پیشنهادهای hoseyn (٣٧١)
روا برابر فارسی واژه عربی معتبر است. معتبر از عبر ( عبور، عابر، معبر و. . . ) به معنی گذشتن و روا از رفتن میاید.
جایگاه پادشاهی این نام به سرزمین های شمال کوه های البرز یعنی مازندران و گیلان و گلستان ( که ان هم تابع مازندران است. ) و تالش ایران و گشتاسپی ( باکو ...
بریدن هم ارز با ریشه قطع در عربی است و برا ( اغلب با تشدید بر حرف ر ) همان قاطع است. تیغ برا و کلام برا همان تیغ قاطع و سخن قاطع هستند.
گُرد در فارسی به معنی پهلوان است چنانکه فردوسی کسانی چون رُستم و دیگر پهلوانان ایرانی را گُرد خطاب کرده. به کرد ربط ندارد، رستم سیستانی و کاوه آهنگر ...
فقط جماعت نیمچه ریشه شناسی می توانند الغوث عربی به معنی درخواست یاری را به استفراغ و بالاآری ربط دهند!
بعد از دزدیدن واژگان فارسی و عربی حالا حداقل به روسی و فرانسه و انگلیسی و اوکراینی رحم کنید!!! هرچه بیل دارد ترکی است عجبا
خیم به معنی ذات و سرشت است و خوش خیم و بدخیم و دژخیم ( خیم پلید، دژمن=بداندیش، دشوار=سخت دژآگه=خشمگین ) از آن گرفته شده اند. واژگان عربی وخیم و وخام ...
بد و خیم هردو فارسی هستند. خیم به معنی ذات و طبیعت و سرشت است. واژگان خوش خیم، بدخیم، دژخیم همگی از این ریشه هستند. بدخیم به شکل وخیم و وخامت از ف ...
به اوزرا جدیری کاف پسوند فارسی نام ساز و گاهی گوچک ساز است و از َگ در فارسی میانه میاید، پسوند اَگ فارسی میانه بسیاری از جاها به - ه تبدیل شده مانند ...
به تارش پانگیلک ندیده بودیم که دیدیم سومری هیچ بازمانده زنده ای ندارد. فرزندان سومریان هم امروزه عرب زبان یا آسوری زبان یا کردزبان یا. . . هستند ولی ...
به اوزرا جدیری آواره محمود لیاقت هنر فردوسی را نداشت ولی شاه اسماعیل صفوی با همه خرافاتی بودنش فهمید شاهنامه چه اثر گرانمایه ای است برای همین هم نام ...
تیغ تغییر شکل یافته واژه تیز یا تیخ است. آموزیدن و آموختن آمیزیدن و آمیختن و آمیغ ( مخلوط ) میزیدن و میختن و میغ ( به ترتیب: باراندن، ابر ( البته ب ...
این مصدر در فارسی گفتاری رایج است، مایه خجالت است که دیوان سالاری مملکت اصرار دارد به جای هِشتن یا نِهِشتن از قرار دادن، به جای ستاندن از اخذ کردن، ب ...
به /"بهنام رضایی"/ درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از ...
درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فعل ساده از فعل مرکب ...
به /"اورهان"/ بله درو کردن فارسی از درودن یا دریدن میاید چنان که گریه کردن هم در اصل از گریستن و خنده کردن از خندیدن میاید، گاهی به جای استفاده از فع ...
آستانه واژه ای هندواروپایی است که با ریشه های ایستادن، اُست ( در استخوان و استخوان ) یا اُستون ( ستون ) ، stand و stop در انگلیسی stareدر لاتین و ایت ...
خمودگی به معنی سستی و شل و ولی و ناامیدی است. در شعرها نه ولی در گفتار مردم بسیار کاربردی است.
اکباتان خوانش یونانی واژه مادی - پارسی هَگمَتانَه و ایلامی اَگمَدَن است که در فارسی میانه به همتان و در فارسی و نو دیگر زبان ها به شکل همدان درآمده ا ...
البته در اردکان یزد شمار بسیار شایان توجهی از روستاهای زرتشتی نشین یا زرتشتی - مسلمان نشین هم هست که مردمشان افزون بر فارسی یا زبان های نزدیک فارسی ب ...
اردکان نام دو شهر در سرزمین فارس است، یکی اردکان در شمال استان یزد است که از بزرگترین شهرستان های ایران است ( شهرستان اردکان یزد مساحتی به اندازه است ...
در برهان قاطع به معنی گریستن آمده احتمالا از ریشه پرژ را پرژیدن ( ؟ ) باشد که با کاف/ه نامساز به معنی گریه شده.
اقای بختیاری کاشان شهری فارسی زبان یا گویشور به زبان های قدیم اصفهان است که البته در نایین و خور و بیابانک و ورزنه و کوهستان و روستاهای اصفهان همچنان ...
بنده خداوند. بنده است بستن/بند میاید که با گرفتن - ه نامساز ساخته شده مانند پوشه، آموزه، اندیشه، گریه، خنده و. . . خدا به اعتقاد دهخدا از واژه خود ...
به یاشار ۱. تخم واژه ای فارسی از توهم و تخمه از توهمَگ است. قرار نیست هرچیزی که آخرش مِه یا اوم داشته باشد ترکی باشد. ۲. معنی اصلی این واژه در اوستا ...
تا جایی که شدنی است کوشیده میشود از سروده های کهن فارسی که خوشبختانه به خاطر زحمات چامه سرایان فارسی اصلا کم نیستند برای تشریح مصدرها بهره برد، اگر ن ...
هدف من از وانمودن این جستار بررسی چند مصدر که ممکن است در فارسی از یاد رفته یا کم کاربرد و فرّار شده باشند، است.
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
درب و داغون واژه ای ترکی برگرفته از واژه دارم ( ب ) اداغین ( با ای کوتاه ) به معنی ویران شده است. ای های کوتاه ترکی در گذار به فارسی او میشوند مانند ...
نقل از دهخدا ( در همین وبسایت ) : بربر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) از کلمه یونانی باربار بمعنی غیریونانی مانند عجم بمعنی غیر عرب. ( یادداشت بخط مؤلف ) . آت ...
به کاربر/"کاربر"/ اگر معیار شعر و ادب است، ایرانشاه بن ابوالخیر رازی که یک حماسه سرای ایرانی سده ششم بود ( یک سده پس از فردوسی ) مرز ایران را چنین بی ...
