معنی: تغییر ناپذیر، بر نگشتنی، دگرگون نشدنی، بر نگرداندنی، لغو نشدنیمعانی دیگر: باطل نکردنی (یا نشدنی)، برگشت ناپذیر، غیرقابل تغییر، غیر قابل پژوهش خواهی، پشت و رو نکردنی (یا نشدنی)، دو رو نکردنی، وارون نکردنی یا نشدنی
• : تعریف: impossible to reverse, turn back, or alter. • متضاد: reversible
- irreversible damage
[ترجمه گوگل] آسیب غیر قابل برگشت [ترجمه ترگمان] آسیب برگشت ناپذیر [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
جمله های نمونه
1. irreversible engine
موتوری که دنده ی عقب ندارد
2. this court's verdict is irreversible
حکم این دادگاه قابل پژوهش خواهی نیست.
3. Technology has had an irreversible impact on society.
[ترجمه گوگل]تکنولوژی تاثیرات جبران ناپذیری بر جامعه داشته است [ترجمه ترگمان]تکنولوژی تاثیری جبران ناپذیر بر جامعه داشته است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Fossil fuels have caused irreversible damage to the environment.
[ترجمه گوگل]سوخت های فسیلی آسیب های جبران ناپذیری به محیط زیست وارد کرده است [ترجمه ترگمان]سوخت های فسیلی باعث خسارت جبران ناپذیر به محیط زیست شده اند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. A careless word, can cause an irreversible results.
[ترجمه گوگل]یک کلمه بی دقت، می تواند نتایج غیر قابل برگشتی ایجاد کند [ترجمه ترگمان]یک واژه بی دقتی می تواند منجر به نتایج برگشت ناپذیر شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. She could suffer irreversible brain damage if she is not treated within seven days.
[ترجمه گوگل]اگر در عرض هفت روز تحت درمان قرار نگیرد، ممکن است آسیب مغزی جبران ناپذیری را متحمل شود [ترجمه ترگمان]اگر ظرف هفت روز تحت درمان قرار نگیرد، او می تواند آسیب جبران ناپذیر مغزی را تحمل کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. He suffered irreversible brain damage in the crash.
[ترجمه امیرحسام مهاجر] او آسیب مغزی جبران ناپذیری را در تصادف متحمل شد
|
[ترجمه گوگل]او در این تصادف دچار آسیب مغزی غیرقابل برگشتی شد [ترجمه ترگمان] اون آسیب مغزی نخاعی رو توی تصادف متحمل شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Miller is in an irreversible coma.
[ترجمه گوگل]میلر در یک کمای غیرقابل برگشت است [ترجمه ترگمان] میلر \"توی کماست\" [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The gift is an irreversible transfer from ourselves to the second selves.
[ترجمه گوگل]هدیه یک انتقال برگشت ناپذیر از خودمان به خود دوم است [ترجمه ترگمان]این هدیه یک انتقال برگشت ناپذیر از خود به شخص دوم است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. As a consequence some have suffered irreversible damage to their health.
[ترجمه گوگل]در نتیجه برخی آسیب های جبران ناپذیری به سلامتی خود وارد کرده اند [ترجمه ترگمان]در نتیجه برخی از آن ها خسارت جبران ناپذیر به سلامتی خود را متحمل شده اند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Among the drugs that may cause irreversible injury to the vestibular hair cells are streptomycin, neomycin, and gentamicin.
[ترجمه گوگل]استرپتومایسین، نئومایسین و جنتامایسین از جمله داروهایی که ممکن است باعث آسیب غیرقابل برگشت به سلول های مویی دهلیزی شوند می باشند [ترجمه ترگمان]در بین داروهایی که ممکن است منجر به آسیب برگشت ناپذیر در سلول های مویی دهلیزی شوند، streptomycin، neomycin و gentamicin هستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. No irreversible ECG changes were seen, although pressure symptoms occurred in 4%.
[ترجمه گوگل]هیچ تغییر برگشت ناپذیر ECG مشاهده نشد، اگرچه علائم فشار در 4٪ رخ داد [ترجمه ترگمان]هیچ تغییر ECG برگشت ناپذیر دیده نشد، گرچه علائم فشار در ۴ % رخ داد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Embourgeoisement was irreversible; and the new bourgeois Britain could be governed successfully only through a bourgeois state.
[ترجمه گوگل]بورژوازی برگشت ناپذیر بود و بریتانیای جدید بورژوایی تنها از طریق یک دولت بورژوازی می توانست با موفقیت اداره شود [ترجمه ترگمان]Embourgeoisement برگشت ناپذیر بود؛ و حکومت جدید بورژوا فقط از طریق یک دولت بورژوایی اداره می شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Prolonged fixation often lead to irreversible damage as muscles atrophied.
