🔸 معادل فارسی:
• دامن زدن به اختلافات نژادی
• تحریک نژادی / شعله ور کردنِ تنش هایِ نژادی
• استفاده از مسائلِ نژادی برایِ جلبِ حمایتِ سیاسی یا ایجادِ تفرقه
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The candidate was accused of race - baiting after using racially charged language in his campaign ads. "
... [مشاهده متن کامل]
( این کاندیدا پس از استفاده از زبانِ نژادپرستانه در تبلیغاتِ انتخاباتی اش، به دامن زدن به اختلافاتِ نژادی متهم شد. )
• ( رسانه ) "Race - baiting headlines often fuel division and hatred in society. "
( تیترهایِ تحریک آمیزِ نژادی اغلب به تفرقه و نفرت در جامعه دامن می زنند. )
• ( تاریخی ) "Throughout history, race - baiting has been used to justify discrimination and violence. "
( در طولِ تاریخ، از تحریکِ نژادی برایِ توجیهِ تبعیض و خشونت استفاده شده است. )
• دامن زدن به اختلافات نژادی
• تحریک نژادی / شعله ور کردنِ تنش هایِ نژادی
• استفاده از مسائلِ نژادی برایِ جلبِ حمایتِ سیاسی یا ایجادِ تفرقه
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The candidate was accused of race - baiting after using racially charged language in his campaign ads. "
... [مشاهده متن کامل]
( این کاندیدا پس از استفاده از زبانِ نژادپرستانه در تبلیغاتِ انتخاباتی اش، به دامن زدن به اختلافاتِ نژادی متهم شد. )
• ( رسانه ) "Race - baiting headlines often fuel division and hatred in society. "
( تیترهایِ تحریک آمیزِ نژادی اغلب به تفرقه و نفرت در جامعه دامن می زنند. )
• ( تاریخی ) "Throughout history, race - baiting has been used to justify discrimination and violence. "
( در طولِ تاریخ، از تحریکِ نژادی برایِ توجیهِ تبعیض و خشونت استفاده شده است. )