البته بهتر است یکم اصلاح کنم تبدیل ز به خ در فارسی فراوان است آموختن و آموز ستیختن و ستیز آمیختن و آمیز گریختن و گریز و. . . که خ آنها به غ می تواند ...
داغ برگرفته از تاف یا تپ در فارسی باستان است که در فارسی میانه به شکل تافتن و ویتافتن کاربرد داشته به معنی گرما. تافتن به شکل تفتن، تفسیدن، تفت دادن ...
ریسه از ریس که ریشه مصدر ریسیدن یا رِشتن است و ه نام ساز ساخته شده مانند سازه، پوشه، آموزه، گویه، اندیشه، تاسه، ناله و. . . خود واژه "ریشه" و "ریش" ...
مکتب، ایدئولوژی البته مکتب بیشتر به معنی نوشتمان یا نویسمان است تا گفتمان ولی خب هردو می توانند این معنی را برسانند
زرتشت بهرام پژدو نام یک شاعر زرتشتی از کرمان بود که منظومه زراتشت نامه را به پیروی از شاهنامه فردوسی برای تعریف داستان زندگی زرتشت به فارسی نوشت . ب ...
چجوری لر همزمان هم کورد "بوده و هست" هم "شما لوری های هندی هستید که بهرام گور ساسانی از هندوستان آورده؟" ( توی مدخل شهرکرد نوشتی لر همون لوری و کولیه ...
نام بردار واژه ای فارسی است که در پهلوی دقیقا به همین شکل مورد کاربرد بوده. این واژه به معنی نامور یا نام آور، مشهور، شناخته شده، یا ثبت شده و نامجه ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابرهای فارسی آن ، نورَهان و ره آورد هستند. پاسبان گفتا چه داری نورهان گفتم شما کان زر دارید و من جان نورهان آورد ...
سوغات واژه ای ترکی یا مغولی است. برابر فارسی آن ره آورد است. چون سفر کردم مرا راه آزمود زین سفر کردن ره آوردم چه بود ( مولوی ) همچنین ره آورد به م ...
اول فکر کردم یه نام اروپاییه🗿 آرتیمان ارته/ارده[راست و درست] مانند اردکان ( نام دو شهر یکی در فارس یکی در یزد ) اردستان ( شهری تاریخی در اصفهان، زا ...
آیَفت ( فارسی میانه ) از آیَفتَن ( ؟ )
در عربی "عین" هم به معنی اندام دیدار انسان است هم به معنی آب جوشنده از زمین. در فارسی هم چشم به معنی اندام دیدن و چشمه به معنی آب جوشنده از زمین. م ...
بهمنیار=یار نیک اندیش اسفندیار=یار مقدس مهریار=یار مهربان، یار ایزد میترا دینیار=یار دین و کیش ایزدیار=پیرو و یاریگر خداوند این نام های پسرانه در فار ...
هرچند که در ترکی هم این واژه معنا دارد اما محتمل است که به یوغ در فارسی هم همریشه باشد. یوغه یوغ از ریشه آیوختن آیوز در فارسی میانه میاید به معنی ج ...
پنجه اشاره به پنج انگشت انسان دارد. در گفتار عام از پنجول یا پنجوله هم استفاده میشود ( بیشتر برای چنگ اندازی کودکان ) که اوله در اینجا کوچکساز است، ...
کودک که در فارسی میانه کوتگ بوده از ریشه کوت در فارسی باستان/میانه و اوستایی است. از این ریشه سه واژه در فارسی داریم کودک: بچه، پسوند کاف نامساز کوت ...
آری پای منقل رفتن بسیار کار ناپسند و مضری است و پیشنهاد میشود شما نیز چنین نکنید به ویژه پیش از ریشه یابی واژگان اصیل فارسی دود فارسی هم جدا از توت و ...
چاقو تحریف شده واژه چاکو در فارسی است. دیگر کاربرد های پسوند - و: کِشو، پَستو ( زیرزمین ) ، کاهو، یارو و. . . دیگر نمونه های تبدیل صداهای دیگر به ق ...
حالا تو چرا از قتل عمر به دست پیروز ناراحتی؟ راستی نژادپرست خودتی دور و بری هات این پیامتو گزارش نمیکنم تا همه ببینن چه پلشتی هستی و چرا فحش میخوری د ...
خانه واژه ای فارسی از خانگ در فارسی میانه است. همی گفت ناساخته خانه را چرا ساختم رزم بیگانه را ( فردوسی ) خانواده و خاندان واژگان دیگری هستند که با ...
بهمنیار نامی فارسی از به ( بهتر ) و من ( منش، اندیشه، منیدن به معنی فکر کردن است، در لری بختیاری هنوز استفاده میشود ولی در فارسی به منش و مینو محدود ...
۱. ایران جمع واژه ایر ( درستش: اِر با اِ کشیده یا ē در فارسی میانه ) است. ایرانشهر به معنی کشور ایران ( ایرها ) و ایران زمین به معنی بوم و سرزمین ایر ...
خواننده کسی است که مجله و کتاب و سروده میخواند نه کسی که آهنگ و خنیا میخواند! در تاجیکستان برای خواننده آهنگ از آوازخوان استفاده میکنند که باز درست ت ...
آزاد از āzātā ( همان آزاده، حالت مفعولی ) در فارسی باستان و āzāt در فارسی میانه به فارسی نو رسیده، این واژه به احتمال بسیار بالا با زادن ( زاییدن ) ا ...
کاریز واژه ای فارسی به معنی قنات است. در شمال کشور:کهریز در اصفهان:کاهریز در یزد:گاریز البته در گویش های دیگر هم هست بی گمان کارزاری کاندر او شمشیر ...
همان کاریز است به معنی قنات
از ریشه خند و پسوند نام ساز - ه گریه، آموزه، ناله، تازه، آمیزه، کاره، گرده، واژه و. . . از همین ساختار پیروی می کنند. در فارسی میانه اَگ بوده مانند ...
آلیختن یا آلیزیدن از ریشه آلیز به معنی لگد زدن است. در خراسان واژه آلیج به معنی لگد رایج است که از همین ریشست.
در گویش خراسان این واژه آلیج تلفظ میشود به معنی لگد، جفتک
در گویش یزد زنغدون تلفظ میشود، بازم به معنی چانه همچنین واژگان کُچه و خوده چانه ( چونه ) هم رایج است.
