beat the charge

پیشنهاد کاربران

🔸معادل فارسی:
تبرئه شدن، از زیر اتهام در رفتن
از دست قانون جان سالم به در بردن
( عامیانه ) پاک بیرون اومدن از یه پرونده
🔸 مثال ها:
"His lawyer was confident he could beat the charge. "
...
[مشاهده متن کامل]

وکیلش مطمئن بود که می تونه از زیر اتهام در بره.
"She managed to beat the charge due to lack of evidence. "
به خاطر نبود مدرک کافی تونست تبرئه بشه.
"Beating a murder charge is nearly impossible without a strong defense. "
تبرئه شدن از اتهام قتل بدون یه دفاع قوی تقریباً غیرممکنه.
🔸نکته:
واژه ی "charge" در زبان حقوقی به معنای اتهام رسمی است. عبارات مرتبط پرکاربرد:
"Press charges" — اتهام رسمی وارد کردن
"Drop the charges" — اتهام را پس گرفتن
"Face charges" — با اتهام روبرو شدن
"Beat the rap" — مترادف عامیانه تر برای همین معنا
این اصطلاح بیشتر در زبان عامیانه ی آمریکایی و سریال ها و فیلم های جنایی کاربرد داره.