پیشنهادهای امیررضا حسنوند (٢٨٨)
زشت گویی، بد گویی
نادرستکار
خواهاندن، انگیختن هم معنا های تازی تشویق، ترغیب
چهارپا دار
مزد دادن، پول دادن
پول دادن
پذیرفتن
۱پرداختن ۲ پذیرفتن
هم گویی
نیک خواهی
باورمند
نامداری
مصدر:نازیدن، بالیدن اسم مصدر :نازندگی, بالندگی مایه سرافرازی و سربلندی
۱بار۲سود۳دست آورد
سود
مهرورزاننده، دل سوزاننده، دل گدازاننده
مهر ورزاننده، دل سوزاننده، دل گدازاننده
دل سوزاننده، مهر ورزاننده، دل گدازاننده
رقت آور ، رقت انگیز
پارسی شده
تازی شده
بی وفا، پیمان شکن، پیمان گسل
استوار پیمان
سخت پیمان، آنکه بر پیمانش استوار باشد#سست پیمان
شتافتن
ناشاد کردن
آسان گرفتن
باریک بین، خرده بین
شدنی نیست
به راستی
به راستی
دهان ها مجاز از زبان ها می باشد. و باز آنکه به گوشی سومی رسید بی شبهت در افواه افتاد:و هنگامی که به گوشی سومی رسیدبه راستی بر سر زبان ها بیفتد.
۱به راستی به جای قطعا و یقینا۲هر گاه ۳اگر در گزاره های شرطی
مصون بماند:بی آسیب بماند، بی زیان بماند، بی گزند بماند.
آشکار شدن
ناتوان بودن، زبان از گفتنش قاصر است:زبان از گفتنش ناتوان است.
پیش بردن
دادن
تقدیم:زوداندازی#تاخیر:دیراندازی
زبردستی در کار
رنجیدن
یاری رسانی با مال و تن
یاری رسانی با مال و تن
مهربانی، مهرورزی
سزد:شایسته باشد. سزید:شایسته بود.
سزید:شایسته بود. سزد:شایسته باشد.
خجستگی راستی
۱یاری داده ۲یاری دهنده
۱پیروزی داده ۲پیروزی دهنده
پیروزی