پیشنهاد‌های امیررضا حسنوند (١٧٤)

بازدید
١٨١
تاریخ
١٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

خالی بستن

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

پرستاری و نگهداری در کلیله و دمنه معنی می دهد.

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

افروزندگی، تابندگی، درخشندگی ضاعف الله اشراقه: الله افروزندگی اش را بیفزاید. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نازندگان

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

راست شدن

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

گذاشته شده، نهاده شده ، قرار داده شده، قرار گرفته شده

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آسان ساختن/کردن/گرداندن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان آمدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان آمدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان آمدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناشایسته

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بدرفتاری، بدکرداری

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انگیزاننده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رساندن، کشاندن کارشان را به کجا کشاندی:کارشان را به کجا رساندی.

پیشنهاد
٠

آغاز شدن از

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آغاز شدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستاننده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستاند

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستاندن ایجاد کردی، هستاندی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آزارنده، مجازات کننده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن

پیشنهاد
٠

آتش افروختن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

برآورده شدن خواسته حاجت روا شده ام، خواسته ام برآورده شده است.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گره گشا

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فرستاده ی مرگ

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیمان داری، وفا داری

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیمان پایی، وفاداری

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیمان دار

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

وفادار، پیمان پای

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

روزی دهنده، روزی رساننده، روزی بخشنده روزی ده، روزی رسان، روزی بخش#روزی خور

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

روزی دهنده، روزی رساننده، روزی بخشنده روزی ده، روزی رسان، روزی بخش#روزی خور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشفته و رسته ( رها شده ) قوانین دینی مختل و مهمل گشتی، قوانین دینی آشفته و رسته شدند. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیان آور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گذاشتن دست سرنوشت مرا در راه نابودی بار انداخت/گذاشت. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آسان گرفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم اندیشی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رعایت کردن، نگه داشتن

پیشنهاد
٠

آزردگی نمودن

پیشنهاد
٠

آزردگی تنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راحتی:آسودگی، ناراحتی:آزردگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخن دروغ تهمت دروغ را آشکار کنیم. سخن دروغ را آشکار کنیم. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروغ سازی/گویی/بندی/بافی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروغ ساختن/بافتن/گفتن/بستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروغ بافتن/گفتن/ساختن/بستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرتکب شد:انجامید، آغازید، کرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجامنده، آغازنده، کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درباره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معتمد:باورمند اعتماد: باور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمایانده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانا ساختن، دانا کردن، دان اندن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معلوم کرده است/نموده است/شناسانده است. خلوص نیت مرا برای خدمت کردن به تو و نگهداری جان تو بر تو معلوم کرده است. ( کلیه و دمنه ) ترجمه:پاک دلی مرا ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخن تو بر ناراحتی آن از شیر دلالت می کند. سخن تو نشانه غمیگنی ات از شیر است. دلالت می کند:می نماید، نشانه چیز است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همکاری کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرنوشت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زدودن، شکستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خواسته راستین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راستین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راستین خواستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیماری مزمن:دیرگذر#حاد:زودگذر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تازی میشه تصمیم گیرندگی و انتخاب کنندگی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تازی میشه تصمیم گیری و انتخاب کنی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اهل کاروان:کاروانیان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاک خواستگی

پیشنهاد
٠

پاک خواستگی در خوانش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خواستن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خواسته

پیشنهاد
٠

فرق گذاشتن، استثناء قائل می شود. فرق می گذارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قائل می شود:می گذارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجیده شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پند دادن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلیل آوردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلیل آوردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن، زمانی کسی را تنبیه می کنی در اصل او می رنجانی تا بازانجامی کار بد جلوگیری کنی.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسئله:چیستی، مسائل:چیستی ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسئله:چیستی, مسائل:چیستی ها

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم پیوند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست برداشتن، چشم پوشیدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آمیخته های زیان که هم هم معنا هستند ۱۰نمونه هست. زیان افتادن/آمدن/آوردن/بردن/دیدن/رسیدن/خاستن/خوردن/کشیدن/کردن امیدوارم برای زبان پژوهان سودمند باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیان رساندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرگ:مردگی مرگش فرارسید. مردگی اش فرا رسید.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

تبریک:شاد باش، تسلیت:سوگ باش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گزارش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گوینده یا نویسنده بسته به جایگاه کاربرد آن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدرت مصدر:توانستن. قدرت صفت فاعلی نسبی:توانایی قادر:توانا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیانت کرد:پیمان شکست. خیانت بکند:پیمان بشکند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امانت: سپرده امانت گذار:سپارنده امانت دار و امانت گزار: سپرده دار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم ستیز:هم آورد، رقیب، حریف

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجانش، اسم مصدر شینی از رنجاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجانش، اسم مصدر شینی از رنجاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنجیدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متوجه شدن:دانستن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رفع کرد:زدود. رفع کن:بزدا.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زدوده شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تهیه فعل:ساختن، آمودن تهیه اسم مصدر:سازش، آمایش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زینت دهد، بیاراید، زیبا کند، زیبا سازد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنگین، آرام

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی دلیل

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنج انداختن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رنج پذیری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمل رنج:رنج پذیری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دورشدگی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلیل آوردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ثبات:پایسته#بی ثبات: ناپایسته

