با استفاده از قیچی یا ابزاری برنده ( مانند بریدن انتهای کاغذ یا ناخن ) . - "She **clipped** the ar ...
۱. خاموش شدن یا ضعیف شدن تدریجی: اشاره به آتش، انفجار یا انرژی که آرام آرام از بین می رود. "The fireworks fizzled out before they reached the sky. ...
**کاربرد به عنوان فعل ( Verb ) :** ۱. **بازی کردن و شاد بودن:** انجام دادن کارهایی با شور و اشتیاق و بازیگوشی. - "The children **frolicked** in th ...
کد ژنتیکی دفاعی ( Defense Gene ) : در زیست شناسی، ممکن است به ژن هایی اشاره داشته باشد که وظیفه دفاع از ارگانیسم را بر عهده دارند. "Scientists map ...
۱. **دقت و سخت گیری دقیق:** حالت یا کیفیتِ دقیق بودن، سخت گیر بودن و اصولی عمل کردن. این معانی اغلب در مورد روش های علمی، تحقیقاتی یا اجرای قانون است ...
این عبارت ( Live in sin ) یک اصطلاح قدیمی و ایدئوماتیک در زبان انگلیسی است که به معنای **زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی** است. این اصطلاح معمولاً زما ...
زیادی، فزونی یا میزانی فراتر از حد معمول و مجاز. این واژه هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت به کار می رود. **کاربرد به عنوان اسم:** ۱. **مقدار ب ...
کلیتم نسترا ( Clytemnestra ) در اسطوره های یونان باستان، همسر آگاممنون و ملکه میسنا بود. او یکی از شخصیت های پیچیده و پرحاشیه در تراژدی های یونانی به ...
معجزات، آیات و کرامات یا رویدادهای خارق العاده. این اصطلاح اغلب در متون مذهبی برای توصیف کارهای فوق العاده ای که قدرت خدا یا یک نیروی برتر را نشان ...
گورستان، قبرستان یا محل دفن اجساد است. این کلمه همچنین می تواند به معنای محل نگهداری وسایل نقلیه فرسوده و اسقاطی ( مانند هواپیماها یا کشتی های قدیم ...
پایانه، ایستگاه آخر یا نقطه پایان است. این کلمه اغلب برای ایستگاه پایانی قطار یا اتوبوس، و همچنین به صورت مجازی برای نقطه پایانی یک سفر یا رویداد ب ...
یک اصطلاح محاوره ای بریتانیایی است که به معنای شرکت کردن در شرط بندی فوتبال است. این اشاره به شرکت هایی مانند "Footbal Pools" دارد که در آن افراد ن ...
نگهبانی دادن، مراقبت از امور یا مدیریت موقت است. این عبارت می تواند به معنای واقعی یعنی نگهبانی از یک مغازه، یا به معنای کنایی یعنی مسئولیت رسیدگی ...
کار غیرقانونی یا فریبکارانه: کسب وکاری که پول کلان به دست می آورد اما اغلب غیرقانونی یا غیراخلاقی است. مثال؛ The police are investigating a gambling ...
در اصطلاح محاوره ای، این کلمه به معنای حرف های بی ارزش، نادرست یا بی معنی به کار می رود. مثال؛ I don't believe this tripe. من به این حرف های بی ارز ...
set - to اسم مشاجره، دعوای شدید، درگیری فیزیکی یا رقابت تنگاتنگ است. این کلمه معمولاً برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که دو نفر یا دو گروه با هم و ...
اصطلاحی است که ریشه در بافتن پارچه دارد و به معنای تار و پود چیزی است. این عبارت به صورت استعاری برای توصیف اساس و بنیان، ساختار اصلی یا جزئیات دره ...
مثال؛ She spent the afternoon filing documents. او بعدازظهر را صرف بایگانی اسناد کرد. The lawyer is busy filing a lawsuit. وکیل مشغول ثبت شکایت ( ...
My commiserations on your team's loss. همدردی مرا به خاطر شکست تیمتان بپذیرید. Please accept my commiserations on the death of your father. مرگ ...
مثال؛ The actor enjoys the adulation of his fans. آن بازیگر از ستایش افراطی هوادارانش لذت می برد. He warned the leader not to believe his own adul ...
از روی کینه، از روی بدخواهی یا به قصد اذیت کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی کاری را انجام می دهد فقط برای اینکه ناراحتی یا ضرری به دیگری ...
فساد، بی اعتباری یا غیرقانونی بودن. این کاربرد معمولاً برای توصیف افراد، سیستم ها یا نهادهایی به کار می رود که اصول اخلاقی یا قانونی را رعایت نمی کن ...
کوبیده شدن، تحقیر شدن یا گلایه شدید از کسی شنیدن مثال؛ He really got a clatter off his boss for being late. او واقعاً به خاطر تأخیر از طرف رئیسش کوب ...
جر و بحث کردن، دعوا کردن یا برخورد تند داشتن با کسی مثال؛ I heard John and his neighbor having a bit of a go over the fence this morning. شنیدم ک ...
تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کاری. این عبارت اغلب زمانی استفاده می شود که کسی می خواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر مطمئن نباشد که موفق می شود یا ن ...
تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کاری. این عبارت اغلب زمانی استفاده می شود که کسی می خواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر مطمئن نباشد که موفق می شود یا ن ...
این عبارت یک اصطلاح عامیانه بریتانیایی قدیمی است. Bob واحدی از پول قدیمی انگلستان بود ( معادل ۱۲ پنس قدیمی یا یک شلینگ ) . Two - bob معمولاً به معنای ...
ضربه، طوفان، دمیدن، یا در زبان عامیانه به معنای شکست و ناامیدی ( مانند "it blows" ) . مثال ها: ۱. It really blows that we have to work on the week ...
پرستار شیرده ( زنی که برای شیر دادن به نوزاد دیگری استخدام می شود ) . در معنای مجازی می تواند به کسی یا چیزی گفته شود که از ابتدا تا انتها مراقبت و ...
هوشیار بودن، توجه کامل داشتن، متمرکز ماندن روی هدف یا کار اصلی ( معادل فارسی: حواست به کارت باشد، سرت به کار خودت باشد، هدف را گم نکن ) . مثال ها: ...
ایده آل گرا، رمانتیک شدید یا داشتن توهمات شیرین و غیرواقعی ( معادل فارسی: عاشق و معشوق، چشم براه، خیال باف ) . مثال ها: ۱. She got married with s ...
مثال ها: ۱. The medical team worked round the clock to save the victims of the earthquake. تیم پزشکی برای نجات قربانیان زلزله به صورت شبانه روزی ک ...
مثال ها: ۱. You can trust him; his business is completely on the level. می توانی به او اعتماد کنی؛ کارش کاملاً راست و درست ( قانونی ) است. ۲. I ...
این عبارت ( که معمولاً به صورت "count one's blessings" یا "thank God for small mercies" استفاده می شود ) به معنای نعمت های کوچک، جای شکرش باقیه یا خو ...
در زبان عامیانه بریتانیایی به عنوان یک فعل یا اسم برای بیان خشم، تعجب یا توصیف وضعیت های دشوار به کار می رود و معانی مجازی و کنایی زیر را دارد: ۱. ن ...