صفاتی که در قرآن برای عذاب بیان شده اند، مختلف و گوناگون است، از قبیل: الیم، عظیم، مهین، شدید و امثال این ها، که هر کدام اشاره به شدت و سختی عذاب است و هم چنین وابسته به حالات گنه کاران است که بعضی از کارها مستحق عذاب الیم، و بعضی دیگر مستحق عذاب شدید و. . . است.
... [مشاهده متن کامل]
به طور مثال مجموعاً 80 بار لفظ الیم در قرآن آمده، به طور کلی می توان گفت: مجازات گاهی دردناک است ( عذاب الیم ) ، مانند: شلاق زدن و آزار بدنی. و گاهی توهین آمیز است ( عذاب مهین ) ، مانند: پاشیدن لجن بر لباس کسی و مانند آن. و گاهی پر سر و صدا است ( عذاب عظیم ) ، مانند: مجازات در حضور جمعیت. و نیز گاهی اثر آن در وجود انسان عمیق است و تا مدتی باقی می ماند ( عذاب شدید ) ، مانند: زندانهای بلندمدّت با اعمال شاقه و امثال آن. توجه به این نکته لازم است که توصیف عذاب به یکی از صفات، تناسبی با نوع گناه دارد. و لذا در بسیاری از آیات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب الیم آمده است، زیرا متناسب با دردناک بودن ظلم نسبت به بندگان خدا است، و آنها که گناهشان توهین آمیز است و همچنین آنها که دست به گناهان شدید و یا پر سر و صدا می زنند، کیفری همانند آن دارند ولی منظور از ذکر مثالهای فوق نزدیک ساختن مطلب بذهن است و گرنه مجازات های آن جهان قابل مقایسه با مجازات های این عالم نیست.
azzaab : در گویش گوغر یعنی رنج وزحمت .
نمونه را گویند آ دسِ همسادِ ا خودم به عذّاب زنم به عذٌاب تنورُم به عذّاب . یعنی از دست همسایه ها خودم وخانمم وتنور خانه ام زجر می کشیم ودچار رنج و زحمت می شویم .
اصل واژه همان عذاب است .
عذاب عظیم:رنج بزرگ
عذاب و عقوبت = کیستار
عذاب سه جور است،
۱ - خودعذابی. گرفتار خودش گشت یا عذاب وجدان.
۲ - خلق عذابی. خداگیر شوی مردم گیر نشوی.
۳_خدا عذابی. گرفتار عذاب خدایی شد.
۱ - خودم بودم که لعنت بر خودم باد.
۲ - خداگیر شوی مردم گیر نشوی.
۳ - دیدی خدا چه بلایی برسرش آورد.
عذاب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
آزار، شکنجه ŝekanje، کویست kovist ( دری )
ابژم abžam، ابگم abgam ( پارتی )
دژین dažin ( لکی )
خنشیاک xanŝyāk ( سغدی )
اصطلاحی که برای عزاب دادن کسی می گویند
واژه عذاب
معادل ابجد 773
تعداد حروف 4
تلفظ 'ezāb
نقش دستوری اسم
ترکیب ( صفت ) [عربی، جمعِ عَذْب] [قدیمی]
مختصات ( عَ ) [ ع . ]
آواشناسی 'azAb
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
در اینکه طبق کدام منطقه ترجمه میشود هم مهم است .
طبق ادبیات عرب ، عرب به معنای منع است
طبق ادبیات عرب غیر حجاز به معنای ، دوری و تنهایی و جدایی .
طبق عجم در معنای خوشی بکار رفته .
... [مشاهده متن کامل]
در فارسی عذب نداریم مگر آنکه ترکیب عذر و آب در معنای عاقبت عمل باشد .
در قرآن همان معنای منع را میدهد .
عِذاب به معنای شیرین و گواراست
صورت ما اندرین بحر عِذاب
می دود چون کاسه ها بر روی آب
آزار
پای واه = عذاب
بن خان: فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، حسن دوست
#پارسی دوست
واژه ایرانی است :
واژه عز با واژه آز ( آزار >در این واژه ار پسوند است ) همخانواده است و اب هم پسوند است .
این واژه ایرانی است و با واژه آزار هم خانواده است : آز 》آذ》عذ
ار در آزار پسوند است
نقبت
فَقِنا عَذابَ النّارِ = ما را از شکنجه ی آتش نگاه دار
عذاب = شکنجه
کیفر، کیفر دادن، به کیفر رساندن
آزار دهنده ؛ شکنحه ؛ تاوان انجام کار بد و زشت
ازار
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)