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوام :پیوسته#بی دوام: ناپیوسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱پشتیبان، یاریگر، یاری رسان The friends of st martin's hospital ۲دوستدارa friend of democracy

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفریننده ، سازنده، زاینده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اول و آخر به وجود وصفات هست کن و نیست کن کاینات. نظامی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زداینده، میراننده، کشنده، جان گیرنده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آفریننده ، سازنده، زاینده، هست کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبان شناسی. فشرده نویسی/آمیخته نویسی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

طمن:آسوده، آرامیده طمون:آسودگان، آرامیدگان اطمینان:مصدر عربی آسودن، آرامیدن اسم مصدر عربی آسایش، آرامش مطمئن:آسوده، آرامیده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-٦

طمن:آسوده، آرامیده طمون:آسودگان، آرامیدگان اطمینان:مصدر عربی آسودن، آرامیدن اسم مصدر عربی آسایش، آرامش مطمئن:آسوده، آرامیده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طمن:آسوده، آرامیده طمون:آسودگان، آرامیدگان اطمینان:مصدر عربی آسودن، آرامیدن اسم مصدر عربی آسایش، آرامش مطمئن:آسوده، آرامیده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱شما باید نگهدار و یاری رسان خانواده خودتان باشید پیش از آنکه یاری رسانی به دیگران را بیاغازید. ۲چراغی که به خانه رواست به مسجد نارواست. ۳یکم خویش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با قضا کارزار نتوان کرد. معنی:با سرنوشت نمی توان جنگید.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کینه گرفته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غافل=جاهل#عاقل نادان#دانا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتراض:بازخواست, اعتراضات: بازخواست ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام زدایش، مصدر:زدودن و زداییدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

زدودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حل کردن مشکل:گشودن گره، حل کردن مشکلات:گشودن گره ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایراد سخنرانی:سخنرانی کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشکل:گره، مشکلات:گره ها

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
-١

شکستن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنجیدن همان سبک و سنگین کردن دو چیز است پس هم سنجی نادرست است همان سنجش درست است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحریم:بازداری#تحلیل ( معنی قدیمی ) :رواداری و تجویز :رواداری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور نداری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باورآوری، مترادف جلب اعتماد هم هست.

پیشنهاد
٠

خود باوری#خودناباوری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باور آوری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با پروا:ترسو#بی پروا:دل آور

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترسو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عذاب عظیم:رنج بزرگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نعمت:داده#نقمت:گرفته

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

داده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم اندیشیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاد اندیشیدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت:پاداندیشی#موافت:هم اندیشی مخالف:پاداندیش#موافق:هم اندیشی مخالفان:پاداندیشان#موافقان:هم اندیشان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت:پاداندیشی#موافت:هم اندیشی مخالف:پاداندیش#موافق:هم اندیشی مخالفان:پاداندیشان#موافقان:هم اندیشان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخالفت:پاداندیشی#موافت:هم اندیشی مخالف:پاداندیش#موافق:هم اندیشی مخالفان:پاداندیشان#موافقان:هم اندیشان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارپذیر#مسولیت پذیر کار گریز#مسولیت گریز

پیشنهاد
٠

کارپذیر#مسولیت پذیر کار گریز#مسولیت گریز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارپذیر#مسولیت پذیر کار گریز#مسولیت گریز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برندگی او این مسیر را با موفقیت طی کرد. او این راه را با برندگی پیمود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگیزاندن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواهانیدن

پیشنهاد
٠

به تاخیر انداخت:به دیر انداخت. تاخیر نینداز: دیر نینداز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Force verb# نگزیر، ناچار کن، مجبور کن، وادار. Forcing #نگزیردن, ناچارکردن، مجبور کردن، واداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبدا#آغازه، مقصد، مبدا#پایانه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصدر شیویدن، بن گذشته شیوید، بن حال شیو نوع فعل گروه یکم از نوع کاهش ید از بن گذشته برای ساخت بن حال همانند ریسیدن، ریسید، ریس پس اینم شیویدن، شیوید، ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

نیاییدن: مصدر بن گذشته :نیایید بن حال:نیای نوع تغییر بن گذشته به بن حال از نوع گروه یکم و فرآیند کاهش ید همانند کاویدن، کاوید، کاو نیاییدن، نیایید، ن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

استقلال و آزادگی#وابستگی و بندگی و بستگی مستقل و آزاد#وابسته وبنده و بسته

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستعمر صفت فاعلی عربی از استعمار به معنی آباد کننده و آبادکار مستعمر صفت مفعولی عربی از استعمار به معنی آباد شونده و آباد شده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

یاوه نگو، بیهوده نگو

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

پسوند های فاعلی:کار، گار، گر ستمکار، گناهکار، جفاکار، زیانکار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاوشکار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پژوهشگر، کاوشگر، کاوشکار، محقق

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

محقق، پژوهشگر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترجم، ، ترگمان، ترجمان، ترزبان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١

برگردان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیان کار

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیکار شدن، بی کنش شدن، بی تفاوت شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

post synonyms=dorsal, rear پیشوند معانی: پسا، پسین، پس از، مابعد post antonyms=front, pre ، priorپیشوند معانی :پیشا، پیشین، پیش از، ماقبل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

با پشتکار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

مترادف فعال:کنشگر متضاد فعال:منفعل مترادف منفعل:کنش پذیر