تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

روا برابر فارسی واژه عربی معتبر است. معتبر از عبر ( عبور، عابر، معبر و. . . ) به معنی گذشتن و روا از رفتن میاید.

تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه پادشاهی این نام به سرزمین های شمال کوه های البرز یعنی مازندران و گیلان و گلستان ( که ان هم تابع مازندران است. ) و تالش ایران و گشتاسپی ( باکو ...

تاریخ
١٥ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بریدن هم ارز با ریشه قطع در عربی است و برا ( اغلب با تشدید بر حرف ر ) همان قاطع است. تیغ برا و کلام برا همان تیغ قاطع و سخن قاطع هستند.

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

گُرد در فارسی به معنی پهلوان است چنانکه فردوسی کسانی چون رُستم و دیگر پهلوانان ایرانی را گُرد خطاب کرده. به کرد ربط ندارد، رستم سیستانی و کاوه آهنگر ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

فقط جماعت نیمچه ریشه شناسی می توانند الغوث عربی به معنی درخواست یاری را به استفراغ و بالاآری ربط دهند!

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بعد از دزدیدن واژگان فارسی و عربی حالا حداقل به روسی و فرانسه و انگلیسی و اوکراینی رحم کنید!!! هرچه بیل دارد ترکی است عجبا

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

خیم به معنی ذات و سرشت است و خوش خیم و بدخیم و دژخیم ( خیم پلید، دژمن=بداندیش، دشوار=سخت دژآگه=خشمگین ) از آن گرفته شده اند. واژگان عربی وخیم و وخام ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بد و خیم هردو فارسی هستند. خیم به معنی ذات و طبیعت و سرشت است. واژگان خوش خیم، بدخیم، دژخیم همگی از این ریشه هستند. بدخیم به شکل وخیم و وخامت از ف ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

به اوزرا جدیری کاف پسوند فارسی نام ساز و گاهی گوچک ساز است و از َگ در فارسی میانه میاید، پسوند اَگ فارسی میانه بسیاری از جاها به - ه تبدیل شده مانند ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

به تارش پانگیلک ندیده بودیم که دیدیم سومری هیچ بازمانده زنده ای ندارد. فرزندان سومریان هم امروزه عرب زبان یا آسوری زبان یا کردزبان یا. . . هستند ولی ...

تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

به اوزرا جدیری آواره محمود لیاقت هنر فردوسی را نداشت ولی شاه اسماعیل صفوی با همه خرافاتی بودنش فهمید شاهنامه چه اثر گرانمایه ای است برای همین هم نام ...

تاریخ
٢١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

تیغ تغییر شکل یافته واژه تیز یا تیخ است. آموزیدن و آموختن آمیزیدن و آمیختن و آمیغ ( مخلوط ) میزیدن و میختن و میغ ( به ترتیب: باراندن، ابر ( البته ب ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

این مصدر در فارسی گفتاری رایج است، مایه خجالت است که دیوان سالاری مملکت اصرار دارد به جای هِشتن یا نِهِشتن از قرار دادن، به جای ستاندن از اخذ کردن، ب ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

به /"بهنام رضایی"/ درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فعل ساده از فعل مرکب ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

به /"اورهان"/ بله درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فع ...

پیشنهاد
٠

آستانه واژه ای هندواروپایی است که با ریشه های ایستادن، اُست ( در استخوان و استخوان ) یا اُستون ( ستون ) ، stand و stop در انگلیسی stareدر لاتین و ایت ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خمودگی به معنی سستی و شل و ولی و ناامیدی است. در شعرها نه ولی در گفتار مردم بسیار کاربردی است.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

اکباتان خوانش یونانی واژه مادی - پارسی هَگمَتانَه و ایلامی اَگمَدَن است که در فارسی میانه به همتان و در فارسی و نو دیگر زبان ها به شکل همدان درآمده ا ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

البته در اردکان یزد شمار بسیار شایان توجهی از روستاهای زرتشتی نشین یا زرتشتی - مسلمان نشین هم هست که مردمشان افزون بر فارسی یا زبان های نزدیک فارسی ب ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

اردکان نام دو شهر در سرزمین فارس است، یکی اردکان در شمال استان یزد است که از بزرگترین شهرستان های ایران است ( شهرستان اردکان یزد مساحتی به اندازه است ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

در برهان قاطع به معنی گریستن آمده احتمالا از ریشه پرژ را پرژیدن ( ؟ ) باشد که با کاف/ه نامساز به معنی گریه شده.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

اقای بختیاری کاشان شهری فارسی زبان یا گویشور به زبان های قدیم اصفهان است که البته در نایین و خور و بیابانک و ورزنه و کوهستان و روستاهای اصفهان همچنان ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بنده خداوند. بنده است بستن/بند میاید که با گرفتن - ه نامساز ساخته شده مانند پوشه، آموزه، اندیشه، گریه، خنده و. . . خدا به اعتقاد دهخدا از واژه خود ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

به یاشار ۱. تخم واژه ای فارسی از توهم و تخمه از توهمَگ است. قرار نیست هرچیزی که آخرش مِه یا اوم داشته باشد ترکی باشد. ۲. معنی اصلی این واژه در اوستا ...

پیشنهاد
٠

تا جایی که شدنی است کوشیده میشود از سروده های کهن فارسی که خوشبختانه به خاطر زحمات چامه سرایان فارسی اصلا کم نیستند برای تشریح مصدرها بهره برد، اگر ن ...

پیشنهاد
٠

هدف من از وانمودن این جستار بررسی چند مصدر که ممکن است در فارسی از یاد رفته یا کم کاربرد و فرّار شده باشند، است.

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نقل از دهخدا ( در همین وبسایت ) : بربر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) از کلمه یونانی باربار بمعنی غیریونانی مانند عجم بمعنی غیر عرب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . آت ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر/"کاربر"/ اگر معیار شعر و ادب است، ایرانشاه بن ابوالخیر رازی که یک حماسه سرای ایرانی سده ششم بود ( یک سده پس از فردوسی ) مرز ایران را چنین بی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

البته بهتر است یکم اصلاح کنم تبدیل ز به خ در فارسی فراوان است آموختن و آموز ستیختن و ستیز آمیختن و آمیز گریختن و گریز و. . . که خ آنها به غ می تواند ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

داغ برگرفته از تاف یا تپ در فارسی باستان است که در فارسی میانه به شکل تافتن و ویتافتن کاربرد داشته به معنی گرما. تافتن به شکل تفتن، تفسیدن، تفت دادن ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ریسه از ریس که ریشه مصدر ریسیدن یا رِشتن است و ه نام ساز ساخته شده مانند سازه، پوشه، آموزه، گویه، اندیشه، تاسه، ناله و. . . خود واژه "ریشه" و "ریش" ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مکتب، ایدئولوژی البته مکتب بیشتر به معنی نوشتمان یا نویسمان است تا گفتمان ولی خب هردو می توانند این معنی را برسانند

پیشنهاد
٠

زرتشت بهرام پژدو نام یک شاعر زرتشتی از کرمان بود که منظومه زراتشت نامه را به پیروی از شاهنامه فردوسی برای تعریف داستان زندگی زرتشت به فارسی نوشت . ب ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