کُچه در گویش یزدی به معنی چانه است، همچنین به طور استعاری معنی دهان هم میدهد. ادم کُچه پاره یعنی ادم بددهان یا دهان لق در لری هم گویا کاربردیست و کَچ ...
نَک در گویش یزد به معنی دهان است. نَکت ببند یا در نکت بذار یعنی سکوت را رعایت فرمایید! در خراسان هم این واژه رایج است.
سخن، گویه، گفته، واژه، گپ ( فارسی خراسان، زبان لری و. . . ) گف ( فارسی یزد )
در خراسان برای جست و جو از پال پال کردن بهره می برند. این "پال" از مصدر پالیدن است به معنی جستن و گشتن چو دید آن برو چهره دلپذیر ز پستان مادر بپالید ...
در یزدی راچینه و در کرمان و خراسان رازینه یا رزینه است
امروزه هیچکس گئومات را نمی شناسد با اگرم بشناسد نامش زیر سایه بردیاست و از نظر تاریخ اینقدر بی اهمیت و خرد است که بیشتر با نام بردیای دروغین شناخته ا ...
اوه اوه راستی تو گفتی زبان دری جایگزین زبان ضعیف پهلوی در ایران شد. بعد الان نوشتی اشکانیان اهل پارت بودند و ترک بودند. خب پارت همون پَهلو هه😂 زبو ...
اشکانیان منسوب به فردی به نام اَرَشک که اهل خراسان ( نه ترکمنستان! ) بود هستند. اگر هیچ نوشته ای از ایشان باقی نمانده بود ( که باقی مانده ) هم از نا ...
عجب! گاماتای دادگستر با خود را "به دروغ بردیا جا زدن" شاه شده ولی کشور را از دست "هخامنشیان ستمگر" نجات داد. خب اگر هخامنشی ستمگر بود گاماتای قاآن چ ...
به یاشار د اخه. . . کل ابادیس مزخرفاتت درباره لران و فارسی زبانان خوندن ( حالا یکی نی بگه تو توی تبریز نشستی دیگه چیکارت به لره که هزار کیلومتر اونو ...
زبان افغانستان اوهوم دور از شما عده ای نیز به تاریخ ایغورستان و مغولستان رحم نمی کنند و زبان آنها را میدزدند، آن را ترکی جا می زنند و خود را میراث دا ...
در فارسی میانه پسوند اِش در جویش رویش زایش کنش به ریخت اِشن بوده. کنشن جویشن رَوِشن گِرَوشن و. . . شین و نون ساکن هستند.
متمم من چاکر هم میهنان ترک هم هستم و جانم فدایشان پیام های پایین خطاب به یک متوهم نژادپرست بود که لازم بود ادب شود
نژاد به ریخت باستانی ni - zata از پیشوند نِ که جهتمندی را میرساند و زادن ساخته شده. در برهان قاطع این واژه به ریخت نِزاد هم آمده که همریشگی این واژه ...
زیباترین نام زیباترین واژه بهترین بهترین
یکی از مضخرف ترین و بیهوده ترین گفتمان هایی که تا امروز بدست بشر ساخته شده. از نظر زیست شناسی نژاد برای انسان معنا ندارد، گوناگونی انسان بسیار کمتر ...
در ضمن سغد در تاجیکستان و ازبکستان است نه افغانستان افغانستان یعنی بلخ و هرات و بدخشان ( که خراسانی هستند ) و پشتونستان و سیستان که جنوب آن هستند. ز ...
انگلیسی ۷۰درصد فرانسوی و لاتین است ولی کسی نمی گوید مصنوعی و ساخت فرانسوی هاست. فارسی ۴۰درصد وام واژه عربی و کمتر از ۳۰۰وام واژه ترکی دارد پانترک ها ...
زبان های ترکی سیبری و قپچاقی متاثر از مغولی و سپس روسی بوده و کمابیش هستند . زبان های اغوز و قارلق هم بسیار نشانه دار از فارسی و عربی هستند. سرود م ...
این ممد اس یه دروغگوی متوهمه تو ۱۰تا پیام اخیر فقط بدو پرداختم یه جا میگه لر کولی هه دوتا دیدگاه اونور تر گفته لر خودش کرده این دیگه واقعا عجیبه اون ...
بزرگمهر وزیر سرشناس ساسانی ایشان حتی در نوشته های اسلامی هم به خوشنامی نامور بوده.
در فارسی میانه کوره به معنی شهرستان و سطحی از بخش بندی کشوری بوده. مثلا سرزمین پارس در زمان ساسانی ۵کوره داشته ۱. اردشیر ۲. دارابگرد ۳. قباد ۴. شاپو ...
در فارسی میانه جفت شدن میشده "آیوختن/آیوزیدن" که حالت گذرایش آیوزاندن میشود. این واژه به دو شکل جفت و یوغ به فارسی نو رسیده. شایسته است شکل مصدری آ ...
سَر و اوک سَر همان سر فارسی و اُک یا اوک همان اَک فارسی است. سَرَک در زبان کردی سروک به معنی رییس است که احتمالا گرته برداری از همان واژه رییس باشد ...
فرزان یا فرزانه دگرگون شده واژه فردان است به معنی خردمند، دانا، فیلسوف، در ادبیات فارسی هم به کار رفته هر کجا تیزفهم فرزانی است بنده کندفهم نادانی اس ...
فر با فراوان پیوندی فرق داره، این فر به معنی "به پیش" "رو به جلو" و "فراتر از" است و خلاصه شده واژه فرا است. این پیشوند در بسیاری از واژه فارسی به ک ...
ممد اس بی سواد نادان توی پرانتز نوشته فارسی سورستان سورستان یا آسورستان یعنی سرزمین آشوری ها یا همون سوریه و عراق امروزی و فارسی سورستانی یا آسورانی ...
خیر معرب نیست. فارسی تا صدسال پیش حرف گ نداشته ( خط پارسی - عربی نخستین ۴صدای افزوده داشته، چ پ ژ و فای عجمی یا سه نقطه که صدای v ) دارد. استفاده از ...
زازا یا دیملی گروهی از مردمان ایرانی تبار کُرد هستند که در حدود میانه های ترکیه زندگی میکنند. و ( بیش از ) دو میلیون تن جمعیت دارند. زبان ایشان با ک ...
ممد اس تو که یه جا دیگه نوشته بودی لر همون لوری هندیه کورد نژاده و بومیه حالا میگی لر و لک همشون کُردن؟ چه تناقضناک! چه خنده دار و مضحک! /"دروغگو ک ...
چقدر عجیب است که جماعتی که ریختی و فرهنگی هیچ تفاوت ویژه ای باهم ندارند ( نداریم، خودمم جزوشون ) به هم انگ هندی میزنن. الله اکبر انصافن اینکه اقوام ...
روءیا واژه ای عربی به معنی خواب و خیال است. رویا واژه ای فارسی به معنی روینده و رشدکننده است. ( مانند دانا توانا روا گویا و. . . ) ز یک چشمه رویا ش ...
کَش در فارسی گویش یزد به معنی سینه، بغل، دامان است. با lap در انگلیسی هم هم ارز است.
مذهب واژه ای عربی از ریشه ذال/ها/لام است که با مصدر رفتن/رو در فارسی برابری معنایی دارد. این واژه بر وزن مَفعَل است که بر مکان و جایگاه دلالت دارد ما ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
سنبه واژه ای فارسی به معنی سوراخ است که از مصدر سنبیدن ( سمبیدن ) یا سُفتن و پسوند نامساز ه ساخته شده. حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سُفتن ( ...
منظومه ای درباره شاه بهرام ساسانی و هفت همسر او از نظامی گنجوی. ۵اثر شناخته شده نظامی خمسه یا پنج گنج نام دارند که از که شامل میشود: ۱. خسرو و شیرین ...
نماد پاکی و بی گناهی و بعدها مظلومیت در داستان های ایرانی. سیاوش و قتل ناجوانمردانه اش به اندازه ای در نگرش باستانیان نمادین بود که عزاداری ویژه خود ...
شناخته شده ترین افغانستانی تاریخ مولای بلخ است با ۶۳هزار بیت به فارسی ( ۲۰۰بیت عربی و کمتر از ۱۰بیت ترکی ) که مولوی بلخی با سینه سپرکرده میگوید پارس ...
اگر بیلگولوش و حضرت عالی که هوادارش هستید رک میگفتید آذربایجان مستقل میخوایم اینقدر آماج خنده و زیرپرسش رفتن از نظر دانش تاریخ و زبان شناسی نمی رفتید ...
یکی از بزرگترین کمدین هایی که تا امروز در تاریخ این کشور ظهور کرده است. هنر او این است که بدون اینکه خنده اش بگیرد تاریخ و ریشه شناسی میکند ( جوک می ...
در گذشته به بخشی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده واژه "کوهستان" است.
در گذشته به قسمتی از خراسان که همان خراسان جنوبی امروزی باشد قهستان می گفتند که عربیده کوهستان است.
ما که گزارش نمیکنیم ولی ناموسن ترس از چی سکونت و شایعه و دایره هم ترکیه داری واژه عربی هم ترکی میکنی مرد مومن
نام محلی آن کفلامرز است و منسوب به یک بزرگزاده دودمان آل کاکویه که فرامرزنامی بوده، است .
لَرد در گویش یزدی به معنی میدان و محوطه ( عمدتا به عنوان بارانداز و فروشگاه کالاها ) است. معنی بنیادین ان بیرون. . . بیرون از. . . است. در گویش کرم ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
انوشیروان=انوشه روان ( فارسی میانه: anushag rovan ) = اَن هوش - اَگ یا - ه رَو آن ۱. اَن=در فارسی میانه پیشوند منفی ساز بوده مثلا اَنیران یعنی ناایرا ...
در فارسی باستان: vi - vap - ana به نظر می رسد ربطی به بی - آب - آن ندارد. Vap در فارسی باستان به معنی خراب و ویران بوده Vi پیشوندی است که واگرایی را ...
به نظر می رسد واژه سخن و مصدر سرودن از یک ریشه باشند. ( با قاطعیت تایید نمی شود. )
میتوان فرایندهارا در فارسی را با در کنار هم نهادن بن ماضی و بن مضارع ها نشان داد مانند گفت و گو، جست و جو، رُفت و روب ( روبیدن، تمیزکردن ) و. . .
تمام جهان در فیلم هندی ساخته دست ر*ضاش*اه زندگی میکنند. چرا که نظر دوستانی چون اقای سرور و بیلگولوش را مبنی بر اینکه ترکی نیای فارسی ( و در اینجا عرب ...
در گویش یزدی پَچُفتَن یا پَشُفتَن تقریبا هم معنی با پاشیدن است و با گرفتن پسوند اُک یا اُگ ( همان اَک تصغیر در فارسی سنجه ) به اسم تبدیل میشود ( پَچُ ...
دولخ یا تولخ در گویش های به ویژه جنوبی و خراسانی
دولَخ یا دولاخ یا تولَخ به معنی گرد و غبار در گویش های فارسی جنوبی و مرکزی ( کرمان یزد فارس هرمزگان ) و زبانهایی چون لری و لاری و دیگر زاگرسی ها و ک ...
مهم نیست زبان گورانی کمی از کردی سورانی - کلهری فاصله دارد یا ندارد، به گیلکی و تالشی نزدیکی دارد یا ندارد، مهم این است که گورانی ها و زازایی ها و مر ...
جناب بهداروند، بنده دلیل شباهت نام الله وردی خان، سردار صفوی با برخی طوایف بختیاری را نمیدانم ( البته شاید این طوایف از نسل ایشان بوده باشند یا خود ر ...
تقریبا در سراسر ادبیات فارسی آهنگ معنی قصد و اراده می دهد، برای موسیقی بهتر است خُنیا و بجای آهنگساز و آهنگ نواز از خنیاگر یا نوازنده بهره برد.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
یکی از "حکایت خیلیاست" ترین کتاب هایی که تاکنون نوشته شده است. همچنین یک انیمیشن بسیار قدیمی از این کتاب موجود است که پیشنهاد تماشایش داده میشود.
کرمان در یونانی فارس و کرمان و خوزستان از معدود سرزمین هایی هستند که نامشان از زمان هخامنشی تقریبا بی دگرگونی بوده ( به ترتیب: پارسَ، کارمانیا، سوزیا ...
بشاگرد شهرستانی در استان هرمزگان نزدیک مرز هرمزگان - بلوچستان است که مردمش به فارسی یا بشاگردی که زبانی ایرانی جنوب غربی ( نزدیک به فارسی و لری ) است ...
داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...
داو در فارسی به معنی ادعا و داوطلب کسی است ادعای چیزی را دارد، البته که طلب ان عربی و از مصدر برساخته طلبیدن است ( فارسی چند مصدر رایج این چنینی دارد ...
