bedswerving

پیشنهاد کاربران

بِد - سوِرْوینگ
اسم
🔸معادل فارسی:
خیانت در رابطه، بی وفایی
رابطه ی پنهانی داشتن با دیگری
( عامیانه ) پا رو کج گذاشتن، از رابطه زدن بیرون
🔸 مثال ها:
"She left him after finding out about his bedswerving. "
...
[مشاهده متن کامل]

بعد از اینکه از خیانتش باخبر شد، ولش کرد.
"Bedswerving destroyed what was once a happy marriage. "
بی وفایی چیزی رو که روزی یه ازدواج شاد بود نابود کرد.
"He denied any bedswerving, but the evidence was clear. "
منکر هر گونه خیانتی شد، ولی شواهد واضح بود.
🔸نکته:
"Bedswerving" ترکیبی از دو کلمه است:
Bed ( تخت ) Swerving ( منحرف شدن، کج رفتن )
این واژه بیشتر در زبان عامیانه ی بریتانیایی کاربرد دارد و معادل غیررسمی تر "cheating" یا "infidelity" محسوب می شود. در متون رسمی کمتر دیده می شه و بیشتر در مکالمات روزمره یا شبکه های اجتماعی به کار می ره. 
