پرسش خود را بپرسید

مصدری پیشنهادی و تازه

تاریخ
١ روز پیش
بازدید
٣٣

امرژیدن: هویدا شدن، آشکار شدن،  هویدا شدن 
ریشه واژه: مرژ به معنای مژه و مویی است که جلوی دید آدمی را می گیرد. پیشوند ا در فارسی نشان دهنده پادینگی و تضاد است، پس مرژ نشان ندیدن و ناپیدایی و امرژیدن چیزی که هویدا است

١٦٩
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٦١

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

جناب قنبریان،
نظرم را در مورد پیشنهاد واژه شما، ابتدا با تحسین نگاه شاعرانه و فلسفی پشت این واژه شروع و سپس با نقدی که برداشت شخصی خودم هست پایان خواهم داد.
آمرژیدن از نظر آهنگ و ساختار و وزن موسیقایی گوش‌نواز و روان و جذاب است و ظرفیت بالایی برای همنشینی با مفاهیمی چون آمرزیدن، مرگ و مرز در اشعار داشته و باعث آفرینش لایه‌های معنایی تازه شود. نوآوری شاعرانه و دل‌انگیز در برساخت مژه به عنوان مانعی برای دید و آشکاری در نظر گرفتن و سپس با زدودن آن به هویدایی رسیدن با گشودن چشم استعاره لطیفی هست که نشان از ذوق پارسی شما می‌دهد. روش ساخت صوری آن هم از نظر ظاهر و ساخت واژه با برخی افعال فارسی شباهت دارد. ولی الگوی پیشوند+اسم+ـیدن که در آمرژیدن با ساختار آ+مرژ+یدن ارایه کرده‌اید با الگوی واژه سازی فارسی سازگار نیست زیرا چنین الگویی برای بن فعل اعمال می‌شود و البته نه به الگوی شما که به اشتباه روی «اسم» اعمال کرده‌اید. و از طرفی هر چند به اشتباه، گیریم همخوانی داشته باشد، در اینصورت افزودن پیشوند الف نفی بایستی برای سایر واژه‌های موجود نیز معقول و مطلوب و مقبول بنظر بیاید:
رقص/رقصیدن، جنگ/جنگیدن، اندیشه/اندیشیدن که بر اساس الگوی شما واژه‌های ساخته شده زیر بایستی بامعنی و مورد پذیرش شنونده امروزی باشد. آیا چنین است:
ارقصیدن، آجنگیدن/اَجنگیدن، اَاندیشیدن ؟!
بزرگترین و اساسی‌ترین اشکال و ایراد «ریشه یا بن نامعتبر یا دگرگون شده» آن یعنی خود «مرژ» است و من با جستجوی اینترنتی مراجع موثق در دسترس فارسی رسمی و گویش‌های ثبت شده و فرهنگ های بزرگ سابقه‌ای برای آن نیافتم. در متون کهن اوستایی، پارسی میانه و فارسی نیز متخصص خودش را می‌طلبد. اگر شما مرجعی داشتید از ارایه آن در پیشنهاد خود خرسند می‌شدیم. موضوع دیگر پیشوند منفی سازی «الف نفی» یا «اـ» که شکل کوتاه شده «آـ» هست را عنوان کردید از نظر زبانشناسی پارسی نوین «زایا» محسوب نمی‌شود. هر چند موارد انگشت شماری مثل «هوش/اَهوش» ، «سپاس/اَسپاس» ، «شرم/آشرم» به جا مانده که مورد استفاده مگر در متون ادبی قرار نمی‌گیرند و برخی دیگر نیز هر چند کهن، برای فارسی زبانان امروز قابل تشخیص یا تجزیه به اجرایشان نیست: دین/اَدین، نام/اَنام و جای آن را کاملآ پیشوندهای «ناـ» و «بیـ/بی‌ـ» گرفته است و قابل جایگزین شدن با الف نفی نیستند: ناامید، ناآشنا، بی‌اندیشه، بی‌خرد، نابخرد، نادرست، ناشناس، بی‌فایده، بی‌پول، بی‌نظم و ...
موضوع دیگر بنظرم ابهام و تداخل با کلمات موجود دارد. یعنی آمرژیدن از نظر آوایی بیش از حد به آمرزیدن به معنی بخشودن، بدون هیچ پیوند ریشه‌ای نزدیک است که بار معنایی ناخواسته‌ای را بر آن تحمیل می‌کند. به این مفهوم که آمرژیدن می‌تواند ذهن شنونده را بیشتر به حوزه بخشایش بکشاند تا به هویدایی و آشکارگی. و این سردرگمی کاربرد واژه را در نثر دقیق و علمی مشکل می‌کند.
این واژه گزینی دلنشین شما بیشتر یک واژه شخصی می‌تواند حساب شود که برخی شاعران و نویسندگان نیز به اختیار در قلمرو ادبیات برای تأثیرگذاری یا زیبایی شناختی قواعد زبان را شکسته و واژه‌های خیالی چنانکه در شعر نو و سفید پارسی تجربه کرده‌ایم، ساخته‌اند و چنانچه. برداشت من از مرور سابقه صفحه آبادیس شما اگر هدف، دستیابی به واژه‌ای با پشتوانه تاریخی و اصالت مستند در فارسی باشد، دست کم بر پایه منابعی که من بررسی کرده‌ام، دفاع از آن دشوار است.

پاینده باشید.

٢,٨٩٠
طلایی
١
نقره‌ای
٦١
برنزی
١٥
تاریخ
١٣ ساعت پیش
١

پاسخ شما