از نگرش شکران و جماعت پیرامونش سندهای بسیار به زبان عربی=بخدا قسم چارتا از این سندارو بیار خب ادعا که کاری نداره یه عده هم میتونن بیان بگن ترکی رو چی ...
به سعیدخان آری مجازی بزرگ و جهان کوچک شده. مجازی بزرگ و آگاهی پراکنی آسان شده. لیک لیک لیک، افزون بر آگهی پراکنی، شایعه پراکنی، مردم پسند پراکنی، ر ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
در فارسی دم را برابر "نفس" می گذارند ولی شایسته نیست، دم بخشی از تنفس است ( بخش دیگر تنفس بازدم است ) که در دم هوا را تو می دهند و در بازدم بیرون مید ...
برادر ( خودمانی، گویش خراسان )
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
نامگذاری به شیوه نام ماه ها ( که البته آنها هم به نوبه خود از نام های امشاسپندان آیین زردشت آمده اند ) یار از الگوهای رایج نامگذاری کهن ایرانی بوده. ...
کارنامه اردشیر بابکان یادگار زریران ویرازگان/ارداویراف نامه شایسته است بخوانیم.
دی: پیشوند زمان گذشته از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن فردا که نیامدست بیداد مکن ( خیام ) دیشب:شب گذشته گاهی به ریخت "دوش" دوش دیدم که ملائک در میخانه ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
آس یعنی سنگ و آب هم همان آب است آس یاب سنگی که با آب می چرخد و گندم را نرم و آرد میکند. از بیخ و بن ساخت آمیغ هایی چون "آسیاب بادی" و "آسیاب آبی" اش ...
شرمنده ماننده جوینده گوینده سازنده یابنده پالنده رونده جونده پرنده جهنده نام نهادی است و هر کودک کلاس اولی ای هم این را می داند و استنباط میکند، شر م ...
نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...
نباید اشتباه گرفت!!! پیشوند "وا" اشاره به مفهوم واشدن و اتساع دارد مانند واگرایی، وارَفتن، واتنگیدن ( انبساط ) و. . . پیشوند "باز" به معنی تکرار چند ...
فارسی میانه: وَس خُوار ( بس خوار یا بس خور )
هم در زبان لری هم فارسی شیراز هم فارسی یزد هم کرمان هم سیرجان هم خراسان هم اصفهان هم. . . مردم از ستاندن یا استاندن یا اسوندن ( بسته به گویش ) بهره م ...
زنده و پاینده باشید برویی🫶
شاید هم ارز با همان "چپول" فارسی باشد، که در گفتار سیاسی - اجتماعی برای ریشخند چپگرایان مورد استفادست.
از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...
از زاینده رود در گذشته بیشتر به عنوان "زنده رود" یاد میشده که البته امروزه بیشتر زاینده رود برایش به کار می برند ( هرچند که معنایشان عملا یکی است، زا ...
به نکات خوبی اشاره فرمودید منتها ۱. آش فارسی - اوستایی است. ۲. سوپ فرانسوی است. ۳. جوجه فارسی است. ( در فارسی میانه زوزگ بوده و در جنوب کشور هم هنو ...
این واژه عربی در خود عربی بیشتر به معنی زبان و هم معنا با لِسان و در فارسی گاهی به معنی واژه و کلمه به کار میرود. به نظر می رسد اعراب خود این واژه ر ...
میهن این واژه در سروده ها چندان پرکاربرد نبوده ولی به نظر می رسد در گفتار مردم کاربردی بوده. در برهان قاطع و صحاح الفرس به این واژه اشاره شده.
آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...
آکنده صفت مفعولی ستاک آکندن در فارسی است. ماننده گشته جسته مرده برگشته داشته نداشته شنیده گفته رفته آمده و. . . آکندن همریشه و البته مخالف مصدر کَن ...
استقلال از ریشه قاف لام لام عربی بر مصدر باب "استفعال" است که به "چیزی را خواستن" اشاره دارد. استغفار=درخواست غفران و بخشش استکبار=بزرگی و کبر خواس ...
در یزدی و شیرازی و. . . بیشتر به معنی بیماری و مرض و گاهی هم به معنی عیب به کار میرود باکیته؟ ( مشکلی داری؟ ) باکیش شده ( بیمار شده ) باکیش نی ( عی ...
روایت شده که ابرکوه ۱۲قریه داشته که به نام ۱۲امشاسپند زرتشتی و هم نام با ماه های تقویم ایرانی هستند. این نام ها و روستاها در برخی روستاهای ابرکوه ما ...
.
در گویش یزدی به معنی گشاد استفاده میشود. و وای به روزی که به عنوان صفت برای یک شخص استفاده گردد.
شهر باکو در نوشته های تاریخی بادکوبه ضبط شده و این نام را در نام افرادی چون سیدحسین بادکوبه ای که زاده این شهر بودند دید. که با تندبادهای این شهر هم ...
پاسخ به بهنام رضایی نادان ۱. به جای چرندنویسی منبع بیاورید تاخت ترکیست رفت ترکیست این ترکیست اون ترکیست استدلال نیست و بیشتر یک جوک بامزه است از یک ا ...
واژه گداختن که همانطور که از ریختش پیداست با واژه "داغ" به معنی گرم یا بسیار گرم است، یک مصدر پیشوندی است که از پیشوند گ ( مانند گرَوِش که از رفتن سا ...
به بهنام رضایی پرادعا ولی بیسواد ۱. ذره ای به گویش های مرکزی ایران آگاه نیست ولی به خودت اجازه پرگویی پشت اونهارو میدی. در ۹۰درصد مواقع در این گویش ه ...
در گویش یزدی واژه ای بسیار رایج به نام ایچون ( iyachun ) داریم که دقیقا به همین معنای "این چنین" است. باتوجه به اینکه صداهای د ( d ) ت ( t ) ث ( th ...
تکاپو از دو ریشه تکیدن ( جنبش و حرکت و در برخی جاها حمله کردن، واژه تکان و تکاندن هم از آن برگرفته اند ) و پوییدن ( دویدن، کوشش کردن که پویا هم از هم ...
سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...
سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...
سکزی یعنی منسوب به سکا ( سکستان، یا همان سیستان خودمان ) مروزی یعنی منسوب به مرو رازی یعنی منسوب به ری ( زکریای رازی هم اهل شهر ری بود ) شایسته است ...
