پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٨٨١)

بازدید
٢٧,٢٤٥
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خبر دادن، اعلام کردن یا پخش کردن یک خبر این عبارت زمانی استفاده می شود که شخصی می خواهد اطلاعات یا پیامی را به صورت گسترده به گوش افراد یا گروه خاص ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارآموز، تازه کار یا کسی که تحت آزمایش است. این کلمه به فردی اشاره دارد که در دوره ای از آزمایش، آموزش یا نظارت خاص قرار دارد تا صلاحیت خود را ثابت ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. باردار کردن ( اصطلاحی و کمی بی ادبانه ) : رایج ترین معانی در زبان محاوره ای امروزی، به معنای باردار کردن کسی است. He got her knocked up and now ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱. داشتن کرایه ( حمل ونقل ) : اشاره به اینکه پولِ بلیط یا هزینه سفر ( تاکسی، اتوبوس، کشتی و. . . ) را در اختیار دارد. The passengers did not have ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نظارت یا کنترل از نزدیک ( Micromanagement ) : در محیط کار یا مدیریت، گاهی به وضعیتی اشاره دارد که مدیر یا سرپرست مدام بر کار کارمند نظارت دارد و دقیق ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1. داشتن برنامه یا قرار ملاقات: اشاره به اینکه کسی در زمانی خاص مشغولیتی دارد. I have on a doctor's appointment tomorrow morning. من فردا صبح یک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

**موفق شدن در انجام کاری** یا **با موفقیت پیش بردن** این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که فردی تلاش می کند یک پروژه، شغل، رابطه یا کسب وکار را ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح قدیمی در زبان انگلیسی است که به معنای آدم ناخوانده یا کسی که همیشه برمی گردد است. این عبارت از ضرب المثل A bad penny always turns up گرفت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دعوای شدید، مشاجره طولانی یا جنگ و جدال است. این عبارت معمولاً برای توصیف موقعیت هایی استفاده می شود که دو نفر یا دو گروه با شدت و هیجان زیادی با هم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دعوا و پرخاشگری: یک اصطلاح غیررسمی برای اشاره به دعوای شدید، کلامی یا فیزیکی بین دو نفر. مثال؛ The neighbors had a huge ding - dong over the parkin ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاربرد به عنوان اسم ( Noun ) : ۱. مالک زمین در انگلستان: در گذشته به مردی ثروتمند و اشرافی گفته می شد که صاحب زمین در یک روستا بود و نقش رهبری محلی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خجالت زده کردن یا ناموفق عمل کردن این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی با عملکرد بد خود باعث می شود گروه، تیم، خانواده یا کشورش در دید دیگران بد ش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت **put in the family way** یک اصطلاح قدیمی و غیررسمی در زبان انگلیسی است که به معنای **باردار شدن** است. این اصطلاح معمولاً برای اشاره به وضعی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

**Run true to form** یک اصطلاح در زبان انگلیسی است که به معنای طبق انتظار عمل کردن یا طبق عادت و سابقه رفتار کردن است. این عبارت زمانی به کار می رود ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت **Terra Incognita** ( تلفظ: تِرا اینکُگنیِتا ) یک اصطلاح لاتین است که به معنای **سرزمین ناشناخته** یا **زمین مجهول** است. این عبارت در گذشته ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. **بریدن یا قیچی کردن:** جدا کردن بخشی از چیزی با استفاده از قیچی یا ابزاری برنده ( مانند بریدن انتهای کاغذ یا ناخن ) . - "She **clipped** the ar ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

۱. خاموش شدن یا ضعیف شدن تدریجی: اشاره به آتش، انفجار یا انرژی که آرام آرام از بین می رود. "The fireworks fizzled out before they reached the sky. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

**کاربرد به عنوان فعل ( Verb ) :** ۱. **بازی کردن و شاد بودن:** انجام دادن کارهایی با شور و اشتیاق و بازیگوشی. - "The children **frolicked** in th ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کد ژنتیکی دفاعی ( Defense Gene ) : در زیست شناسی، ممکن است به ژن هایی اشاره داشته باشد که وظیفه دفاع از ارگانیسم را بر عهده دارند. "Scientists map ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. **دقت و سخت گیری دقیق:** حالت یا کیفیتِ دقیق بودن، سخت گیر بودن و اصولی عمل کردن. این معانی اغلب در مورد روش های علمی، تحقیقاتی یا اجرای قانون است ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

این عبارت ( Live in sin ) یک اصطلاح قدیمی و ایدئوماتیک در زبان انگلیسی است که به معنای **زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی** است. این اصطلاح معمولاً زما ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