چجوری لر همزمان هم کورد "بوده و هست" هم "شما لوری های هندی هستید که بهرام گور ساسانی از هندوستان آورده؟" ( توی مدخل شهرکرد نوشتی لر همون لوری و کولیه ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نام بردار واژه ای فارسی است که در پهلوی دقیقا به همین شکل مورد کاربرد بوده. این واژه به معنی نامور یا نام آور، مشهور، شناخته شده، یا ثبت شده و نامجه ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابر فارسی آن ره آورد است. چون سفر کردم مرا راه آزمود زین سفر کردن ره آوردم چه بود ( مولوی ) همچنین ره آورد به م ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

اول فکر کردم یه نام اروپاییه🗿 آرتیمان ارته/ارده[راست و درست] مانند اردکان ( نام دو شهر یکی در فارس یکی در یزد ) اردستان ( شهری تاریخی در اصفهان، زا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

آیَفت ( فارسی میانه ) از آیَفتَن ( ؟ )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

در عربی "عین" هم به معنی اندام دیدار انسان است هم به معنی آب جوشنده از زمین. در فارسی هم چشم به معنی اندام دیدن و چشمه به معنی آب جوشنده از زمین. م ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بهمنیار=یار نیک اندیش اسفندیار=یار مقدس مهریار=یار مهربان، یار ایزد میترا دینیار=یار دین و کیش ایزدیار=پیرو و یاریگر خداوند این نام های پسرانه در فار ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

هرچند که در ترکی هم این واژه معنا دارد اما محتمل است که به یوغ در فارسی هم همریشه باشد. یوغه یوغ از ریشه آیوختن آیوز در فارسی میانه میاید به معنی ج ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پنجه اشاره به پنج انگشت انسان دارد. در گفتار عام از پنجول یا پنجوله هم استفاده میشود ( بیشتر برای چنگ اندازی کودکان ) که اوله در اینجا کوچکساز است، ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

کودک که در فارسی میانه کوتگ بوده از ریشه کوت در فارسی باستان/میانه و اوستایی است. از این ریشه سه واژه در فارسی داریم کودک: بچه، پسوند کاف نامساز کوت ...

پیشنهاد
٠

آری پای منقل رفتن بسیار کار ناپسند و مضری است و پیشنهاد میشود شما نیز چنین نکنید به ویژه پیش از ریشه یابی واژگان اصیل فارسی دود فارسی هم جدا از توت و ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

چاقو تحریف شده واژه چاکو در فارسی است. دیگر کاربرد های پسوند - و: کِشو، پَستو ( زیرزمین ) ، کاهو، یارو و. . . دیگر نمونه های تبدیل صداهای دیگر به ق ...

پیشنهاد
٠

حالا تو چرا از قتل عمر به دست پیروز ناراحتی؟ راستی نژادپرست خودتی دور و بری هات این پیامتو گزارش نمیکنم تا همه ببینن چه پلشتی هستی و چرا فحش میخوری د ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خانه واژه ای فارسی از خانگ در فارسی میانه است. همی گفت ناساخته خانه را چرا ساختم رزم بیگانه را ( فردوسی ) خانواده و خاندان واژگان دیگری هستند که با ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

بهمنیار نامی فارسی از به ( بهتر ) و من ( منش، اندیشه، منیدن به معنی فکر کردن است، در لری بختیاری هنوز استفاده میشود ولی در فارسی به منش و مینو محدود ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

۱. ایران جمع واژه ایر ( درستش: اِر با اِ کشیده یا ē در فارسی میانه ) است. ایرانشهر به معنی کشور ایران ( ایرها ) و ایران زمین به معنی بوم و سرزمین ایر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خواننده کسی است که مجله و کتاب و سروده میخواند نه کسی که آهنگ و خنیا میخواند! در تاجیکستان برای خواننده آهنگ از آوازخوان استفاده میکنند که باز درست ت ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

آزاد از āzātā ( همان آزاده، حالت مفعولی ) در فارسی باستان و āzāt در فارسی میانه به فارسی نو رسیده، این واژه به احتمال بسیار بالا با زادن ( زاییدن ) ا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاریز واژه ای فارسی به معنی قنات است. در شمال کشور:کهریز در اصفهان:کاهریز در یزد:گاریز البته در گویش های دیگر هم هست بی گمان کارزاری کاندر او شمشیر ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

همان کاریز است به معنی قنات

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

از ریشه خند و پسوند نام ساز - ه گریه، آموزه، ناله، تازه، آمیزه، کاره، گرده، واژه و. . . از همین ساختار پیروی می کنند. در فارسی میانه اَگ بوده مانند ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

آلیختن یا آلیزیدن از ریشه آلیز به معنی لگد زدن است. در خراسان واژه آلیج به معنی لگد رایج است که از همین ریشست.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در گویش خراسان این واژه آلیج تلفظ میشود به معنی لگد، جفتک

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در گویش یزد زنغدون تلفظ میشود، بازم به معنی چانه همچنین واژگان کُچه و خوده چانه ( چونه ) هم رایج است.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کُچه در گویش یزدی به معنی چانه است، همچنین به طور استعاری معنی دهان هم میدهد. ادم کُچه پاره یعنی ادم بددهان یا دهان لق در لری هم گویا کاربردیست و کَچ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نَک در گویش یزد به معنی دهان است. نَکت ببند یا در نکت بذار یعنی سکوت را رعایت فرمایید! در خراسان هم این واژه رایج است.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سخن، گویه، گفته، واژه، گپ ( فارسی خراسان، زبان لری و. . . ) گف ( فارسی یزد )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در خراسان برای جست و جو از پال پال کردن بهره می برند. این "پال" از مصدر پالیدن است به معنی جستن و گشتن چو دید آن برو چهره دلپذیر ز پستان مادر بپالید ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در یزدی راچینه و در کرمان و خراسان رازینه یا رزینه است

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

امروزه هیچکس گئومات را نمی شناسد با اگرم بشناسد نامش زیر سایه بردیاست و از نظر تاریخ اینقدر بی اهمیت و خرد است که بیشتر با نام بردیای دروغین شناخته ا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اوه اوه راستی تو گفتی زبان دری جایگزین زبان ضعیف پهلوی در ایران شد. بعد الان نوشتی اشکانیان اهل پارت بودند و ترک بودند. خب پارت همون پَهلو هه😂 زبو ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اشکانیان منسوب به فردی به نام اَرَشک که اهل خراسان ( نه ترکمنستان! ) بود هستند. اگر هیچ نوشته ای از ایشان باقی نمانده بود ( که باقی مانده ) هم از نا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

عجب! گاماتای دادگستر با خود را "به دروغ بردیا جا زدن" شاه شده ولی کشور را از دست "هخامنشیان ستمگر" نجات داد. خب اگر هخامنشی ستمگر بود گاماتای قاآن چ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

به یاشار د اخه. . . کل ابادیس مزخرفاتت درباره لران و فارسی زبانان خوندن ( حالا یکی نی بگه تو توی تبریز نشستی دیگه چیکارت به لره که هزار کیلومتر اونو ...

