salience

/ˈseɪlɪəns//ˈseɪlɪəns/

معنی: برتری، برجستگی، جلو امدگی، نکته برجسته، موضوع برجسته، چابکی در جست و خیز
معانی دیگر: saliency برجستگی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the condition of being prominent or important.

(2) تعریف: a projecting part of something.
مشابه: salient

جمله های نمونه

1. One reason, of particular salience in developing countries, is that services are regarded with considerable suspicion.
[ترجمه ترگمان]یکی از دلایل برجستگی خاص در کشورهای در حال توسعه، این است که خدمات با سو ظن قابل توجه در نظر گرفته می شوند
[ترجمه گوگل]یکی از دلایل مهم بودن در کشورهای در حال توسعه این است که خدمات با سوء ظن قابل توجهی در نظر گرفته می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sometimes the salience of certain power bases may shift with topical issues.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات اهمیت پایگاه های قطعی برق می تواند با مسایل موضوعی تغییر کند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات اهمیت پایگاه های خاص قدرت ممکن است با مسائل موضعی تغییر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. None the less, certain collectivities acquire a certain salience or pertinence in relation to the dominant political issues of a given period.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از collectivities خاص، برجستگی خاصی را در رابطه با مسایل سیاسی غالب یک دوره مشخص، به دست نمی آورند
[ترجمه گوگل]با این حال، مجموعه های خاصی در رابطه با مسائل سیاسی حاکم بر یک دوره مشخص، اهمیت خاصی را به دست می آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The colours were roughly matched for salience in pilot studies with healthy observers.
[ترجمه ترگمان]رنگ ها تقریبا برای برجستگی در مطالعات آزمایشی با ناظران سالم تطبیق داده شدند
[ترجمه گوگل]رنگها برای بررسی در مطالعات خلبان با مشاهدات سالم تقریبا مشابه بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These important cognitive motivations focus on experientialism, salience, degree of similarity and attention.
[ترجمه ترگمان]این انگیزش های شناختی مهم بر experientialism، برجستگی، درجه تشابه و توجه تمرکز دارند
[ترجمه گوگل]این انگیزه های شناختی مهم بر روی تجربهگری، اهمیت، درجه تشابه و توجه تمرکز می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. But the decline in salience of health and education precedes the downturn: It'started in 200
[ترجمه ترگمان]اما کاهش میزان برتری بهداشت و تحصیلات، رکود اقتصادی را پیش از موعد آغاز کرد: این کاهش در سال ۲۰۰ شروع شد
[ترجمه گوگل]اما کاهش اهمیت سلامت و آموزش و پرورش پیش از رکود است که در سال 200 آغاز شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The activation of identity depends on identity salience, and the operation of identity process lies in identity verification.
[ترجمه ترگمان]فعال سازی هویت به برجستگی هویت و عملکرد فرآیند هویت در تایید هویت بستگی دارد
[ترجمه گوگل]فعال سازی هویت به اهمیت هویت بستگی دارد و عملیات فرآیند هویت در تأیید هویت نهفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Its strength seems to relate to the evolutionary salience of the item in question.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسد قدرت آن مربوط به برجستگی تکاملی مورد در سوال است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که قدرت آن مربوط به ویژگی تکاملی مورد نظر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Verb salience is found to be significantly associated with the simple past variation.
[ترجمه ترگمان]برجستگی Verb به طور قابل توجهی با تغییرات گذشته ساده مرتبط است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که عدد صحیح با تغییرات گذشته ساده مرتبط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Through 36 sufferersufferer s verification, the curative effect salience.
[ترجمه ترگمان]از طریق بررسی های ۳۶ s، اثر درمانی برجستگی را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]از طریق تأیید 36 بیمار مبتلا به دیابت، این عوارض درمانی موثر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In their use of the test it was found that the order of salience of certain roles varied between different cultural groups.
[ترجمه ترگمان]در استفاده از این آزمایش مشخص شد که درجه اهمیت نقش های خاص بین گروه های مختلف فرهنگی متفاوت است
[ترجمه گوگل]در استفاده از این آزمون، مشخص شد که مرتبه ی اهمیت نقش های خاص بین گروه های مختلف فرهنگی متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Mandelson is probably right when he argues that the sudden salience of electoral reform hurt.
[ترجمه ترگمان]احتمالا زمانی که او استدلال می کند که برجستگی ناگهانی اصلاحات انتخاباتی آسیب می بیند، احتمالا درست می گوید
[ترجمه گوگل]ماندلسون احتمالا درست است وقتی که استدلال می کند که میزان ناگهانی اصلاحات انتخاباتی آسیب دیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Stereotypes, moreover, are subject to historical change and geographical variation and salience.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، Stereotypes در معرض تغییر تاریخی و تنوع جغرافیایی و برجستگی هستند
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، Stereotypes ها به تغییر تاریخی و تنوع و جزییات جغرافیایی مربوط می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This social creation of significant labels can be demonstrated by noting how the salience of labels changes over time.
[ترجمه ترگمان]این ایجاد اجتماعی برچسب های مهم را می توان با توجه به نحوه تغییر برچسب در طول زمان نشان داد
[ترجمه گوگل]این نشانه اجتماعی برچسب های قابل توجهی را می توان با اشاره به اینکه میزان اهمیت برچسب در طول زمان تغییر می کند، نشان داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

برتری (اسم)
influence, power, leadership, precedence, advantage, preponderance, excellence, superiority, supremacy, preference, priority, profit, predominance, vantage, primacy, hegemony, distinction, predomination, prominence, salience, saliency, headship, majesty, excellency, predominancy, pre-eminence

برجستگی (اسم)
jut, relief, eminence, knob, swell, boss, prominence, salience, saliency, ness, eminency, flange, notability

جلو امدگی (اسم)
salience, saliency, protrusility

نکته برجسته (اسم)
salience, saliency

موضوع برجسته (اسم)
salience, saliency

چابکی در جست و خیز (اسم)
salience, saliency

به انگلیسی

• remarkableness, state of being noticeable; prominence, conspicuousness; projection, protrusion; remarkable feature

پیشنهاد کاربران

مورد توجه
اهمیت
برجستگی ، موضوع برجسته
بارز بودن
( مارکتینگ ) برتری ( برندی به نسبت برند دیگر )

بدون برتری برند، مردم برند شما را در لحظه حقیقت ( زمان خرید ) انتخاب نخواهند کرد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما