لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
واژه نامه بختیاریکا
مترادف ها
کاویدن، کشیدن، کشاندن، بزور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبی کردن، با تور گرفتن
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
رساندن، کشاندن
کارشان را به کجا کشاندی:کارشان را به کجا رساندی.
کارشان را به کجا کشاندی:کارشان را به کجا رساندی.
منبع. فرهنگ عمید


چیزی یا کسی را به طرفی کردن و بردن ، سوق دادن ، منجر شدن
امتداد دادن . [ اِ ت ِ دَ ] ( مص مرکب ) کشیدن . کشانیدن . ممتد کردن . استمرار دادن . اطاله .