شناسایی سریع فعل پارسی
فعل های پارسی خودشون به تنهایی میتونن مصدر بشن اما فعل های عربی که وارد زبان فارسی شدن برای مصدر شدن، نیازمند یک فعل فارسی هستند
مثال:
شنیدن، گفتن، خواندن، نوشتن، رفتن، خوردن، آموختن، خوابیدن
عربی:
انتظار کشیدن، علم آموختن، تذکر دادن، تعصب کشیدن
نظرتون چیه؟
٤ پاسخ
نکته ای که مطرح کرده اید از نظر زبانی تا حد زیادی درست است، اما نیاز به یک اصلاح مهم دارد.
در فارسی، بسیاری از واژه های عربی وقتی وارد زبان فارسی می شوند، خودشان به صورت «مصدر» به کار نمی روند؛ بلکه فارسی برای ساختن فعل از آنها معمولا از یک فعل کمکی فارسی مانند «کردن، دادن، گرفتن، داشتن، شدن، کشیدن و...» استفاده می کند. به این ترکیب ها معمولا فعل مرکب می گوییم.
مثلا:
- انتظار ← انتظار کشیدن
- تذکر ← تذکر دادن
- تعصب ← تعصب ورزیدن
- اعتراض ← اعتراض کردن
- تصمیم ← تصمیم گرفتن
- استفاده ← استفاده کردن
- توجه ← توجه کردن
- تلاش ← تلاش کردن
اما در مثال شما، «علم آموختن» کمی متفاوت است. «آموختن» خودش یک فعل و مصدر کاملا فارسی است و «علم» اسم عربی است؛ بنابراین اینجا با «مصدر عربی + فعل فارسی» روبه رو نیستیم، بلکه با یک ترکیب اسمی ـ فعلی روبه رو هستیم.
نکته جالب تر این است که در فارسی بعضی واژه های عربی چنان با زبان فارسی عجین شده اند که حتی مصدرهای عربی هم به صورت واژه مستقل وارد فارسی شده اند؛ مانند:
- تعلیم
- تفکر
- تشکر
- تحسین
- تحقیق
- تدریس
ولی اینها از نظر دستوری مصدرهای عربی اند که به عنوان واژه وارد فارسی شده اند، نه اینکه فارسی آنها را مانند «رفتن، خوردن، گفتن» ساخته باشد.
همچنین یک نکته مهم درباره تعبیر «فعل های پارسی»: بهتر است بگوییم «فعل ها و مصدرهای فارسی»؛ چون «رفتن، خوردن، گفتن...» در واقع صورت مصدر هستند، نه صرفا فعل.
پس اگر بخواهیم گزاره شما را دقیق تر کنیم:
در فارسی، مصدرهای اصیل فارسی معمولا به صورت مستقل و با پسوند «ـن» ساخته می شوند؛ اما بسیاری از واژه های عربی که به فارسی وارد شده اند، برای تبدیل شدن به فعل نیازمند یک فعل فارسی کمکی هستند و به صورت فعل مرکب به کار می روند.این صورت، از نظر زبان شناسی دقیق تر است🙏🙏🙏🙏
سلام دوست من ببین درسته اما باید بدانی در چه گفتاری استفاده میشود ممکنم هست حر گفتار باهم فرقی داشته باشد.
راحتترین راه:
افعال فارسی قابلیت درست کردن مصدر از بن ماضی فعل دارند. یعنی به «بن ماضی» فعل « ن» اضافه کنید، اگر قابل صرف کردن بوده و در فارسی معنی داشته باشد، فعل بسیط فارسی و گر نه افعال مرکب بوده و وامواژه است:
روان/رونده/روش
رفت +ن=رفتن
رفتم
رفتی
رفت
رفتیم
رفتید
رفتند
وامواژههای عربی بیشتر در حوزههای انتزاعی، دینی، علمی، اداری و فلسفی بصورت اسم مصدر یا اسم فاعل/مفعول وارد فارسی شدهاند و نیاز به فعل کمکی دارند.
چند استثنا وجود دارد که مصدر جعلی نامیده میشوند و با افزودن «ین» به اسم عربی، فارسی شدهاند:
فهمیدن، طلبیدن، رقصیدن، بلعیدن و چند مورد دیگر.
تعصب
به تنهایی بکار می رود و تعصب داشتن با تعصب کشیدن یا حالت و چگونگی را تعصبی بعنوان صفت می گویند.