پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٣١,٨٤٣)

بازدید
٢٩,٤٢٣
تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • به شدت حمله کردن / تاخت و تاز کردن ( کلامی یا سیاسی ) • ( در کاربرد خبری ) به شدت مورد انتقاد قرار دادن • ( در کاربرد روزمره ) با ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • با تأمل بر این ( موضوع ) / با اندیشیدن به این ( مسئله ) • ( در کاربرد تحلیلی ) وقتی به این موضوع فکر می کنیم • ( در کاربرد روزمره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

آرمان، هدف، جنبش یا مسئله ای که از آن حمایت میشود مثال؛ They are fighting for a good cause. آنها برای یک آرمان خوب و برحق مبارزه میکنند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • شاهد بودن / تجربه کردن • ( در کاربرد خبری ) وقوع یا رخ دادن ( یک رویداد ) • ( در کاربرد روزمره ) به عنوان یک شاهد یا ناظر بودن 🔸 ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • دو طرفه بودن / متقابل بودن ( در روابط و تعهدات ) • ( در کاربرد سیاسی و دیپلماتیک ) نیازمند تعهد و حمایت متقابل بودن • ( در کاربرد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • با توجه به / به دلیل • ( در کاربرد رسمی ) با در نظر گرفتن ( یک عامل یا رویداد ) • ( در کاربرد روزمره ) بر اساس ( اطلاعات یا شرایط ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Because of و Due to: Because of ( به دلیل ) یک عبارت عمومی تر و غیررسمی تر است که به علت یا دلیل یک رویداد اشاره دارد. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Get sidetracked و Go off on a tangent: Get sidetracked ( به حاشیه رفتن ) به معنای منحرف شدن از مسیر اصلی ( اغلب به دلیل ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

🔸 معادل فارسی: • از موضوع اصلی منحرف شدن / به حاشیه رفتن • ( در کاربرد روزمره ) ناگهان به موضوعی بی ربط یا فرعی پرداختن • ( در کاربرد ریاضی ) حرکت د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • به کسی یا چیزی رسیدن ( پس از عقب ماندگی ) • ( در کاربرد روزمره ) با کسی هم صحبت شدن ( پس از مدتی ) • ( در کاربرد مجازی ) عواقب و ...

پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • همه چیز سر جای خود قرار می گیرد • ( در کاربرد روزمره ) یک موقعیت یا معما به تدریج روشن و قابل درک می شود • ( در کاربرد استعاری ) شر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • ( در کاربرد روزمره ) شرایط به نفع کسی یا چیزی فراهم شدن • ( در کاربرد طالعبینی ) هم جهت شدن ستاره ها برای وقوع یک رویداد 🔸 مثال ها ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • از کنار چیزی گذشتن / عبور کردن ( به صورت مارپیچ یا منحنی ) • ( در کاربرد فیزیکی ) با مسیر پیچ درپیچ از کنار چیزی رد شدن • ( در کار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Go past و Pass by: Go past ( عبور کردن از کنار ) به حرکت مستقیم از کنار یک نقطه ( بدون لزوم پیچ وخم ) اشاره دارد. Pass ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • رها کردن / بروز دادن ( یک احساس یا حرف ذخیره شده ) • ( در کاربرد خبری ) افشا کردن / به زبان آوردن ( یک مطلب پنهان ) • ( در کاربرد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • خدازده / دچار بلای الهی • ( در کاربرد عامیانه ) کسی که به شدت بدشانس یا گرفتار است • ( در کاربرد مذهبی ) کسی که مورد عذاب یا تنبیه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ایریلی ( با تأکید بر هجای اول ) 🔸 معادل فارسی: • به طرز عجیبی / به طور مرموزانه • ( در کاربرد توصیفی ) به گونه ای که احساس ترس، وحشت، یا شگفتی غیرط ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

