نظر شخصی خود را بفرمایید؟
وقتی میخواهیم در مورد چند گویش نزدیک بهم بررسی کنیم، آیا بر اساس جغرافیا از یکدیگر جدا میشوند یا فقط گویش؟ و چرا؟
فرضاً در مورد گویش مازنی و گیلکی، یا کردی و لری، مرز خاکی برای تفکیک دو گویش مهم است یا نه؟ نظر شخصی خود را بفرمایید؟
٧ پاسخ
تفاوت و شباهت گیلکی و مازندرانی در چیست؟ گیلکی و مازنی هر دو از زبانهای ایرانیِ شمالغربیاند و در حوزهٔ زبانهای کاسپین / دریای خزر قرار میگیرند. و این دو خویشاوند نزدیک هستند، اما یکی نیستند. هر دو از شاخههای ایرانیاند و ساختارهای کهنتری نسبت به فارسی معیار در برخی حوزهها را حفظ کردهاند. و واژههای زیادی در هر دو زبان مشترک یا نزدیکاند، چون، همجوارند و تبادل فرهنگی دیرینه دارند و هر دو بخشی از ایران فارسی بودهاند. ضمناً هر دو معمولاً آهنگ گفتاری نرم و محلی دارند و برای فارسیزبانها گوشنواز و در عین حال تا حدی دشوارند. البته بخش قابل توجهی از واژگان با هم متفاوتاند. مثلاً، واژه من در گیلکی و مازنی ممکن است شکلهای متفاوتی داشته باشد. افعال، ضمایر و برخی واژههای روزمره نیز فرق میکنند. گیلکی و مازنی در صرف افعال تفاوت دارد و ساخت فعل و شناسهها در این دو گویش یکسان نیست و در بسیاری از زمانها/ وجهها تفاوت دارند. اما تفاوت آوایی هم دارند، یعنی برخی صداها، کششها و تلفظها در گیلکی و مازندرانی فرق میکند. برای همین، یک گیلکزبان ممکن است بسیاری از مازندرانیها را بفهمد، اما نه بصورت کامل. بعنوان مثال مقایسه میکنم:
فارسی معیار خودمون: تو کجا میروی؟
گویش گیلکی: تو کجا وَری؟
گویش مازندرانی: تو کجا هَتی؟
ضمناً در نقاط مختلف همین گویش یکی نیست و ممکن است اندکی با نقطه دیگر متفاوت باشد.
اسدی طوسی (۳۹۰ تا ۴۶۵ ق) شاعر، نویسنده ایرانی قرن پنجم هجری و سرایندهٔ اثر حماسی گرشاسپ نامه است. بزرگترین و مهمترین اثر او گرشاسب نامه است، که در حدود ۹۶۰۰ بیت است و هرگز قابل مقایسه با شاهنامه نیست. موضوع این کتاب، داستان پهلوانی است به نام گرشاسب که برحسب روایات نریمان، نیای رستم بوده و در هند و سایر ممالک جنگها کرده و نام آور شده است. این کتاب در تاریخ ۴۵۸ هجری قمری یعنی ۵۸ سال پس از اختتام شاهنامۀ فردوسی به انجام رسیده است. گرشاسب نامه از روی گرشاسب نامه ای که ابو موید بلخی شاعر و نویسندۀ قرن چهارم به نثر آورده است، اقتباس شده، و ظاهراً جزو داستانهای شاهنامۀ ابومنصوری هم بوده است.
با درود.
به طور خلاصه:
بله، مرزهای جغرافیایی، خواه طبیعی مثل کوه و رود، خواه سیاسی مثل خط شهر و استان) مهمترین عامل جدایی گویشها از یکدیگر هستند، اما تنها عامل نیستند.
گویش مازنی (طبری) و گیلکی
· نقش جغرافیا: بسیار پررنگ. رشته کوه البرز و جنگلهای انبوه، دو ناحیه مازندران و گیلان را از هم جدا کرده اند. همین عامل باعث شده که این دو گویش با وجود همسایگی و ریشه مشترک (هردو از شاخه زبانهای کاسپین)، تفاوتهای قابل توجهی در واژگان، ساختار فعل و حتی آواها پیدا کنند. مرز خاکی، مثلاً منطقه چالوس و رامسر جایی است که به تدریج گویشها تغییر میکنند.