[ترجمه گوگل]تثبیت طولانی مدت اغلب منجر به آسیب غیر قابل برگشت به دلیل آتروفی شدن عضلات می شود [ترجمه ترگمان]تثبیت طولانی مدت اغلب منجر به آسیب برگشت ناپذیر به عنوان ماهیچه ها می شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
[شیمی] برگشت ناپذیر [عمران و معماری] برگشت ناپذیر - غیر قابل برگشت - واگشت ناپذیر - غیر قابل بازگشت [برق و الکترونیک] غیر قابل برگشت [حقوق] قطعی، غیر قابل برگشت، اصلاح ناپذیر، جبران ناپذیر [نساجی] غیر برگشت پذیر [پلیمر] بازگشت ناپذیر
انگلیسی به انگلیسی
• impossible to reverse, unalterable, unchangeable, final if a change is irreversible, the thing affected cannot be changed back to its original state.
پیشنهاد کاربران
adj. برگشت ناپذیر / جبران ناپذیر e. g. Scientists believe that the damage to this area is irreversible
🔸 مثال ها: • ( پزشکی ) "The stroke caused irreversible brain damage. " ( سکته یِ مغزی باعثِ آسیبِ غیرقابل بازگشتِ مغزی شد. ) • ( محیط زیست ) "Climate change may lead to irreversible damage to ecosystems. " ... [مشاهده متن کامل]
( تغییراتِ اقلیمی ممکن است به آسیبِ برگشت ناپذیرِ اکوسیستم ها منجر شود. ) • ( سیاست ) "The treaty marked an irreversible shift in diplomatic relations. " ( این معاهده نشان دهنده یِ یک تغییرِ غیرقابل بازگشت در روابطِ دیپلماتیک بود. ) • ( فیزیک ) "The process of nuclear decay is irreversible. " ( فرایندِ واپاشیِ هسته ای غیرقابل بازگشت است. )
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید: 📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم vers 📌 این ریشه، معادل "turned" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "turned" مربوط هستند. ... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: 🔘 averse: turned away or opposed 🔘 converse: thoroughly turned in opposite directions 🔘 irreversible: not able to be turned back 🔘 reverse: turned back or opposite 🔘 obverse: turned toward or facing front 🔘 universe: everything turned into one whole 🔘 adversary: one turned against you 🔘 versus: turned against or opposing 🔘 anniversary: a year turned or completed 🔘 conversation: words turned with another while speaking 🔘 verse: a turn of poetry or writing 🔘 divorce: turned apart from a spouse 🔘 diverse: turned apart or different 🔘 version: a specific turning or form of something
برگشت ناپذیر واگشت ناپذیر، تغییر ناپذیر، دگرگون نشدنی، بر نگشتنی، بر نگرداندنی، لغو نشدنی، علوم مهندسی: یکطرفه، معماری: برگشت ناپذیر، شیمی: برگشت ناپذیر، روانشناسی: بازگشت ناپذیر
۱. غیر قابل تغییر. غیر قابل برگشت. عوض نشدنی ۲. جبران ناپذیر. غیر قابل جبران مثال: However, after a hundred days, it has become evident to everyone how unrealistic the objectives of the Zionists were, driven by emotions following the irreversible defeat on October 7. ... [مشاهده متن کامل]
به هر حال، بعد از صد روز، بر همگان آشکار شده چقدر اهداف صهیونیست ها غیرواقعی بوده است، {اهدافی} نشات گرفته از احساساتی که به دنبال شکست جبران ناپذیر ۷ اکتبر بود.
فیلمی از گاسپار نوئه با بازی وینست کنسل و مونیکا بلوچی
برگشت ناپذیر، غیرقابل بازگشت، جبران ناپذیر، غیر قابل جبران
غیر قابل جبران
irreversible ( فیزیک ) واژه مصوب: برگشتناپذیر تعریف: ویژگی فرایندهایی که نمیتوان آنها را با تغییر بسیار کوچک شرایط خارجی وارونه کرد
not able to be undone or altered permanent lasting enduring abiding unalterable unchangeable غیر قابل جبران - دائمی - عوض نشدنی نابود کننده از بین برنده مهلک ... [مشاهده متن کامل]
I got four hours to process that stuff, otherwise the epidemic will be irreversible . . . وگرنه این بیماری ( به زودی ) نابودمان میکنه. ( همه مون را میکُشه ) Star Trek TOS