پَن: به فارسی قدیم یعنی اما/ولی پِن: یا پِند، در گفتار روزانه مردم یعنی "مقعد" در میانه کشور از این واژه استفاده میشود.
پولس یا پاول پارسی نام یک فیلسوف زاده پارس در دوران خسروی انوشه روان بود و استادی اورا بر عهده داشت. دکتر رهام اشه سخنرانی یک ساعته ای درباره او دار ...
واژه خیز هم واژه ای فارسی برگرفته از مصدر خاستن است. ( با خواستن/خواه اشتباه نشود، درگذشته xwa و xa جدا بوده اند ولی امروزه هردو خا تلفظ میشوند. ) م ...
به بهنام رضایی ۱. هیجان واژه ای عربی از سه تایی ها یا جیم است و بر وزن فَعَلان است که شدت یافتگی را میرساند. دیگر واژگان عربی همخانواده با هیجان: مُ ...
دولت های ترکی از سده ۴هجری به بعد بر ایران استیلا یافتند و ابتدای سده ۱۴ هم فروافتادند در طول همین هزارسال هم دولت های مغول تبار مانند ایل خانی و تی ...
دری زبان دربار است که میشود فارسی نوشتار وری فارسی مردم است که همان لهجه مشهدی و اصفهانی و شیرازی و بوشهری و یزدی و کرمانی و قمی و تهرانی است. فردوس ...
۱. نواده= نوه زاده=نوه زاده که با سایش و ساده شدن شده نواده، شوربختانه برخی بجای بهره بردن از این واژه فارسی از واژه عربی "نتیجه" برای فرزند نوه استف ...
سه معنی که در یک مصدر به اشتباه خلاصه شده اند! ۱. تابیدن: نور و گرما دادن ( به شکل تفتن و تفسیدن و تافتن هم آمده است. ) ۲. تابیدن: تحمل کردن و برتاب ...
در فارسی میانه و گویش خراسانی: یات و ایات ( مانند کتاب ارجمند ایاتگار زریران ) در شاهنامه واژه ویر به معنی حافظه آمده است. به نظرم نیک است که حافظ: ...
در گفتار عام پوکیدن میگویند که از واژه پوک و پوچ ساخته شده. از درون تهی و خالی شدن. گاهی هم ترکیدن میگویند که از تَرَک ساخته شده.
این هم پیام اخر خطاب به ابوالفضل پاپی ۱. جمعیت اعراب ایران حدود ۲میلیون تن است با تمرکز بر استان خوزستان. ۲. جمعیت قشقایی های ایران نزدیک به ۸۰۰هزار ...
هیچکس در عالم واقعی با هم میهنان قشقایی مشکل ندارد هیچکس رشادت و از خودگذشتگی آنها در جنگ تحمیلی و ستیز با انگلیسی هارا از یاد نمیبرد ولی هرگز به پان ...
پاسخ به بهنام رضایی ۱. برگرد به پیج اینستاگرامت و اونجا به "ژاژ" نویسی ادامه بده. ۲. از خود پیران قشقایی بپرسید میگویند از ترکستان ( در شمال خراسان ...
به یاشار حالا ادبیاتتان بهتر گشت رفیق من خودم حداقل ۵تا کامنت ترک ستیزی دیدم گزارش کردم و پاک شد از کاربری به نام sag pir شما هم والا بلا گزارش کنید ...
به کاربر سرور دوبار در تلگرام بهتون عرض کردم "دو گویش از یک زبان" انطباق دستوری و فهم دوسویه دارند چیزی که میان فارسی و ترکی نیست ( جز درباره وام واژ ...
به کاربر سرور شاید فعل است نه یک واژه بی معنا از شایستن میاید، میشاست، میشاید ( احتمال داشت، احتمال دارد، شایسته بود چنین شود، شایسته است چنان شود در ...
به کاربر سرور شاید فعل است نه یک واژه بی معنا از شایستن میاید، میشاست، میشاید ( احتمال داشت، احتمال دارد، شایسته بود چنین شود، شایسته است چنان شود در ...
شایعه واژه ای عربی برگرفته از سه تایی ش ی ع است و با واژگان شایع تشییع مشایعت تشیع شیعه اشیاع ( جمع واژه شیعه ) همریشه است.
شاپرک از شاه، پر ( از پریدن ) و کاف کوچکساز ساخته شده و این دیگر نیاز به تحلیل ندارد به خدا! همه می دانند!
شاپرک از شاه، پر ( از پریدن ) و کاف کوچکساز ساخته شده و این دیگر نیاز به تحلیل ندارد به خدا! همه می دانند!
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به کاربر سرور شاید روزی زبان شناسی بتواند ثابت کند که چند خانواده زبانی ( مثلا ترکی یا هندواروپایی یا. . . ) باهم در یک گهواره رشد و نمو کردند و سپس ...
به یاشار ۱. اگر آریایی وجود نداشت توران خیالی تو هم وجود نداشت. ۲. اگر افتخارتان تیمور و قاجار است بیخود میکنید بقیه را نژادپرست خطاب میکنید. کسی که ...
پاسخ به کاربر سرور آری درست میگویید این مصدر معنی دانستن را هم می دهد ولی آنچه روشن است این است که مفهوم "دیدن" و "دانستن و دریافتن" هردو باهم در دل ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
به کاربر سرور واژه دیدن، بین، وین ریشه هندواروپایی دارند از ریشه vid در اوستایی و لاتین هستند. جمله معروفی از ژولیوس سزار است به زبان لاتین که می گو ...
خواهر واژه ای هندواروپایی است و میان زبان های این خانواده از کشور بنگلادش تا جزیره ایرلند و بریتانیا مشترک است و تنها در چند حرف و آوا تفاوت دارد. چ ...
آدم یا آدام واژه ای عبرانی به معنی خاک سرخ است که ریشه در باور سامیان از آفرینش نخستین انسان از خاک است. در زبان عربی که همریشه با عبری است واژه ادم ...
به امین ۱. التصاقی/چسبانشیگی زبان بودن به معنی ترک زبان بودن نیست هشیار! اگر چنین بود اکنون تمام آفریقایی های غیرسامی و عرب و حتی مردم جنوب هند که در ...
به امین/یاشار ۱. کسی برای شمارش وام واژگان به ترکیب ها نمینگرد چون اگر شما ۵۰واژه داشته باشید از همان ۵۰وام واژه می توانید بی شمار ترکیب بسازید که ای ...