پیشنهاد
٠

زبان افغانستان اوهوم دور از شما عده ای نیز به تاریخ ایغورستان و مغولستان رحم نمی کنند و زبان آنها را میدزدند، آن را ترکی جا می زنند و خود را میراث دا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه پسوند اِش در جویش رویش زایش کنش به ریخت اِشن بوده. کنشن جویشن رَوِشن گِرَوشن و. . . شین و نون ساکن هستند.

پیشنهاد
٠

متمم من چاکر هم میهنان ترک هم هستم و جانم فدایشان پیام های پایین خطاب به یک متوهم نژادپرست بود که لازم بود ادب شود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نژاد به ریخت باستانی ni - zata از پیشوند نِ که جهتمندی را میرساند و زادن ساخته شده. در برهان قاطع این واژه به ریخت نِزاد هم آمده که همریشگی این واژه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زیباترین نام زیباترین واژه بهترین بهترین

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

یکی از مضخرف ترین و بیهوده ترین گفتمان هایی که تا امروز بدست بشر ساخته شده. از نظر زیست شناسی نژاد برای انسان معنا ندارد، گوناگونی انسان بسیار کمتر ...

پیشنهاد
٠

در ضمن سغد در تاجیکستان و ازبکستان است نه افغانستان افغانستان یعنی بلخ و هرات و بدخشان ( که خراسانی هستند ) و پشتونستان و سیستان که جنوب آن هستند. ز ...

پیشنهاد
٠

انگلیسی ۷۰درصد فرانسوی و لاتین است ولی کسی نمی گوید مصنوعی و ساخت فرانسوی هاست. فارسی ۴۰درصد وام واژه عربی و کمتر از ۳۰۰وام واژه ترکی دارد پانترک ها ...

پیشنهاد
٠

زبان های ترکی سیبری و قپچاقی متاثر از مغولی و سپس روسی بوده و کمابیش هستند . زبان های اغوز و قارلق هم بسیار نشانه دار از فارسی و عربی هستند. سرود م ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

این ممد اس یه دروغگوی متوهمه تو ۱۰تا پیام اخیر فقط بدو پرداختم یه جا میگه لر کولی هه دوتا دیدگاه اونور تر گفته لر خودش کرده این دیگه واقعا عجیبه اون ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بزرگمهر وزیر سرشناس ساسانی ایشان حتی در نوشته های اسلامی هم به خوشنامی نامور بوده.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه کوره به معنی شهرستان و سطحی از بخش بندی کشوری بوده. مثلا سرزمین پارس در زمان ساسانی ۵کوره داشته ۱. اردشیر ۲. دارابگرد ۳. قباد ۴. شاپو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه جفت شدن میشده "آیوختن/آیوزیدن" که حالت گذرایش آیوزاندن میشود. این واژه به دو شکل جفت و یوغ به فارسی نو رسیده. شایسته است شکل مصدری آ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سَر و اوک سَر همان سر فارسی و اُک یا اوک همان اَک فارسی است. سَرَک در زبان کردی سروک به معنی رییس است که احتمالا گرته برداری از همان واژه رییس باشد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرزان یا فرزانه دگرگون شده واژه فردان است به معنی خردمند، دانا، فیلسوف، در ادبیات فارسی هم به کار رفته هر کجا تیزفهم فرزانی است بنده کندفهم نادانی اس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فر با فراوان پیوندی فرق داره، این فر به معنی "به پیش" "رو به جلو" و "فراتر از" است و خلاصه شده واژه فرا است. این پیشوند در بسیاری از واژه فارسی به ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممد اس بی سواد نادان توی پرانتز نوشته فارسی سورستان سورستان یا آسورستان یعنی سرزمین آشوری ها یا همون سوریه و عراق امروزی و فارسی سورستانی یا آسورانی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیر معرب نیست. فارسی تا صدسال پیش حرف گ نداشته ( خط پارسی - عربی نخستین ۴صدای افزوده داشته، چ پ ژ و فای عجمی یا سه نقطه که صدای v ) دارد. استفاده از ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زازا یا دیملی گروهی از مردمان ایرانی تبار کُرد هستند که در حدود میانه های ترکیه زندگی میکنند. و ( بیش از ) دو میلیون تن جمعیت دارند. زبان ایشان با ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ممد اس تو که یه جا دیگه نوشته بودی لر همون لوری هندیه کورد نژاده و بومیه حالا میگی لر و لک همشون کُردن؟ چه تناقضناک! چه خنده دار و مضحک! /"دروغگو ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

چقدر عجیب است که جماعتی که ریختی و فرهنگی هیچ تفاوت ویژه ای باهم ندارند ( نداریم، خودمم جزوشون ) به هم انگ هندی میزنن. الله اکبر انصافن اینکه اقوام ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روءیا واژه ای عربی به معنی خواب و خیال است. رویا واژه ای فارسی به معنی روینده و رشدکننده است. ( مانند دانا توانا روا گویا و. . . ) ز یک چشمه رویا ش ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کَش در فارسی گویش یزد به معنی سینه، بغل، دامان است. با lap در انگلیسی هم هم ارز است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد

مذهب واژه ای عربی از ریشه ذال/ها/لام است که با مصدر رفتن/رو در فارسی برابری معنایی دارد. این واژه بر وزن مَفعَل است که بر مکان و جایگاه دلالت دارد ما ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منظومه ای درباره شاه بهرام ساسانی و هفت همسر او از نظامی گنجوی. ۵اثر شناخته شده نظامی خمسه یا پنج گنج نام دارند که از که شامل میشود: ۱. خسرو و شیرین ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نماد پاکی و بی گناهی و بعدها مظلومیت در داستان های ایرانی. سیاوش و قتل ناجوانمردانه اش به اندازه ای در نگرش باستانیان نمادین بود که عزاداری ویژه خود ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شناخته شده ترین افغانستانی تاریخ مولای بلخ است با ۶۳هزار بیت به فارسی ( ۲۰۰بیت عربی و کمتر از ۱۰بیت ترکی ) که مولوی بلخی با سینه سپرکرده میگوید پارس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگر بیلگولوش و حضرت عالی که هوادارش هستید رک میگفتید آذربایجان مستقل میخوایم اینقدر آماج خنده و زیرپرسش رفتن از نظر دانش تاریخ و زبان شناسی نمی رفتید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از بزرگترین کمدین هایی که تا امروز در تاریخ این کشور ظهور کرده است. هنر او این است که بدون اینکه خنده اش بگیرد تاریخ و ریشه شناسی میکند ( جوک می ...

پیشنهاد
٠

در گذشته به بخشی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده واژه "کوهستان" است.

پیشنهاد
٠

در گذشته به قسمتی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده کوهستان است.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما که گزارش نمیکنیم ولی ناموسن ترس از چی سکونت و شایعه و دایره هم ترکیه داری واژه عربی هم ترکی میکنی مرد مومن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام محلی آن کفلامرز است و منسوب به یک بزرگزاده دودمان آل کاکویه که فرامرزنامی بوده، است .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

لَرد در گویش یزدی به معنی میدان و محوطه ( عمدتا به عنوان بارانداز و فروشگاه کالاها ) است. معنی بنیادین ان بیرون. . . بیرون از. . . است. در گویش کرم ...

پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی باستان: vi - vap - ana به نظر می رسد ربطی به بی - آب - آن ندارد. Vap در فارسی باستان به معنی خراب و ویران بوده Vi پیشوندی است که واگرایی را ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نظر می رسد واژه سخن و مصدر سرودن از یک ریشه باشند. ( با قاطعیت تایید نمی شود. )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میتوان فرایندهارا در فارسی را با در کنار هم نهادن بن ماضی و بن مضارع ها نشان داد مانند گفت و گو، جست و جو، رُفت و روب ( روبیدن، تمیزکردن ) و. . .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تمام جهان در فیلم هندی ساخته دست ر*ضاش*اه زندگی میکنند. چرا که نظر دوستانی چون اقای سرور و بیلگولوش را مبنی بر اینکه ترکی نیای فارسی ( و در اینجا عرب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گویش یزدی پَچُفتَن یا پَشُفتَن تقریبا هم معنی با پاشیدن است و با گرفتن پسوند اُک یا اُگ ( همان اَک تصغیر در فارسی سنجه ) به اسم تبدیل میشود ( پَچُ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دولخ یا تولخ در گویش های به ویژه جنوبی و خراسانی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دولَخ یا دولاخ یا تولَخ به معنی گرد و غبار در گویش های فارسی جنوبی و مرکزی ( کرمان یزد فارس هرمزگان ) و زبانهایی چون لری و لاری و دیگر زاگرسی ها و ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهم نیست زبان گورانی کمی از کردی سورانی - کلهری فاصله دارد یا ندارد، به گیلکی و تالشی نزدیکی دارد یا ندارد، مهم این است که گورانی ها و زازایی ها و مر ...

پیشنهاد
٠

جناب بهداروند، بنده دلیل شباهت نام الله وردی خان، سردار صفوی با برخی طوایف بختیاری را نمیدانم ( البته شاید این طوایف از نسل ایشان بوده باشند یا خود ر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

تقریبا در سراسر ادبیات فارسی آهنگ معنی قصد و اراده می دهد، برای موسیقی بهتر است خُنیا و بجای آهنگساز و آهنگ نواز از خنیاگر یا نوازنده بهره برد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کرمان در یونانی فارس و کرمان و خوزستان از معدود سرزمین هایی هستند که نامشان از زمان هخامنشی تقریبا بی دگرگونی بوده ( به ترتیب: پارسَ، کارمانیا، سوزیا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بشاگرد شهرستانی در استان هرمزگان نزدیک مرز هرمزگان - بلوچستان است که مردمش به فارسی یا بشاگردی که زبانی ایرانی جنوب غربی ( نزدیک به فارسی و لری ) است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از نگرش شکران و جماعت پیرامونش سندهای بسیار به زبان عربی=بخدا قسم چارتا از این سندارو بیار خب ادعا که کاری نداره یه عده هم میتونن بیان بگن ترکی رو چی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به سعیدخان آری مجازی بزرگ و جهان کوچک شده. مجازی بزرگ و آگاهی پراکنی آسان شده. لیک لیک لیک، افزون بر آگهی پراکنی، شایعه پراکنی، مردم پسند پراکنی، ر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برادر ( خودمانی، گویش خراسان )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارنامه اردشیر بابکان یادگار زریران ویرازگان/ارداویراف نامه شایسته است بخوانیم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دی: پیشوند زمان گذشته از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن فردا که نیامدست بیداد مکن ( خیام ) دیشب:شب گذشته گاهی به ریخت "دوش" دوش دیدم که ملائک در میخانه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شرمنده ماننده جوینده گوینده سازنده یابنده پالنده رونده جونده پرنده جهنده نام نهادی است و هر کودک کلاس اولی ای هم این را می داند و استنباط میکند، شر م ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فارسی میانه: وَس خُوار ( بس خوار یا بس خور )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم در زبان لری هم فارسی شیراز هم فارسی یزد هم کرمان هم سیرجان هم خراسان هم اصفهان هم. . . مردم از ستاندن یا استاندن یا اسوندن ( بسته به گویش ) بهره م ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

زنده و پاینده باشید برویی🫶

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاید هم ارز با همان "چپول" فارسی باشد، که در گفتار سیاسی - اجتماعی برای ریشخند چپگرایان مورد استفادست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد

به نکات خوبی اشاره فرمودید منتها ۱. آش فارسی - اوستایی است. ۲. سوپ فرانسوی است. ۳. جوجه فارسی است. ( در فارسی میانه زوزگ بوده و در جنوب کشور هم هنو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این واژه عربی در خود عربی بیشتر به معنی زبان و هم معنا با لِسان و در فارسی گاهی به معنی واژه و کلمه به کار میرود. به نظر می رسد اعراب خود این واژه ر ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میهن این واژه در سروده ها چندان پرکاربرد نبوده ولی به نظر می رسد در گفتار مردم کاربردی بوده. در برهان قاطع و صحاح الفرس به این واژه اشاره شده.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد

آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استقلال از ریشه قاف لام لام عربی بر مصدر باب "استفعال" است که به "چیزی را خواستن" اشاره دارد. استغفار=درخواست غفران و بخشش استکبار=بزرگی و کبر خواس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در یزدی و شیرازی و. . . بیشتر به معنی بیماری و مرض و گاهی هم به معنی عیب به کار میرود باکیته؟ ( مشکلی داری؟ ) باکیش شده ( بیمار شده ) باکیش نی ( عی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روایت شده که ابرکوه ۱۲قریه داشته که به نام ۱۲امشاسپند زرتشتی و هم نام با ماه های تقویم ایرانی هستند. این نام ها و روستاها در برخی روستاهای ابرکوه ما ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گویش یزدی به معنی گشاد استفاده میشود. و وای به روزی که به عنوان صفت برای یک شخص استفاده گردد.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شهر باکو در نوشته های تاریخی بادکوبه ضبط شده و این نام را در نام افرادی چون سیدحسین بادکوبه ای که زاده این شهر بودند دید. که با تندبادهای این شهر هم ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به بهنام رضایی نادان ۱. به جای چرندنویسی منبع بیاورید تاخت ترکیست رفت ترکیست این ترکیست اون ترکیست استدلال نیست و بیشتر یک جوک بامزه است از یک ا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه گداختن که همانطور که از ریختش پیداست با واژه "داغ" به معنی گرم یا بسیار گرم است، یک مصدر پیشوندی است که از پیشوند گ ( مانند گرَوِش که از رفتن سا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

