🔸 معادل فارسی: • آماده کردن / مهیا کردن • زمینه چینی کردن ( برای کاری ) • راه انداختن / کلید زدن ( یک بحث یا رویداد ) 🔸 مثال ها: • "The president's speech teed up the debate on immigration. " ... [مشاهده متن کامل]
سخنرانی رئیس جمهور بحث دربارهٔ مهاجرت را کلید زد / زمینه اش را فراهم کرد. • "This meeting is just to tee up the main issues for next week's summit. " این جلسه فقط برای آماده کردن مسائل اصلی برای اجلاس هفتهٔ آینده است. • "The new policy tees up a major confrontation with the unions. " سیاست جدید زمینهٔ یک رویارویی بزرگ با اتحادیه ها را فراهم می کند.
در فوتبال: با یه پاس خوب، هم تیمی رو در موقعیت مناسبی قرار دادن The midfielder teed up his striker for an easy goal.
آماده شدن
توپ را رو گوه گذاشتن در بازی گلف آماده کردن، آماده سازی، تهیه کردن، فراهم کردن مقدمات چیزی پیش از شروع آن