پیشنهاد‌های امیررضا حسنوند (١٧٠)

بازدید
١٦٩
تاریخ
١٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

راست شدن

تاریخ
١٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

گذاشته شده، نهاده شده ، قرار داده شده، قرار گرفته شده

تاریخ
١٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

آسان ساختن/کردن/گرداندن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان آمدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان آمدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

میان آمدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

ناشایسته

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

بدرفتاری، بدکرداری

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

انگیزاننده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رساندن، کشاندن کارشان را به کجا کشاندی:کارشان را به کجا رساندی.

پیشنهاد
٠

آغاز شدن از

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آغاز شدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستاننده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستاند

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هستاندن ایجاد کردی، هستاندی.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

آزارنده، مجازات کننده

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

رنجاندن

پیشنهاد
٠

آتش افروختن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

برآورده شدن خواسته حاجت روا شده ام، خواسته ام برآورده شده است.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گره گشا

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فرستاده ی مرگ

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیمان داری، وفا داری

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیمان پایی، وفاداری

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیمان دار

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

وفادار، پیمان پای

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

روزی دهنده، روزی رساننده، روزی بخشنده روزی ده، روزی رسان، روزی بخش#روزی خور

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

روزی دهنده، روزی رساننده، روزی بخشنده روزی ده، روزی رسان، روزی بخش#روزی خور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشفته و رسته ( رها شده ) قوانین دینی مختل و مهمل گشتی، قوانین دینی آشفته و رسته شدند. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیان آور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گذاشتن دست سرنوشت مرا در راه نابودی بار انداخت/گذاشت. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آسان گرفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم اندیشی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رعایت کردن، نگه داشتن

پیشنهاد
٠

آزردگی نمودن

پیشنهاد
٠

آزردگی تنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راحتی:آسودگی، ناراحتی:آزردگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخن دروغ تهمت دروغ را آشکار کنیم. سخن دروغ را آشکار کنیم. ( کلیله و دمنه )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروغ سازی/گویی/بندی/بافی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروغ ساختن/بافتن/گفتن/بستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دروغ بافتن/گفتن/ساختن/بستن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرتکب شد:انجامید، آغازید، کرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجامنده، آغازنده، کننده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درباره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معتمد:باورمند اعتماد: باور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمایانده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دانا ساختن، دانا کردن، دان اندن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معلوم کرده است/نموده است/شناسانده است. خلوص نیت مرا برای خدمت کردن به تو و نگهداری جان تو بر تو معلوم کرده است. ( کلیه و دمنه ) ترجمه:پاک دلی مرا ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشانه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخن تو بر ناراحتی آن از شیر دلالت می کند. سخن تو نشانه غمیگنی ات از شیر است. دلالت می کند:می نماید، نشانه چیز است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همکاری کردن

١