به بهنام رضایی پرادعا ولی بیسواد ۱. ذره ای به گویش های مرکزی ایران آگاه نیست ولی به خودت اجازه پرگویی پشت اونهارو میدی. در ۹۰درصد مواقع در این گویش ه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش یزدی واژه ای بسیار رایج به نام ایچون ( iyachun ) داریم که دقیقا به همین معنای "این چنین" است. باتوجه به اینکه صداهای د ( d ) ت ( t ) ث ( th ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکاپو از دو ریشه تکیدن ( جنبش و حرکت و در برخی جاها حمله کردن، واژه تکان و تکاندن هم از آن برگرفته اند ) و پوییدن ( دویدن، کوشش کردن که پویا هم از هم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پَن: به فارسی قدیم یعنی اما/ولی پِن: یا پِند، در گفتار روزانه مردم یعنی "مقعد" در میانه کشور از این واژه استفاده میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پولس یا پاول پارسی نام یک فیلسوف زاده پارس در دوران خسروی انوشه روان بود و استادی اورا بر عهده داشت. دکتر رهام اشه سخنرانی یک ساعته ای درباره او دار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه خیز هم واژه ای فارسی برگرفته از مصدر خاستن است. ( با خواستن/خواه اشتباه نشود، درگذشته xwa و xa جدا بوده اند ولی امروزه هردو خا تلفظ میشوند. ) م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بهنام رضایی ۱. هیجان واژه ای عربی از سه تایی ها یا جیم است و بر وزن فَعَلان است که شدت یافتگی را میرساند. دیگر واژگان عربی همخانواده با هیجان: مُ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دولت های ترکی از سده ۴هجری به بعد بر ایران استیلا یافتند و ابتدای سده ۱۴ هم فروافتادند در طول همین هزارسال هم دولت های مغول تبار مانند ایل خانی و تی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دری زبان دربار است که میشود فارسی نوشتار وری فارسی مردم است که همان لهجه مشهدی و اصفهانی و شیرازی و بوشهری و یزدی و کرمانی و قمی و تهرانی است. فردوس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. نواده= نوه زاده=نوه زاده که با سایش و ساده شدن شده نواده، شوربختانه برخی بجای بهره بردن از این واژه فارسی از واژه عربی "نتیجه" برای فرزند نوه استف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه معنی که در یک مصدر به اشتباه خلاصه شده اند! ۱. تابیدن: نور و گرما دادن ( به شکل تفتن و تفسیدن و تافتن هم آمده است. ) ۲. تابیدن: تحمل کردن و برتاب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه و گویش خراسانی: یات و ایات ( مانند کتاب ارجمند ایاتگار زریران ) در شاهنامه واژه ویر به معنی حافظه آمده است. به نظرم نیک است که حافظ: ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گفتار عام پوکیدن میگویند که از واژه پوک و پوچ ساخته شده. از درون تهی و خالی شدن. گاهی هم ترکیدن میگویند که از تَرَک ساخته شده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

این هم پیام اخر خطاب به ابوالفضل پاپی ۱. جمعیت اعراب ایران حدود ۲میلیون تن است با تمرکز بر استان خوزستان. ۲. جمعیت قشقایی های ایران نزدیک به ۸۰۰هزار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچکس در عالم واقعی با هم میهنان قشقایی مشکل ندارد هیچکس رشادت و از خودگذشتگی آنها در جنگ تحمیلی و ستیز با انگلیسی هارا از یاد نمیبرد ولی هرگز به پان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به بهنام رضایی ۱. برگرد به پیج اینستاگرامت و اونجا به "ژاژ" نویسی ادامه بده. ۲. از خود پیران قشقایی بپرسید میگویند از ترکستان ( در شمال خراسان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یاشار حالا ادبیاتتان بهتر گشت رفیق من خودم حداقل ۵تا کامنت ترک ستیزی دیدم گزارش کردم و پاک شد از کاربری به نام sag pir شما هم والا بلا گزارش کنید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور دوبار در تلگرام بهتون عرض کردم "دو گویش از یک زبان" انطباق دستوری و فهم دوسویه دارند چیزی که میان فارسی و ترکی نیست ( جز درباره وام واژ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور شاید فعل است نه یک واژه بی معنا از شایستن میاید، میشاست، میشاید ( احتمال داشت، احتمال دارد، شایسته بود چنین شود، شایسته است چنان شود در ...

پیشنهاد
٠

به کاربر سرور شاید فعل است نه یک واژه بی معنا از شایستن میاید، میشاست، میشاید ( احتمال داشت، احتمال دارد، شایسته بود چنین شود، شایسته است چنان شود در ...

پیشنهاد
٠

شایعه واژه ای عربی برگرفته از سه تایی ش ی ع است و با واژگان شایع تشییع مشایعت تشیع شیعه اشیاع ( جمع واژه شیعه ) همریشه است.

پیشنهاد
٠

شاپرک از شاه، پر ( از پریدن ) و کاف کوچکساز ساخته شده و این دیگر نیاز به تحلیل ندارد به خدا! همه می دانند!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاپرک از شاه، پر ( از پریدن ) و کاف کوچکساز ساخته شده و این دیگر نیاز به تحلیل ندارد به خدا! همه می دانند!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یاشار ۱. اگر آریایی وجود نداشت توران خیالی تو هم وجود نداشت. ۲. اگر افتخارتان تیمور و قاجار است بیخود میکنید بقیه را نژادپرست خطاب میکنید. کسی که ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر سرور آری درست میگویید این مصدر معنی دانستن را هم می دهد ولی آنچه روشن است این است که مفهوم "دیدن" و "دانستن و دریافتن" هردو باهم در دل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواهر واژه ای هندواروپایی است و میان زبان های این خانواده از کشور بنگلادش تا جزیره ایرلند و بریتانیا مشترک است و تنها در چند حرف و آوا تفاوت دارد. چ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم یا آدام واژه ای عبرانی به معنی خاک سرخ است که ریشه در باور سامیان از آفرینش نخستین انسان از خاک است. در زبان عربی که همریشه با عبری است واژه ادم ...

پیشنهاد
٠

به امین ۱. التصاقی/چسبانشیگی زبان بودن به معنی ترک زبان بودن نیست هشیار! اگر چنین بود اکنون تمام آفریقایی های غیرسامی و عرب و حتی مردم جنوب هند که در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به امین/یاشار ۱. کسی برای شمارش وام واژگان به ترکیب ها نمینگرد چون اگر شما ۵۰واژه داشته باشید از همان ۵۰وام واژه می توانید بی شمار ترکیب بسازید که ای ...

پیشنهاد
٠

بسیار هیجان زده و شاد شدن "خرکیف" و "خرذوق" شدن

پیشنهاد
٠

حضرت اقا شما مگر اوستاپژوهی فرمودید که میگویید در اوستا این واژه یا هم خانواده هایش نیستند؟

پیشنهاد
٠

شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است. می شایست، می شاید همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است. می شایست، می شاید همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامگذاری این خوراک به خاطر این است که شناخته شده ترین خوراک کشور افغانستان است و به نام شهر کابل نام گذاری شده مانند استانبولی پلو یا پلو عجمی و. . . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوجه تغییر ریخت یافته گوی چه به معنی گوی کوچک است. در گذشته گوجه به میوه درختی ای شبیه به آلوچه گفته میشد. پس از ورود گوجه سرخ رنگ به ایران نام آن ...

