پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => واژگان)
درود بر دوستان گرامی روز خوش واژه مزدا به نام. دانا و آگاه هست می توانیم مصدر مزداشت را داشته باشیم و بگوییم مزداشتن که می تواند بار معنایی خاصی از آگاهی و هوشیاری باشد
نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت چنین فرمود شاه نیک فرجام که منظورش کنند اهل نظر نام ✏ وحشی بافقی
مردم که به زاد توأمانند هم هر دو به یکدگر نمانند دو خط که نویسی از یکی دست هم نوع تفاوتی درو هست نقاش، که پیکری نشان کرد، دیگر نتواند آن چنان کرد ✏ «امیرخسرو دهلوی
درود بر دوستان گرامی روز خوش می توانیم با بهره بردن ازواژه سدا که گفته می شود پارسی است در قالب مصدر های انگاشتن و پنداشتن مصدر نوین سداشتن را بسازیم با بن کنون: سدای، سدار که هم خوش لواز و خوشلفظ است هم ریشه من د
معنی وا ژی آپر (upper) در بافت فلسفی میتونه پسین باشه؟ مثلا The upper paleolithic transition میشه گفت: گذار پارینهسنگیِ پسین؟
درود بر دوستان گرامی عاملیت، عمل کردن، انجام دادن در زبان اوستایی چه می شود.؟
واژه ی لرغو در این بیت از ابن حسام خوسفی را نیافتم . ابن حسام معمولاً واژه های مغولی را زیاد به کار برده اند اگر دوستان اطلاعی دارند لطفاً توضیح دهند. سپاس کــردی بــه غــمــزه قــصــد دل نــاحــفــاظ مـن ترکان مست بین که به لرغو گرفته اند
شما برای هرکدام از این سان(=حالت) ها،چه نشانگری که ریشه پارسی دارد را شایسته می دانید؟ یا آنکه چه گونه واژه سازی ای انجام می دهید که هم ساده باشد و هم این سان ها را پوشش می دهد؟ A بله،B بله: A ...
برای این واژه برابری نوین تازه و پارسی پیشنهاد کنید که هیچ کدام از موارد زیر نباشد: عاملیت، نمایندگی، کنشوری، کارندگی، فاعلیت کاربری به نا ژاسپ از مصدر داختن بهره برده بود و این واژه را داختوری یا دازوری برابر نهاده بود اما در واژ نام دهخدا، دکت معین و منابع آبادیس این مصدر دانستن معنا شده بود.