مثال دیگر گویش قشم، بندر. میناب. خمیر نزدیک به هم هستند اما کاملا یکی نیستند. ولی به تدریج گویش قشمی به طرف امارات که مرز بین المللی است وعرب هستند در بین اهالی آنجا نیز بخوبی هست ولی کم رنگ میشود و تغییرات کوچکی دارد..
خلاصه هیچ مرز و زبانی و تیغی وجود ندارد در مرز دو گویش، همیشه یک نوار انتقال داریم که در آن مردم به هر دو گویش نزدیک اند. مرز سیاسی مثلاً بین دو استان معمولاً با این نوار انتقال همخوانی ندارد و گاهی یک گویش واحد را به دو تکه تقسیم کرده است. همان طور که در بالا عرض کردم مثل مرز امارات و ایران برای گویش نه زبان.. خدانگهدارتون
درود. ممنون استاد از لطف شما. بله دوست عزیزم جناب شفیعی کجایین که غیبت شما رد شد. البته آقای ایرانی نیای گل غیبت شما را در حالت تعلیق قرار دادن که خودتون برسونید. ❤🌷
درود بر شما باد🙏🌺
جناب شفیعی با داشتن عنوان کی بزرگ و ریاست هیات داوران با خیال راحت مشغول تفرج و تفریح هستند و خیالشان راحت است که غیبت نمیخورند، در زبان شناسی جهانی و بر اساس علم و تجربه، مرز جغرافیایی بعنوان متغیّر محسوب میشود و تمرکز مرز بر روی واژگان گویش است، دعوا برای تعیین مرز جغرافیایی باعث و بانی اصلی عدم تثبیت گویش های ایرانی شده، این مشکل زمانی حل میشود که اتحاد و همدلی در میانشان بوجود بیاید، این از مباحث ریشه ای در حل این معما بوده🙏🌺
درود بر شما
مرزهای خاکی در طول زمان و بدلایل مختلف ایجاد شده اند و مرتبا در تغییر بوده اند ضمن اینکه اقوام مختلف هم بدلیل کوچ یا جنگ یا تبعید و رانده شده از موطن اصلی در حرکت و جابجایی و تغییر مکان بوده اند لذا در بررسی های مربوط به زبان و گویش تمام این موارد در طول زمان باید مد نظر قرار گیرد.
ای میل به تاب و پیچ کرده
روی از دو جهان به هیچ کرده
یک لحظه ز تاب و پیچ باز آی
هیچند همه ز هیچ باز آی
در گردش این بلند کردار
بین این همه نقش های پرگار
هر نقش اگر چه دلپسند است
آیینه صنع نقشبند است
باید ره دلپسند رفتن
از نقش به نقشبند رفتن
تا چند به نقش بند مانی
آن به که به نقشبند رانی
هر نقش عجب که زیر و بالاست
برهان وجود حق تعالی ست
✏ جامی
درود و سپاس از مشارکت و حضور پرمهرتان، مقدمتان گلباران🌹🌹🌹 در تمام دنیا بصورت تجربی و در عمل به این نتیجه رسیده اند که تمرکز حتماً باید بر روی محاورات و گویش باشد و نگاهشان به مرز خاکی بعنوان یک متغیر است، متاسفانه در ایران عزیزمان این موضوع نادیده گرفته شده و دائم تعصبات تنش و اختلاف ایجاد کرده، خیلی دوست دارم لااقل اقوام بختیاری پیشاهنگ باشند و برای ثبت گویش خود اقدام فوری داشته باشند، بلکه دیگران هم از روی رقابت همان مسیر را طی کنند، واقعاً گذشت زمان
خوب نیست و این گویش ها آسیب می بینند، حقیقت تلخی وجود دارد، اینکه تاریخ نشان داده، هرگاه بحرانهای امنیتی و فشار اقتصادی در کشورمان بوده، در آن مقطع زمانی جنگ و ناامنی، فرهنگ و ادبیات فراموش شده، ولی در حال حاضر نباید بگذاریم این اتفاق بیفتد، چون علم، فرهنگ و ادبیات حکم روح را دارد برای کالبد جامعه
هر چه جامعه سطح آگاهی بالاتری داشته باشد، این آسیب ها کمتر میشود، این تحریم اقتصادی بسیار هوشمندانه طراحی شده، ولی قابل خنثی کردن است، تاریخ ایران عزیز، مملوّ از این فراز و فرودهاست، این نیز بگذرد🇮🇷
دوستان به خوبی اشاره کردند، مرز بین دو زبان یا لهجه بنظر بنده هم بی معنیه
هر زبان و لهجه ویژگیهای خودش رو داره
و جغرافیا تاثیر خاصی نداره، مثلا لهجه قم شما و کاشون همسایه تون، زمین تا آسمون فرق داره
شباهتهایی باهم دارن ولی تفاوتها آنقدر زیادن که نمیشه نادیده گرفت
از طرفی ما زبان pidginیا آمیخته رو داریم که از هر زبانی گوشه ای رو گرفته
مثلا زبان خیلی از کشورهای آفریقایی که آمیخته ای از انگلیسی، فرانسوی و بومیه
A pidgin /ˈpɪdʒɪn/, or pidgin language, is a grammatically simplified form of contact language that develops between two or more groups of people that do not have a language in common: typically, its vocabulary and grammar are limited and often drawn from several languages.