پیشنهاد
٠

۱. زبان لری گویشی از فارسی نو نیست ولی نزدیک ترین زبان زنده بدان است و همراه با آن ریشه در پارسی میانه دارد. ۲. شما پانترک ها اخر روشن نکردید که افغ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. نشستگاه یا نشسگاه ۲. مُرز از مُرزیدن ۳. پِند ( گویش نایینی؟ ) ۴. پیزی یا پیزه ( گویش یزد و کرمان )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جریان خدازده و بدبخت پانترک که چشم دیدن فرهنگ ایرانی و زبان پربار و میوه فارسی و ادبیات سنگین و گوش نوازش را دارد، باید هم برای ارضای مغز بیمارش دست ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جهان را هر دو چون روشن درخشید ز یکدیگر مبرید و ملخشید ( نظامی ) لخشیدن همان لغزیدن است. در فارسی میانه لخشیدن رایج تر بوده. احتمالا با این الگو به ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

توم در زبان های ایرانی دیگر هم ارز با تخم در فارسی است. تخم در اصل و بنیاد نه به معنی بیضه و دانه و بذر که به بیشتر به معنی "نسل" بوده. چنان که در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مضحک ترین نوع ریشه یابی این است که طرف با استدلال نادرست یه برآیند و نتیجه نادرست تر می رسد. خود سنگ کی ترکی شد که حالا سنج ترکی شده باشد؟ - - - - - ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به /کرایاپیر/ - - - - - ۱. نکته ای بس نیک فرمودید! فقط مشکل اینجاست که خودتان درباره مقالات دیگر نه تنها آن را رعایت نمیکنید بلکه بدترین تهمت هارا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به کاربر /کرایاپیر/ ۱. فقط جمله آخر! گر بگوییم فارسی نو گویشی از لری است گزافه نگفتیم! برار جان به نظرم یککککککم داری تعصبناک پیش میریا! حالا در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوبین به شکل ژوپین یا زوبین هم در ادب فارسی به کار رفته به معنای نیزه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به یاشار خوشخیال و خود خدا پندار ۱. آیکیوجان، فارسولوژی نداریم به همان دلیل که آزرولوژی، قزاقولوژی و قشقولوژی نداریم. وقتی میگویند ترکولوژی یعن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به یاشار نژادپرست و نفرت پراکن - - - - - ۱. نظرتان چیست که به جای زردنویسی مدرکی بیاورید که در زبان های ترکی و ادبیات کهن آنها ( بجز ترکی ایرا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان پس افگند ( احتمالا ) که گ به غ ترادیسیده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این سطح از هم پیونداندن مفاهیم نامربوط برای خود سالار احمدیه نیز قفل بود که در این سایت هرروز گشوده میشود و نمو تازه ای در ریشه شناسی رقم می زند!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هرگونه می اندیشم ارتباطی میان "خراشیدن و تراشیدن" و سکون به معنی "آرمیدن" نمیابم! چه بگویم والا مختارید!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره به یاشار ۱. قدیمی ترین نوشته ترکی کتیبه دره اورخون مغولستان و قدیمی ترین نوشته فارسی کتیبه آریارمنه در فارس است. ۲. عجب بی انصافی هستید! خان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به یاشار ۱. جمعیت ایران ۹۳میلیون تن است نه ۸۵میلیون تن. ۲. از این ۹۳میلیون تن به آسانی حداقل زبان نخست ۳۵میلیون تن فارسی است و با یک تعریف خیل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیپو به معنی بی رمق و بی رنگ است شاید بتوان زیپو را برابر واژه عربی رقیق نهاد و از آن مصدر زیپیدن ساخت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

چرا برای این واژه برابر فارسی نوشته اید؟ این واژه "کنیز" به معنی "دختر" از "کینیا" در زبان اوستایی و ایزه که کوچک ساز است ساخته شده. در پهلوی اشکانی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به یاشار ۱. زبان سغدی ایرانی شرقی است و به زبان پشتو نزدیک است درحالی که فارسی ایرانی غربی است و اول از همه به لری و سپس به مازنی گیلکی بلوچی و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جالب است که این مصدر در تقریبا تمام گویش های ناتهرانی فارسی و دیگر زبان های ایرانی از جمله لری و گیلکی و. . . رایج است ولی انگار فارسی دیوانی به رغم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاقو از چاکو میاید مانند کشو، پستو، دارو، گردو اگر بنا بر وام گیری بود فارسی همان بیچاق را وام میگرفت. برخلاف ترکی و عربی فارسی ۹۹درصد مواقع به ریخت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