بسیار هیجان زده و شاد شدن "خرکیف" و "خرذوق" شدن
حضرت اقا شما مگر اوستاپژوهی فرمودید که میگویید در اوستا این واژه یا هم خانواده هایش نیستند؟
شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است. می شایست، می شاید همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان ...
شایسته صفت مفعولی مصدر شایستن با کنون بن شای است که واژه "شاید" از این ساخته شده است. می شایست، می شاید همچنین واژه شایان همساختار با گریان و بریان ...
نامگذاری این خوراک به خاطر این است که شناخته شده ترین خوراک کشور افغانستان است و به نام شهر کابل نام گذاری شده مانند استانبولی پلو یا پلو عجمی و. . . ...
گوجه تغییر ریخت یافته گوی چه به معنی گوی کوچک است. در گذشته گوجه به میوه درختی ای شبیه به آلوچه گفته میشد. پس از ورود گوجه سرخ رنگ به ایران نام آن ...
۱. زبان لری گویشی از فارسی نو نیست ولی نزدیک ترین زبان زنده بدان است و همراه با آن ریشه در پارسی میانه دارد. ۲. شما پانترک ها اخر روشن نکردید که افغ ...
۱. نشستگاه یا نشسگاه ۲. مُرز از مُرزیدن ۳. پِند ( گویش نایینی؟ ) ۴. پیزی یا پیزه ( گویش یزد و کرمان )
جریان خدازده و بدبخت پانترک که چشم دیدن فرهنگ ایرانی و زبان پربار و میوه فارسی و ادبیات سنگین و گوش نوازش را دارد، باید هم برای ارضای مغز بیمارش دست ...
جهان را هر دو چون روشن درخشید ز یکدیگر مبرید و ملخشید ( نظامی ) لخشیدن همان لغزیدن است. در فارسی میانه لخشیدن رایج تر بوده. احتمالا با این الگو به ...
توم در زبان های ایرانی دیگر هم ارز با تخم در فارسی است. تخم در اصل و بنیاد نه به معنی بیضه و دانه و بذر که به بیشتر به معنی "نسل" بوده. چنان که در ...
مضحک ترین نوع ریشه یابی این است که طرف با استدلال نادرست یه برآیند و نتیجه نادرست تر می رسد. خود سنگ کی ترکی شد که حالا سنج ترکی شده باشد؟ - - - - - ...
به /کرایاپیر/ - - - - - ۱. نکته ای بس نیک فرمودید! فقط مشکل اینجاست که خودتان درباره مقالات دیگر نه تنها آن را رعایت نمیکنید بلکه بدترین تهمت هارا ...
پاسخ به کاربر /کرایاپیر/ ۱. فقط جمله آخر! گر بگوییم فارسی نو گویشی از لری است گزافه نگفتیم! برار جان به نظرم یککککککم داری تعصبناک پیش میریا! حالا در ...
چوبین به شکل ژوپین یا زوبین هم در ادب فارسی به کار رفته به معنای نیزه.
پاسخ به یاشار خوشخیال و خود خدا پندار ۱. آیکیوجان، فارسولوژی نداریم به همان دلیل که آزرولوژی، قزاقولوژی و قشقولوژی نداریم. وقتی میگویند ترکولوژی یعن ...
پاسخ به یاشار نژادپرست و نفرت پراکن - - - - - ۱. نظرتان چیست که به جای زردنویسی مدرکی بیاورید که در زبان های ترکی و ادبیات کهن آنها ( بجز ترکی ایرا ...
همان پس افگند ( احتمالا ) که گ به غ ترادیسیده
این سطح از هم پیونداندن مفاهیم نامربوط برای خود سالار احمدیه نیز قفل بود که در این سایت هرروز گشوده میشود و نمو تازه ای در ریشه شناسی رقم می زند!
هرگونه می اندیشم ارتباطی میان "خراشیدن و تراشیدن" و سکون به معنی "آرمیدن" نمیابم! چه بگویم والا مختارید!
دوباره به یاشار ۱. قدیمی ترین نوشته ترکی کتیبه دره اورخون مغولستان و قدیمی ترین نوشته فارسی کتیبه آریارمنه در فارس است. ۲. عجب بی انصافی هستید! خان ...
پاسخ به یاشار ۱. جمعیت ایران ۹۳میلیون تن است نه ۸۵میلیون تن. ۲. از این ۹۳میلیون تن به آسانی حداقل زبان نخست ۳۵میلیون تن فارسی است و با یک تعریف خیل ...
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...
در گویش روزانه یزد و بسیاری جاهای دیگر واژه اسبل و در پارسی ادبی واژه اسپرز یا سپرز را داریم، چه کسی مارا مجبور کرده که از واژه بیگانه طحال بهره ببری ...
زیپو به معنی بی رمق و بی رنگ است شاید بتوان زیپو را برابر واژه عربی رقیق نهاد و از آن مصدر زیپیدن ساخت
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
پاسخ به کاربر /سرور/ ساکن سکون مسکون مسکونی اسکان مسکن همگی ریشه در سین کاف نون عربی دارند که به ترتیب بر وزنهای "فاعل" "فعول" "مفعول" "مفعولی" "افعا ...
چرا برای این واژه برابر فارسی نوشته اید؟ این واژه "کنیز" به معنی "دختر" از "کینیا" در زبان اوستایی و ایزه که کوچک ساز است ساخته شده. در پهلوی اشکانی ...
پاسخ به یاشار ۱. زبان سغدی ایرانی شرقی است و به زبان پشتو نزدیک است درحالی که فارسی ایرانی غربی است و اول از همه به لری و سپس به مازنی گیلکی بلوچی و ...
جالب است که این مصدر در تقریبا تمام گویش های ناتهرانی فارسی و دیگر زبان های ایرانی از جمله لری و گیلکی و. . . رایج است ولی انگار فارسی دیوانی به رغم ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فروختن از دو بخشی فر به معنی پیش و فراتر و واختن وازیدن به معنی سخن گفتن و حرف زدن ساخته شده. واژه خود از مصدر واختن است. در گویشی های مرکزی ایران ...
فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...
فارسی میانه معتبر: روا اعتبار: روایی این دو واژه عربی از ریشه ع ب ر به معنی گذشتن و رفتن ساخته شده اند که برابر های فارسی میانه ای شان هم از مصدر رفت ...
