رعایت کردن. [ رِ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاس داشتن. ( رعیت و غیره را ) || نگاه داشتن حق کسی را. ( فرهنگ فارسی معین ) : باید که حق من و خدمت قدیمم در فرزندانم رعایت کرده آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 350 ). حق وی [ قاید ] را رعایت باید کرد در فرزندانش و خیلش را به پسر دادن تا دهند یا نه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 326 ). درمی خواهد از خدا مددکاری در آنچه او را بر آن واداشته ، و راه نمایانش در آنچه طلب رعایت کرده از او. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 313 ). امیدوارم که حق خدمت من درفرزندانم رعایت کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 357 ). گرحقوق آشنایی را رعایت می کنی عمر چندان نیست ای ناآشنا وقت است وقت.
صائب ( از آنندراج ).
|| توجه کردن. || تعظیم کردن. احترام کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پاس داشتن رعیت و غیره را. ۲ - نگاهداشتن حق کسی را . ۳ - توجه کردن. ۴ - تعظیم کردن احترام کردن .
فرزاد اکبری یه رو اِنُمِس وه سیلِت مرتیکه تو خ. ر کی هستی که کارهای امثال مارا به سخره میگیری. شما از دشمنان خارجی قوم لر بد ترید . امثال شما دشمنان داخلی بزرگترین ضربه هارا به قوم لر میزنید. ما سوگند یاد کرده ایم که زبان لری را گردآوری و ثبت ملی کنیم در میانه ی راه س. گانی که مارو مسخره میکنم رو به ک. یرمون هم حساب نمی کنیم بهتره بری و به دری بری ها قاسم فاضلی و کاضم قادری گوش کنی تا اینجا نظر بدی بی سواد نادان ... [مشاهده متن کامل]
بسملا کوگ
وه فرزادٚ اکبری گِٸو، مو پُی چیانە زەدالویَل و تاته یَل سالدار و رُۆین اِپیتِنُم. تِی یَکی زه تاتە یَل هُربەکول خە بیدٚوم هیمونه سیم گُهدٚ پایار بو لرسو گپ و ستین
کوگ تاراز. ای وینانیا دی چه دَنگه؟ زه کویه اَوُردیس؟ من چه بیتی اشنیدیس؟
لری بختیاری وِنِنیدِن:رعایت کردن البته واژه وُرپاداشتِن هم همین معنی را میدهد
Observe
رعایت کردن: گنجاندن خواسته شما را در نوشته رعایت کند - خواسته شما را در نوشته بگنجاند.
به جا آوردن انجام دادن
heed
مدارا
comply with
comply with رعایت کردن ( مقررات و قوانین ) پیروی کردن از تبعیت کردن