۱. هنر واژه ای فارسی در اصل به معنی کمال و فضیلت مردی بوده. مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو باید در این روزگار تا به یکی تجربه اندوختن وز دگری تجربه بس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که به عنوان "عمامه" و لباس روحانیت به ما معرفی میکنند همان شیوه دستار بندی خراسان بزرگ است. بخش بزرگی از اعراب دستار ندارند و عقال و چفیه به سر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایرانی ها در گفتار روزانه یهود را جود یا جهود تلفظ میکنند. و عرب ها یهود. تبدیل ج به ی یا وارونش در همه زبان ها دیده میشود مانند یوسف، یوزف و جوزف ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درود کاربر فاروق ریشه دقیق جلو مشخص نیست ولی بنظر میرسد وام واژه ای مغولی یا ترکی در زبان های ایرانی باشد همچنین چلو و پلو در زبان های ایرانی واژه پی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لری و کردی به معنی نشیمنگاه همون ک*ن در فارسی!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از درون به تهیگی گراییده، پوک و پوچ شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح ( زین در اوستایی و فارسی میانه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح دروند/دروغوند: دارای پلیدی و د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بریان صفت مفعولی استمراری ستاک برشتن است. می برشتم، می بِریَم برشته هم صفت مفعولی است. بریان همساختار با گریان پریشان خروشان جویان. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جان هم افتادن همسایه ها تاسف برانگیز است ( هرچند که خودم زاگرس نشین نیستم )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گیاه از دو بخش گیه که در زبان اوستایی و فارسی قدیم به معنی زیستن است و آه فاعلی ساز ساخته شده است. گیه همان زی در فارسی نو و ژی در کردی است. اساسا ح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدام در زبان عبری به معنی �خاک�، �خاک سرخ رنگ� یا �زمین/بوم� است و به داستان آفرینش نخستین انسان از خاک در سنت های سامی و ادیان ابراهیمی اشاره دارد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به یاشار ( همان امین ) ۱. لر ترکی نیست و این نام در نوشته های اولیه اسلامی هم دیده می شود. ۲. رییسعلی دلواری کابوس انگلستان و سردار اسعد بختیا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جلبک از جل به معنی پوشش و بک به معنی قورباغه و وزغ ساخته شده است. بک در زبان مازرونی و گیلکی و تالشی به ریخت وگ کاربرد دارد. مثلا قورباغه درختی را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. القا واژه ای عربی از ریشه لقا به معنی رسیدن، ادراک و یا دیدار کردن است . همچنین لقا در ادب فارسی به معنی چهره هم به کار رفته است. ۲. القا مصدر با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فیلمرغ ( فارسی شرقی افغانستان/تاجیکستان )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مگر عربی نوشتاری پ دارد که فارسی پیرایه را از عربی گرفته باشد؟! هر کودکی می داند پیرایه از پیراستن است! که خود ریشه در آراستن به معنی مرتب سازی دارد!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیرا برگرفته از عبارت از اید/این رای در پارسی میانه است و در ترکی بجز ازبکی که تحت تاثیر تاجیکی بوده کاربردی ندارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغ از داخ در فارسی میانه می آید. مصدر آن داختن بوده که با گرفتن پیشوند وی/گ به شکل ویداختن/گداختن به معنی ذوب شدن هم به کار رفته.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر حافظ و سعدی و باغ های دلگشا و قلب فرهنگی فارس و و از کانون های فرهنگی مهم ایران زمین. با افول شهر استخر ( که اصطخر هم نوشته اند ) که مرکز کوره ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب بازی رقصی ایرانی است که توسط طیف گسترده ای از ایرانیان از سیستان تا خراسان شمالی و از بوشهر تا لرستان انجام می شود. در بخش سیستانی - خراسانی نشی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرمان در فارسی باستان به شکل کارمانیا ثبت شده که نام یکی از شهربانی های هخامنشی بوده که نام خود را از یکی از قبایل پارسی به همین نام گرفته است. در گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طرز بامزه ای جایی دیدم کسی فکر میکرد سلحشور از سلاح و شور به معنی شستن! ساخته شده در حالی که این "شور" از شوریدن میاید سلحشور کسی است که سلاحش را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ای از فارسی قدیم به معنی "مسلح" و "سلاح دار" زین در زبان اوستایی به معنی سلاح بوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط ایرانی ها هستند که فکر می کنند ما انگلیسی ها هنوز ابرقدرتیم! - شوخی رایج میان دیپلمات های بریتانیایی، به نقل از جک استراو وزیر امور خارجه پیشین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ریشه شناسی عامیانه و اغلب بامزه همیشه تفریح مردمان بوده و هست و زین پس هم خواهد بود ولی چیزی که بشریت انتظار آن را نداشت این بود که روزی ریشه یابی ها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ان شکل دیگری از هم و دیش از دیسیدن به معنی شکل دادن است. اندیشیدن در مجموع یعنی چیزی را در درون خود شکل دادن. هر مینو ( فکر ) ای اندیشه نیست اندیشه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آقای سرور اگر آگاهی ندارید فرهنگ خودش بن فعل است و از مصدر فرهیختن میاید می فرهیختم/می فرهنگم همین الانش ما به آدمی که فرهنگ داره یا تحصیل کرده میگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریدن و درودن یک مصدر هستند با بن مضارع های به ترتیب دَر و درو و هردو تقریبا معنی بریدن و پاره کردن می دهند. "درو کردن" "درودگری ( نجاری ) " هم با د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه: vi - ravishn در فارسی نو: گرایش/گِرَوِش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخ به کرآیاپیر زبان لری با نظر به گفته خودتان بیشتر یک گروه زبانی است نه یک زبان واحد با چندین گویش. فارسی چهار گویش اصلی دارد ۱. غربی ۲. تاجیکی - ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تابه واژه ای فارسی از مصدر تفتن یا تابیدن یا تافتن است به معنی گرما یا نور دادن این واژه با تب به معنی افزایش دمای بدن و تفت دادن به معنی گرما دادن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به علی اکبر فارسی نو و لری و گویش های منطقه پارس همگی فرزندان پارسی میانه هستند و همگی ارزشمند و زیبا هستند اقوام ایرانی برادر و اعضای یک پیکر ه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Video در واقع یک فعل فرانسوی است به معنی "دیدم"! از ریشه vid در زبان لاتین میاید که با "دید" و "بین" در فارسی هم ارز است. اگر قرار است برابری برای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نامه ای به هم میهنان دلسوز از هرقوم و به هرزبانی من به عنوان یک فارسی زبان می گویم که از فعالیت برخی همزبانانم در فضای مجازی بر علیه دیگر اقوام ایران ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ارژنگ از ارژ ( همان ارج و ارز و ارزش ) و اَنگ ( نشانه ) ساخته شده نه از ار و جنگ! ترکی هم نیست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی ارزان را به ما بد آموخته اند! ارزان به معنی کم قیمت و بی مقدار نیست! بلکه به معنی آن است که قیمت کالا بیارزد یعنی کالا و بهایش باهم متناسب باشند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زرتشتیان خود را بهدین و آیین خود را بهدینی می دانند به معنی دین بهتر و بالاتر در ادبیات باستانی مزدَیَسنا یا مزداپرست و توسط مسلمانان گاهی زرتشتی و گ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهرای یا اهلاو یا ارتا یا اردا یا ارد که در زبان های قدیم ایران به معنی راستی و درستی به کار رفته اند برابر های فارسی واژه قدیس هستند. برای نمونه در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پریدن" کاری است که هواپیما میکند نه خرگوش! در فارسی امروزی پریدن را در معنای جهیدن/جَستن به کار می برند که درست نیست درستش این است که پریدن="پرواز ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوبین همان زوبین یا ژوپین در شاهنامه است به معنی نیزه سپهدار توران برآراست جنگ گرفتند کوپال و زوبین بچنگ ( فردوسی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دادار با تلفظ داتار در فارسی میانه به کار رفته و به معنی بخشنده و دادگستر است. کارنامه اردشیر بابکان با این عبارت شروع می شود Pad nam i datar ohrmaz ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فلسفه واژه ای یونانی از فیلو به معنی دوست داشتن و سوفیا به معنی دانش ساخته شده. در فارسی فرزانه یا فرزان یا فرزام در برخی متون به معنی فیلسوف و فرزا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نوشته های کهن فارسی تنگیدن یا تنجیدن به معنی تنگ شدن یا "انقباض" و واتنگیدن یا واتنجیدن به معنی "انبساط" به کار رفته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُنا همساختار با جویا دانا شنوا بینا چشا توانا برابر فارسی واژه عربی "فاعل"

