🔸 معادل فارسی:
مصرف کردن / تموم کردن
از بین بردن / هدر دادن
به سرعت خرج کردن
سوزاندن و تمام کردن
🔸 مثال ها:
"The startup burned through its funding in less than six months. "
... [مشاهده متن کامل]
استارتاپ در کمتر از شش ماه همه سرمایه اش رو تموم کرد.
"The army burned through its ammunition faster than expected. "
ارتش مهماتش رو سریع تر از حد انتظار مصرف کرد.
"She burned through three laptops in one year. "
در یه سال سه تا لپ تاپ خراب کرد و از بین برد.
🔸 نکته:
"Burn through" یعنی مصرف کردن چیزی با سرعت زیاد و بی رحمانه — مثل آتشی که همه چیز رو می سوزونه. در زمینه های نظامی ( مهمات ) ، مالی ( پول و سرمایه ) و فیزیکی ( انرژی و منابع ) یکسان به کار می ره. بار معنایی منفی و هشداردهنده داره و نشون می ده که منابع بیش از حد و بی برنامه مصرف می شن.
مصرف کردن / تموم کردن
از بین بردن / هدر دادن
به سرعت خرج کردن
سوزاندن و تمام کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
استارتاپ در کمتر از شش ماه همه سرمایه اش رو تموم کرد.
ارتش مهماتش رو سریع تر از حد انتظار مصرف کرد.
در یه سال سه تا لپ تاپ خراب کرد و از بین برد.
🔸 نکته:
"Burn through" یعنی مصرف کردن چیزی با سرعت زیاد و بی رحمانه — مثل آتشی که همه چیز رو می سوزونه. در زمینه های نظامی ( مهمات ) ، مالی ( پول و سرمایه ) و فیزیکی ( انرژی و منابع ) یکسان به کار می ره. بار معنایی منفی و هشداردهنده داره و نشون می ده که منابع بیش از حد و بی برنامه مصرف می شن.
فرسایش
Clearcoat burn - through refers to damage incurred when the clear coat layer of a car's paint is buffed away, often due to excessive polishing.
به سرعت خرج کردن پول ( اتش زدن به مال )
If we keep burning through cash like this, our company will be bankrupt by the end of the year!