معنی و معادل کلمات زیر که در متون کهن پارسی آمده اند را با ذکر مثال بنویسید
٢ پاسخ
طرنب=
خودنمایی
ای احمق تا به چندت این طاق و طرنب
چون دیو همی غریو و چون رعد غرنب
داری شکمی زیاده پر همچون خنب
گاوی به صفت ولی نداری سم و دنب.
______________________
سنب=
سم
عزم تو کشورگشای خشم تو بدخواه بند
رمح تو پولادسنب تیغ تو جوشن گذار.
______________________
علم ناک=
عالم دانشمند
دفن کردش پس بپوشیدش به خاک
زاغ از الهام حق بد علم ناک
______________________
مکرهی=
مکروهی
آن چنان خوش کس رود در مکرهی
کس چنان رقصان دود در گم رهی
______________________
مازاغ=
متمرکز برچیزی
چشم او را که مهر ما زاغ است
روضه گاهی برون ازین باغ است
______________________
تشنیع=
بد گفتن
همانا خروس است غماز مستان
که تشنیع او را، ز ایشان نماید.
______________________
سباغی=
رنگرزی
در دوران قدیم، بازار شهر پر از کارگاههای سبّاغی بود که پارچههای ابریشمی را با رنگهای طبیعی و درخشان، رنگآمیزی میکردند.
در ادامه، معنی و معادل امروزی این واژههای کهن یا ادبی فارسی/عربیتبار را همراه با نمونه کاربرد میآورم:
۱. «طرنب»
واژهای کمکاربرد و کهن است و در متون قدیم معمولاً به معنی فریب، حیله، دغل یا گاهی سخن بیهوده و آشفته آمده است.
معادل امروزی:
نیرنگ، حقه، یاوهگویی
مثال:
«به طرنبِ دشمن دل مسپار.»
یعنی: فریب دشمن را نخور.
۲. «سنب»
در متون کهن غالباً به معنی سبیل و ریش باریک یا گاهی نوک و زبانهٔ چیزی آمده است.
معادل امروزی:
سبیل نازک / زبانه / نوک
مثال:
«سنب بر چهرهاش تازه دمیده بود.»
یعنی: سبیلش تازه درآمده بود.
۳. «علمناک»
ترکیبی وصفی به معنی دردناک، رنجآور، اندوهبار.
«عَلَم» در اینجا به معنی درد و رنج است، نه پرچم.
معادل امروزی:
غمانگیز، دردناک
مثال:
«حکایت او بسی علمناک بود.»
یعنی: داستان او بسیار اندوهبار بود.
۴. «مَکرُهی» / «مَکرَهی»
از ریشهٔ «کراهت» و «مکرَه»؛ به معنی ناخواسته، از روی اجبار، ناخوشایند.
معادل امروزی:
اکراهی، اجباری، ناخوشایند
مثال:
«این کار را مکرهی پذیرفت.»
یعنی: با بیمیلی و اجبار قبول کرد.
۵. «مازاغ»
برگرفته از عربی «ما زاغَ» به معنی منحرف نشد، کج نشد.
بیشتر در متون عرفانی و قرآنی دیده میشود.
معادل امروزی:
منحرف نشد، از راه بیرون نرفت
مثال:
«دلِ عارف مازاغ از حقیقت.»
یعنی: دل عارف از حقیقت منحرف نشد.
این تعبیر یادآور آیهٔ قرآن است:
«ما زاغَ البصرُ و ما طغی».
۶. «سباغی»
از «سباغت»؛ به معنی دباغی کردن پوست یا وابسته به دباغان.
معادل امروزی:
دباغی، پوستپردازی
مثال:
«در بازار سباغی بوی پوست برمیخاست.»
یعنی: در بازار دباغان بوی پوست میآمد.
۷. «تشنیع»
واژهای عربی به معنی زشت جلوه دادن، بدگویی کردن، رسوا ساختن، عیبجویی شدید.
معادل امروزی:
بدنامکردن، تخریب، نکوهش شدید
مثال:
«دشمنان بر او تشنیع بسیار کردند.»
یعنی: بسیار بدگویش کردند و او را بدنام ساختند.
درود بر شما
آفرین
درمورد معنی واژه سنب شاید منظور شما واژه سبلت است؟
پسوند ناک در کلمه علم ناک به معنی آکنده از علم
یا پر از علم که معادل عالم میتواند باشد
مثال :
وحشتناک. پر از وحشت یا آکنده از وحشت
دردناک پر از درد یا آکنده از درد
سهمناک
اندوهناک
معنی ترنب در ابیات زیر چیست؟
آمد ز پی عروس خواهی
با طاق و طرنب پادشاهی
✏ نظامی
ما ببوش و عارض و طاق و طرنب
سر کجا که خود همی ننهیم سنب
✏ مولانا
درود بر شما
آفرین