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آخرش ما نفهمیدیم زرتشت هندی است و اوستایی گویش ضعیفی از سنسکریت یا ترک اردبیل! آذربایجانی پنداری زرتشت ریشه در دوران ساسانی دارد که انها به اشتباه آذ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم کله و هم پاچه واژگان کاملا ریشه دار و اصیل فارسی هستند و سر آنها هیچ بحثی وجود ندارد. پسوند کوچکساز چه هم از ایچگ در فارسی میانه می آید و به شکل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستور واژه ای فارسی است که در اصل دست وَر بوده و به معنی وزیر و فرمانده بوده ولی گذر زمان تلفظ آن را دچار تحریف و دگرگونی کرده. دستور به معنی وزیر د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به امین ۱. ۱۵درصد محصولات باغی ایران در سال ۱۴۰۱ در استان های کرمان و فارس تولید شده. ( سهم دو استان آذربایجان روی هم ۲۰درصد است. ) ۲. درسال ۱۳۸۶ پی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به امین ۱. دیکشنری رسمی دولت ترکیه شلوار را یکی از ۱۲۰۰وام واژه رایج فارسی در ترکی می داند. ( لینک در پایین ) ۲. به بقیه جفنگیاتت پاسخ نمی دهم و میگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام پسرانه به معنی یاور دین این نام بیشتر میان هم میهنان زرتشتی ما متداول است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما که آرد خود "بیختیم" و الک خود آویختیم. . . بیختن به معنی غربال کردن و الک کردن است. این ضرب المثل هم که بیشتر توسط بزرگسالان به کار می رود کنایه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیَفت با همین تلفظ در فارسی میانه و نو و دری زرتشتی به معنی "حاجت" است. مثلا جایی موبد آذرباد مهرسپندان به فرزندش میگوید: Atash niyayishn Kun da Aya ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوچ در گفتار روزانه مردم به معنی چسبناکی ناشی از خیسیدن دست با یک مایع ( شیرین است ) برای حس کردن این مفهوم یکم شربت آبلیمو روی دست مبارک بریزید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به امین ۱. کسی نگفته آچار فارسی است، همه ما قبول داریم که ترکی بر فارسی اثر گذاشته. بر پایه پژوهش های معتبر فارسی ۳۰۰وام واژه رایج از ترکی در خود نهف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنگ اوله اوله پسوند کوچک ساز یا خلاصه ساز است. دیگر همتا ها: دیگوله مشکوله روله گلوله قندوله ( قند کوچک، مادران برای ستایش فرزندانشان میگویند )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای فرمول پیشنهاد شده. اول یا اوله پسوند کوچک ساز ایرانی است که در زنگوله مشکوله روله ( کردی و لری ) قندوله گلوله و. . . به کار رفته. با توجه به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

روله واژه ای زاگرسی ( کردی لری و. . . ) است که با رُستن/روییدن فارسی در پیوند است. بخش دوم آن "اوله" پسوند کوچک ساز است. مانند زنگوله، قندوله، مَنگو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یزدان از ریشه yaz ( یَز ) در زبان اوستایی گرفته شده که حالت مفعولی آن yazata ( یَزَتَ به فارسی نو: یَزیده/یَشته ) است. این ریشه در میان زرتشتیان به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرایش مصدر شینی پیراستن یا ویراستن است ریشه آن آراستن است و به زیبا سازی با جدا کردن چیزی از چیز دیگر می گویند. برای همین گاهی به آرایشگاه مردان پی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه لری به معنی مرکز هم ارز فارسی آن باید "میانجا" یا "میانگاه" باشد که شایسته است در فارسی بجای واژه بیگانه مرکز به کار بسته شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هُژیر یا هُجیر که گاهی به اشتباه هَژیر هم تلفظ میشود چابکی و نیکی احتمالا از دو بخش هو به معنی خوب و ژیر به معنی چابکی، چالاکی، فعالیت و سرزندگی ساخت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افغان ها فقط اصفهان را گرفتند و به شیراز و کرمان نرسیدند جالب اینجاست که یک فرمانده افغان به نام "آزادخان افغان" تقریبا پس از هوتکی ها و نادر به آذرب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به امین فارسی همانقدر افغانی است که ترکی مغولی است. نخستین نوشته فارسی در استان فارس پیدا شده ولی بشکل پانترک سوزی نخستین نوشته ترکی در مغولستا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

پاسخ به جدیری بیسواد ۱. فردوسی و مولوی هردو زبان خود را فارسی دانسته و آن را بزرگ میداشته اند، دری هیچ چیز جز گویشی استاندارد از فارسی نیست. ۲. ایرا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شنوسه از پیشوند ش به معنی "رو به بیرون" و نوسه به معنی نفس ساخته شده و برابر واژه عربی "عطسه" است. نوسه به شکل هناسه در زبان های زاگرسی ایران و همچن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپریدن به معنی تمام شدن و کامل گشتن کاری است. امروزه به شکل مرکب سپری شدن به کار میرود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصدر و فعل پیشوندی به معنی لگدمال کردن بن مضارع آن پیخل و پیخلیدن و نهش گذرای آن پیخلاندن است. کوفته را کوفتند و سوخته را سوخت وین تن پیخسته را بق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوزیدن مصدری به معنی عذرخواستن است و در فارسی نو بیشتر در حالت شینی و مرکب "پوزش خواستن" بکار میرود نه پوزد جانت را از درد و آزار نه شوید دلت را از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ویراز در فارسی میانه به معنی های با ناز راه رفتن یا راه رفتن به چپ و راست آمده این واژه به دو شکل معروف گراز و ویراژ به فارسی نو راه یافته همچنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به سعید سرور ریشه واژه سوهان را نمی دانم و برایم مهم هم نیست شاید ترکی یا عربی باشد ولی قرار نیست هرچه در این جهان هان داشته باشد ترکی باشد این ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به سعید سرور مفهوم بومی بودن در نگرش شما چیست؟ هیچ انسانی بومی برون از آفریقا نیست چه ایران باشد چه ترکیه چه قاره اروپا باشد چه امریکا چه هندی! ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به سعید سرور چه کسی حضور ترک هارا انکار کرد؟ شما گفتی ساسانی تورک است منم گفتم خیر تورک نیست من با همین زبان دست و پا شکسته حداقل 60درصد زبان سا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ضمن بیفزایم کجا نوشته است هرچیزی هان دارد ترکی است؟ با منطق شما سوهان ترکی است به معنی آب خان! در ضمن مگر ما استانبولی هستیم که نتوانیم "خ" تلفظ ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر سرور سرور گرامی! شما باید اول ببینی واژه از کجا امده بعد بری بر پایه قوانین آن ریشه یابی کنی! اگر من بخواهم یک واژه رندم مثلا واژه ترکی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کیهان در اصل گیهان بوده فردوسی میگه کی پایمردان دیو! بریده دل از کار گیهان خدیو! ( خدا ) گیهان و گیاه و گیتی و گیان ( جان ) هم همگی از ریشه گیه در ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتی خود ساسانی ها به زبانشون میگفتن پارسیگ چیزی به نام زبان دری وجود ندارد اگر بنده زمانی به فارسی مینویسم اینگونه بنویسم در واقع دارم گویش و حالت د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درضمن بیفزایم گل ترکی نیست فارسی است این را خود نهاد تنظیم زبان ترکیه که دو جین دانشمند ان را مینویسند ( نه اماتورهایی چون من و شما ) هم اعلام کرده. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از یک پیرمرد صدساله بیسوادی که هرگز در زندگی اش به زبانی جز فارسی حرف نزده بپرسند تو چی هستی میگه من پیرمردم بعد جدیری نادان میگه اینارو رضاشاه ساخته ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح که بیشتر به معنی "بهسازی" و بهبود دادن است را دربرابر واژه ریفرم پیش نهاده اند که اصلا درست نیست چرا که ریفرم لزوما چیز خوبی نیست باید ان را جز ...

پیشنهاد
٠

ملو در گویش یزدی/نایینی و در کل گویش های مرکزی ایران به معنی گربه است باشگاه و منطقه چادرملو نام خود را از گربه سانی بدین نام گرفته اند که در پارسی س ...