اصلا همین تفاوت کاررو قشنگ میکنه
در بر شما دوست قدیمی🙏🌺
در مورد مرز جغرافیا منم نظرم همینه، چون علم و تجربه همینو میگه ولی بسیاری قبول نمیکنند و مرز بندی را قائل هستند.
در مورد پیچین، هم در ایران داریم و هم در خارج. در ایران لک را داریم که بین اقوام کرد و لر زبانی مشترک بوجود اومده، البته فارسی و ترکی و عربی هم داره، این همون اصطلاح پیچین هست
زبان اردو هم پیچین هست، ترکیبی از انگلیسی و فرانسوی و هندی و فارسی و ترکی و عربی بوجود اومده، این اصطلاح در اصل برای اختلاط زبان انگلیسی و چینی بکار میرفت، ضمناً همیشه اینجوری نمیشه، مثلاً گویش مازنی و گیلکی با اینکه قرنها کنار هم بوده اند، ولی همچنان واژگان مستقل، و دستور زبان مستقل خودشون رو حفظ کرده اند.
به نظر من گویشها مثل طیف رنگهای رنگینکمان هستند. هیچوقت نمیتوانیم دقیقاً بگیم قرمز از اینجا تمام شد و نارنجی شروع شد!متاسفانه تعصبات قومیتی، زبانی سالهاست تو کشور ما خیلی رایجه و من سالها با این آدما بحث کردم و نه من تونستم اونا رو قانع کنم نه اونا من رو.
درود بر شما🙏🌺
پاسخ پخته و دقیقی را اشاره فرمودید، خدا کند تعصب نباشد و از اشتباه محاسباتی ریشه گرفته باشد، بارها شنیده ام که به دوستانم که در مورد گویش ها پژوهش میکنند گفته اند که: تو چه کاره هستی که در مورد زبان ما نظر میدهی؟ در صورتی که اگر تمام این گویش ها ثبت و محافظت بشوند، برای من افتخار هست، ولی نمیتوانم دایه مهربان تر از مادر، و کاسه داغ تر از آش باشم. من خودم گویش های ایرانی را جزوی از میراث فرهنگی خودمون میدونم و دوست دارم حفظ بشه.