زیادی، فزونی یا میزانی فراتر از حد معمول و مجاز. این واژه هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت به کار می رود. **کاربرد به عنوان اسم:** ۱. **مقدار ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلیتم نسترا ( Clytemnestra ) در اسطوره های یونان باستان، همسر آگاممنون و ملکه میسنا بود. او یکی از شخصیت های پیچیده و پرحاشیه در تراژدی های یونانی به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معجزات، آیات و کرامات یا رویدادهای خارق العاده. این اصطلاح اغلب در متون مذهبی برای توصیف کارهای فوق العاده ای که قدرت خدا یا یک نیروی برتر را نشان ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گورستان، قبرستان یا محل دفن اجساد است. این کلمه همچنین می تواند به معنای محل نگهداری وسایل نقلیه فرسوده و اسقاطی ( مانند هواپیماها یا کشتی های قدیم ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پایانه، ایستگاه آخر یا نقطه پایان است. این کلمه اغلب برای ایستگاه پایانی قطار یا اتوبوس، و همچنین به صورت مجازی برای نقطه پایانی یک سفر یا رویداد ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح محاوره ای بریتانیایی است که به معنای شرکت کردن در شرط بندی فوتبال است. این اشاره به شرکت هایی مانند "Footbal Pools" دارد که در آن افراد ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نگهبانی دادن، مراقبت از امور یا مدیریت موقت است. این عبارت می تواند به معنای واقعی یعنی نگهبانی از یک مغازه، یا به معنای کنایی یعنی مسئولیت رسیدگی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کار غیرقانونی یا فریبکارانه: کسب وکاری که پول کلان به دست می آورد اما اغلب غیرقانونی یا غیراخلاقی است. مثال؛ The police are investigating a gambling ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در اصطلاح محاوره ای، این کلمه به معنای حرف های بی ارزش، نادرست یا بی معنی به کار می رود. مثال؛ I don't believe this tripe. من به این حرف های بی ارز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

set - to اسم مشاجره، دعوای شدید، درگیری فیزیکی یا رقابت تنگاتنگ است. این کلمه معمولاً برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که دو نفر یا دو گروه با هم و ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

اصطلاحی است که ریشه در بافتن پارچه دارد و به معنای تار و پود چیزی است. این عبارت به صورت استعاری برای توصیف اساس و بنیان، ساختار اصلی یا جزئیات دره ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال؛ She spent the afternoon filing documents. او بعدازظهر را صرف بایگانی اسناد کرد. The lawyer is busy filing a lawsuit. وکیل مشغول ثبت شکایت ( ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

My commiserations on your team's loss. همدردی مرا به خاطر شکست تیمتان بپذیرید. Please accept my commiserations on the death of your father. مرگ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال؛ The actor enjoys the adulation of his fans. آن بازیگر از ستایش افراطی هوادارانش لذت می برد. He warned the leader not to believe his own adul ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

از روی کینه، از روی بدخواهی یا به قصد اذیت کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی کاری را انجام می دهد فقط برای اینکه ناراحتی یا ضرری به دیگری ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فساد، بی اعتباری یا غیرقانونی بودن. این کاربرد معمولاً برای توصیف افراد، سیستم ها یا نهادهایی به کار می رود که اصول اخلاقی یا قانونی را رعایت نمی کن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوبیده شدن، تحقیر شدن یا گلایه شدید از کسی شنیدن مثال؛ He really got a clatter off his boss for being late. او واقعاً به خاطر تأخیر از طرف رئیسش کوب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

جر و بحث کردن، دعوا کردن یا برخورد تند داشتن با کسی مثال؛ I heard John and his neighbor having a bit of a go over the fence this morning. شنیدم ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کاری. این عبارت اغلب زمانی استفاده می شود که کسی می خواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر مطمئن نباشد که موفق می شود یا ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کاری. این عبارت اغلب زمانی استفاده می شود که کسی می خواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر مطمئن نباشد که موفق می شود یا ن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت یک اصطلاح عامیانه بریتانیایی قدیمی است. Bob واحدی از پول قدیمی انگلستان بود ( معادل ۱۲ پنس قدیمی یا یک شلینگ ) . Two - bob معمولاً به معنای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ضربه، طوفان، دمیدن، یا در زبان عامیانه به معنای شکست و ناامیدی ( مانند "it blows" ) . مثال ها: ۱. It really blows that we have to work on the week ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرستار شیرده ( زنی که برای شیر دادن به نوزاد دیگری استخدام می شود ) . در معنای مجازی می تواند به کسی یا چیزی گفته شود که از ابتدا تا انتها مراقبت و ...

پیشنهاد
٢

هوشیار بودن، توجه کامل داشتن، متمرکز ماندن روی هدف یا کار اصلی ( معادل فارسی: حواست به کارت باشد، سرت به کار خودت باشد، هدف را گم نکن ) . مثال ها: ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ایده آل گرا، رمانتیک شدید یا داشتن توهمات شیرین و غیرواقعی ( معادل فارسی: عاشق و معشوق، چشم براه، خیال باف ) . مثال ها: ۱. She got married with s ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: ۱. The medical team worked round the clock to save the victims of the earthquake. تیم پزشکی برای نجات قربانیان زلزله به صورت شبانه روزی ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: ۱. You can trust him; his business is completely on the level. می توانی به او اعتماد کنی؛ کارش کاملاً راست و درست ( قانونی ) است. ۲. I ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت ( که معمولاً به صورت "count one's blessings" یا "thank God for small mercies" استفاده می شود ) به معنای نعمت های کوچک، جای شکرش باقیه یا خو ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در زبان عامیانه بریتانیایی به عنوان یک فعل یا اسم برای بیان خشم، تعجب یا توصیف وضعیت های دشوار به کار می رود و معانی مجازی و کنایی زیر را دارد: ۱. ن ...