🔸 مثال ها: The manager passed the buck to his assistant when the project failed. مدیر وقتی پروژه شکست خورد، تقصیر را به گردن دستیارش انداخت. Pol ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Shift blame و Pass the buck: Shift blame ( تقصیر را جابه جا کردن ) به انتقال مسئولیت از یک شخص به شخص دیگر ( معمولاً بدو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • تقصیر را به گردن دیگری انداختن / مسئولیت را از خود دور کردن • ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن • ( د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: The president's pronouncement on foreign policy surprised many. بیانیه ی رئیس جمهور در مورد سیاست خارجی بسیاری را شگفت زده کرد. The c ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کَتِگُرِیکَلی ( با تأکید بر هجای سوم ) 🔸 معادل فارسی: • قاطعانه / صریحاً / به طور قطعی • ( در کاربرد رسمی ) بدون هیچ گونه ابهام یا تردید • ( در کار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • اقدام ملموس / گام عملی • ( در کاربرد سیاسی و مدیریتی ) اقدامی که نتیجه ی آن قابل مشاهده و اندازه گیری است • ( در کاربرد روزمره ) کا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • اقدام قانونی / شکایت حقوقی • ( در کاربرد حقوقی ) فرایند رسمی پیگیری یک پرونده از طریق دادگاه • ( در کاربرد روزمره ) هر گونه اقدام ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَسِیلَنت ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی: • مهاجم / حمله کننده • ( در کاربرد حقوقی ) شخصی که به دیگری حمله فیزیکی یا کلامی می کند • ( در کا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Attacker و Aggressor: Attacker ( مهاجم ) عمومی ترین واژه است که به هر کسی که حمله می کند ( فیزیکی، کلامی، یا نظامی ) گفته ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • حق تعیین سرنوشت • ( در کاربرد سیاسی ) اختیار یک ملت در انتخاب وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود • ( در کاربرد حقوقی ) اصلی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سُوِرین ( با تأکید بر هجای اول ) 🔸 معادل فارسی: • ( اسم ) حاکم / پادشاه / فرمانروا • ( صفت ) مستقل / دارای حاکمیت • ( صفت ) برتر / بی نظیر ( در کار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: The lead - up to the war was marked by failed negotiations. مقدمات جنگ با مذاکرات ناموفق همراه بود. In the lead - up to the election, ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Oppose و Be against: Oppose ( مخالفت کردن ) به معنای مخالفت فعال و قطعی با چیزی است. Be against ( مخالف بودن ) به معنا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • مخالفت کردن با / تمایل نداشتن به • ( در کاربرد تصمیم گیری ) به سمت رد کردن یک پیشنهاد یا اقدام متمایل شدن • ( در کاربرد روزمره ) با ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی ( در بافت جمله ی مورد نظر ) : • ( در کاربرد روزمره ) خیلی دیر و خیلی کم ( برای جبران یک اشتباه یا کمک ) • ( در کاربرد انتقادی ) تلاشی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی ( در بافت نظامی و استراتژیک ) : • عملیات چمن زنی / حملات دوره ای و محدود • ( در کاربرد نظامی ) انجام حملات منظم برای تخریب توانایی های ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • جهنم ( در کاربرد مجازی ) / مکان بسیار بد و وحشتناک • ( در کاربرد روزمره ) جایی که شرایط زندگی یا کار در آن بسیار دشوار و ناخوشایند ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Shocked و Upset: Shocked ( شوکه / متعجب ) به واکنش اولیه و کوتاه مدت به یک رویداد غیرمنتظره اشاره دارد. Upset ( ناراحت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • آسیب دیده ( از نظر روانی ) / دچار تروما شده • ( در کاربرد پزشکی و روانشناسی ) کسی که یک رویداد بسیار ناراحت کننده یا شوک آور را تجر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صفت ( حقوقی ) تِستِیت ( با تأکید بر هجای اول ) 🔸 معادل فارسی: • دارای وصیت نامه • ( در کاربرد حقوقی ) شخصی که قبل از مرگ وصیت نامه ی معتبری تنظیم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Will و Testate: Will ( وصیت نامه ) سندی است که شخص در آن نحوه ی تقسیم اموال خود را پس از مرگ تعیین می کند. Testate ( با ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • بی وصیتی / فوت بدون وصیت نامه • ( در کاربرد حقوقی ) وضعیت شخصی که بدون برجای گذاشتن وصیت نامه ی معتبر از دنیا می رود • ( در کاربرد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Administrator و Trustee: Administrator ( مدیر دارایی / مجری قضایی ) به شخصی گفته می شود که در صورت نبود وصیت نامه، توسط د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • مجری وصیت / وصی • ( در کاربرد حقوقی ) شخصی که مسئول اجرای وصیت نامه ی فرد متوفی است • ( در کاربرد عمومی ) مجری / مجری کار 🔸 مثال ه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( مخفف ) سخنگو / گوینده ی رسمی/ spokesperson • ( در کاربرد خبری و غیررسمی ) شخصی که از طرف یک سازمان یا شخصیت عمومی صحبت می کند • ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اثر مالکیت ( endowment effect ) یک سوگیری شناختی در اقتصاد رفتاری و روان شناسی است که در آن افراد به صرفِ داشتنِ یک کالا، ارزش بیشتری برای آن قائل می ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • دل به کاری بستن / مصمم شدن برای انجام کاری • ( در کاربرد عاطفی ) با تمام وجود به چیزی علاقه مند شدن • ( در کاربرد روزمره ) عزم خود ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی ( در بافت کامپیوتر ) : • حالت خواب زمستانی • ( در کاربرد فناوری ) حالت ذخیره ی کامل وضعیت سیستم برای صرفه جویی در مصرف باتری • ( در ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • آهنربای دخترها / جذاب برای زنان • ( در کاربرد عامیانه ) چیزی که توجه زنان را جلب می کند • ( در کاربرد روزمره ) وسیله یا ویژگی که با ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 نکته: تفاوت این واژه با Options و Forwards: Options ( اختیار معامله ) به خریدار حق ( نه الزام ) خرید یا فروش یک دارایی در قیمت مشخص و تا تاریخ معی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی ( در بافت مالی و اقتصادی ) : • قراردادهای آتی • ( در کاربرد بورس ) معاملات آتی کالاها یا شاخص های مالی • ( در کاربرد روزمره ) پیش بینی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • زمین لرزه آور / بسیار مهم و تأثیرگذار • ( در کاربرد خبری ) تغییردهنده ی اساسی / انقلابی • ( در کاربرد روزمره ) فوق العاده بزرگ و پر ...