flush with cash

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
پول دار / سرشار از پول
منابع مالی فراوان داشتن
غرق در پول بودن
🔸 مثال ها:
"After the oil boom, the government was flush with cash and launched ambitious projects. "
...
[مشاهده متن کامل]

بعد از رونق نفتی، دولت سرشار از پول بود و پروژه های بلندپروازانه ای رو راه اندازی کرد.
"The startup was flush with cash after its latest round of funding. "
استارتاپ بعد از آخرین دور سرمایه گذاری غرق در پول بود.
"Investors flush with cash were looking for new opportunities in emerging markets. "
سرمایه گذارانی که منابع مالی فراوانی داشتن دنبال فرصت های جدید در بازارهای نوظهور بودند.
"The country was flush with cash but lacked the infrastructure to spend it wisely. "
کشور سرشار از پول بود اما زیرساخت لازم برای خرج کردن درست اون رو نداشت.
🔸 نکته:
"Flush" در این ترکیب یعنی سرشار و لبریز — درست مثل ظرفی که تا لبه پر شده. "Flush with cash" یه اصطلاح محاوره ای و رنگارنگ است که در متون اقتصادی، تجاری و خبری خیلی رایجه. می تونه با کلمات دیگه هم ترکیب بشه — مثل "flush with confidence" ( سرشار از اعتماد به نفس ) یا "flush with success" ( سرمست از موفقیت ) .

مایه دار
داشتن پول زیاد
پول پارو کردن