و ضمناً طیف رنگها تعبیر جالبی بود که به ذهن خودم نرسیده بود، دقیقاً یک گویش به همین شکل از لری شروع میشه تا به لکی میرسد، و باز ادامه پیدا میکند تا به کردی میرسد، انگار ۱٪ به ۱٪ منطقه به منطقه گویش کمی تغییر میکند، اگر علمی و منطقی رفتار کنند حتماً موفق میشوند، ولی از تفرقه و اختلاف و یکدنگی آبی گرم نمیشه، سپاس از مشارکت🙏🌺
من موضوع را با یک نمونه یک زبانی می گویم ، استان های لرستان و کرمانشاه که آن ها را به ترتیب به زبان لری و کردی می شناسند در کنار همدیگر هستند ، از شهر خرم آباد که مرکز لرستان است تا کرمانشاه ، لری تبدیل به لکی می شود ،این دو بسیار به هم نزدیکند اما از نظر دستوری و واژگانی تا حد زیادی متفاوت کردی کرمانشاهی نیز با لری و لکی مشابهت های زیاد دارد اما معمولا لک ها هم زبان لری را می فهمندو با آن سخن می گویند و هم زبان کردی کرمانشاهی را ، زبان لکی را در زمره ی زبان ها ایرانی شمال غربی آورده اند یعنی همان زبان کردی کردهای کرمانشاه هم زبان لکی را می فهمند در واقع زبان لکی در میانه به لری و کردی است برخی ل ی آن را نشانه یک لری و ک ی آن را نشانه یک کردی می دانند این زبان لکی در واقع فاصله جغرافیایی لری و کردی است اما زبان لکی از زبان کردی عرض های بالاتر جغرافیایی و کردی عراقی فاصله می گیرد در واقع زبان از نظر جغرافیایی تغییر و تحول پیدا می کند و زبان کردی اورامان با زبان کردی کرمانشاه یکی نیستند همانطور که لری بویر احمدی با لری بوشهر و لری چهارمحالی و لری رایج در لرستان یکی نیستند و در هر کدام از نظر جغرافیایی حد فاصلی وجود دارد. اما فهمیدن لکی و لری بختیاری برای یک لرستانی آسانتر است تا مثلاً بلوچی چون مشترکات زبانی بیشتری دارند . اما تفاوت ها خود را هم دارند پس هم از نظر جغرافیایی قابل جدا شدن هستند.و هم از نظر گویش
درود بر شما آقای اسماعیل معظمی گودرزی عزیزم و سپاس از مشارکت و نظرات خوبتون🙏🌺
الان باز دو سوال قدیمی در ذهنم شکل گرفت، یکی اینکه همان پرسشی که یکی از اساتید زبان بوجود آورد، اینکه گفتند:
اگر شما از یک روستا در شمال کردستان به سمت جنوب حرکت کنید، ممکن است در هر روستا تفاوت کوچکی در گویش و حرف زدن ببینید. هیچ لحظه ای وجود ندارد که ناگهان بگوییم خب دیگه، اینجا دیگه کردی نیست، و زبان یا گویش جدیدی شروع شد. . . چرا؟ چون در واقعیت میبینیم که این یک تغییر تدریجی است.
سوال دوم هم قضیه مهاجرت است، شاید بشود شهری را مرکز گویشی دانست، ولی از همان شهر یا حتی کشور، گروههایی کوچک و بزرگ مهاجرت میکنند و در نقاطی پراکنده اجتماعاتی را برای زندگی انتخاب میکنند و ماندگار میشوند.
ضمناً جدا از این پرسش. . خوبه اینرا بگویم که برام دردناک هستش
الان حداقل باید هفت کتاب فرهنگ لغت حجیم برای هفت گویش اکثریتی لری ایران داشته باشیم، همینطور کردی و لکی و بلوچی و مازنی و گیلکی و غیره ولی نداریم، تا زمانی هم که چنین واژه نامه هایی تالیف نشود، ثبت این گویشها عملی نمیشود، ولی تنها رفتارهای تعصبی را شاهد هستم، مثلاً بصورت تعصبی مطرح میکنند که زبان لری از فارسی جداست و ۸۰ درصد واژگان لری نه از فارسی گرفته شده و نه ترکی یا عربی، اصلاً این رقم ۸۰ درصد چطوری محاسبه شده؟ چطور میتوانم به این دوستان عزیز تفهیم کنم
که همان واژگان هم، اغلب واژگان اصیل پارسی هستند که در گویش لری سالم مانده و حفظ شده اند، ولی در فارسی نوین و معیار نابود و فراموش شدند. قبلاً هم بجای ائتلاف و ثبت گویش لری باز دعوای چهارلنگ و هفت لنگ پیش آمد، حتماً باید اتحاد و همدلی باشد و تعصب و رقابت نباشد، حتماً از میان خود گویش ها باید کسانی باشند که به دور از حمیت و با قدرت و نفوذ کلام اتحاد و وفاق ایجاد کند تا حتماً هر چه سریعتر این کار انجام بشود
وگرنه در عصر فعلی رسانه ها بصورت نامرئی این گویش ها را نسل به نسل کمرنگ تر میکند، رسانه و مهاجرت آفت و دشمن این گویش های بومی است. از صبر و حوصله شما سپاسگزارم🙏🌺
درود بر حسین جان عزیزم و سپاس از درج نظر، و اینک هنوز داور بین المللی محمدجان غیبت دارد، البته برایش غیبت رد نمیکنیم، چون قطعاً در ترافیک مانده و خودش را میرساند🙏🌹😀