چاقو از چاکو میاید مانند کشو، پستو، دارو، گردو اگر بنا بر وام گیری بود فارسی همان بیچاق را وام میگرفت. برخلاف ترکی و عربی فارسی ۹۹درصد مواقع به ریخت ...
۱. هنر واژه ای فارسی در اصل به معنی کمال و فضیلت مردی بوده. مرد خردمند هنرپیشه را عمر دو باید در این روزگار تا به یکی تجربه اندوختن وز دگری تجربه بس ...
چیزی که به عنوان "عمامه" و لباس روحانیت به ما معرفی میکنند همان شیوه دستار بندی خراسان بزرگ است. بخش بزرگی از اعراب دستار ندارند و عقال و چفیه به سر ...
ایرانی ها در گفتار روزانه یهود را جود یا جهود تلفظ میکنند. و عرب ها یهود. تبدیل ج به ی یا وارونش در همه زبان ها دیده میشود مانند یوسف، یوزف و جوزف ی ...
درود کاربر فاروق ریشه دقیق جلو مشخص نیست ولی بنظر میرسد وام واژه ای مغولی یا ترکی در زبان های ایرانی باشد همچنین چلو و پلو در زبان های ایرانی واژه پی ...
در لری و کردی به معنی نشیمنگاه همون ک*ن در فارسی!
از درون به تهیگی گراییده، پوک و پوچ شده.
وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح ( زین در اوستایی و فارسی میانه ...
وند در فارسی به معنی صاحب، دارای، سرشار از خداوند صاحب خدایی، دارنده مقام خدایی زیناوند دارای سلاح جنگ افزار دار، مسلح دروند/دروغوند: دارای پلیدی و د ...
بریان صفت مفعولی استمراری ستاک برشتن است. می برشتم، می بِریَم برشته هم صفت مفعولی است. بریان همساختار با گریان پریشان خروشان جویان. . .
به جان هم افتادن همسایه ها تاسف برانگیز است ( هرچند که خودم زاگرس نشین نیستم )
گیاه از دو بخش گیه که در زبان اوستایی و فارسی قدیم به معنی زیستن است و آه فاعلی ساز ساخته شده است. گیه همان زی در فارسی نو و ژی در کردی است. اساسا ح ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
بستر ریخت دگرگون شده واژه ویستر در فارسی میانه است که این ویستر خود از مصدر ویستردن می آمده. مصدر ویستردن همچنین به شکل "گستردن" نیز به پارسی نو ره ...
آدام در زبان عبری به معنی �خاک�، �خاک سرخ رنگ� یا �زمین/بوم� است و به داستان آفرینش نخستین انسان از خاک در سنت های سامی و ادیان ابراهیمی اشاره دارد. ...
پاسخ به یاشار ( همان امین ) ۱. لر ترکی نیست و این نام در نوشته های اولیه اسلامی هم دیده می شود. ۲. رییسعلی دلواری کابوس انگلستان و سردار اسعد بختیا ...
جلبک از جل به معنی پوشش و بک به معنی قورباغه و وزغ ساخته شده است. بک در زبان مازرونی و گیلکی و تالشی به ریخت وگ کاربرد دارد. مثلا قورباغه درختی را ...
۱. القا واژه ای عربی از ریشه لقا به معنی رسیدن، ادراک و یا دیدار کردن است . همچنین لقا در ادب فارسی به معنی چهره هم به کار رفته است. ۲. القا مصدر با ...
فیلمرغ ( فارسی شرقی افغانستان/تاجیکستان )
مگر عربی نوشتاری پ دارد که فارسی پیرایه را از عربی گرفته باشد؟! هر کودکی می داند پیرایه از پیراستن است! که خود ریشه در آراستن به معنی مرتب سازی دارد!
زیرا برگرفته از عبارت از اید/این رای در پارسی میانه است و در ترکی بجز ازبکی که تحت تاثیر تاجیکی بوده کاربردی ندارد.
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
معنی باختن را اشتباه آموخته ایم! اساسا باختن به معنی بد و "شکست خوردن" نیست! بلکه به معنی مشارکت در کارها است به همین دلیل به فعالیت گروهی کودکان "با ...
داغ از داخ در فارسی میانه می آید. مصدر آن داختن بوده که با گرفتن پیشوند وی/گ به شکل ویداختن/گداختن به معنی ذوب شدن هم به کار رفته.
مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...
مردم این روستای کوهستانی در تفت یزد و دیگر مردم استان این روستا را "خوراشه" می نامند که شباهت جالبی به واژگان فارسی میانه دارد. ( خوره در فارسی میانه ...
انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...
انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...
انوشیروان یا انوشه روان ( فارسی میانه: انوشگ رُوان به معنی کسی که روان جاویدان و نامیرا دارد ) این واژه در فارسی میانه بیشتر نه اسم بلکه یک لقب بوده ...
شهر حافظ و سعدی و باغ های دلگشا و قلب فرهنگی فارس و و از کانون های فرهنگی مهم ایران زمین. با افول شهر استخر ( که اصطخر هم نوشته اند ) که مرکز کوره ا ...
چوب بازی رقصی ایرانی است که توسط طیف گسترده ای از ایرانیان از سیستان تا خراسان شمالی و از بوشهر تا لرستان انجام می شود. در بخش سیستانی - خراسانی نشی ...
کرمان در فارسی باستان به شکل کارمانیا ثبت شده که نام یکی از شهربانی های هخامنشی بوده که نام خود را از یکی از قبایل پارسی به همین نام گرفته است. در گ ...
به طرز بامزه ای جایی دیدم کسی فکر میکرد سلحشور از سلاح و شور به معنی شستن! ساخته شده در حالی که این "شور" از شوریدن میاید سلحشور کسی است که سلاحش را ...
واژه ای از فارسی قدیم به معنی "مسلح" و "سلاح دار" زین در زبان اوستایی به معنی سلاح بوده
بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.
بَیوسیدن امید داشتن، انتظار داشتن، چشم داشتن بَیوسیدن یا بَیوستن تلفظ آن است.
فقط ایرانی ها هستند که فکر می کنند ما انگلیسی ها هنوز ابرقدرتیم! - شوخی رایج میان دیپلمات های بریتانیایی، به نقل از جک استراو وزیر امور خارجه پیشین ...
ریشه شناسی عامیانه و اغلب بامزه همیشه تفریح مردمان بوده و هست و زین پس هم خواهد بود ولی چیزی که بشریت انتظار آن را نداشت این بود که روزی ریشه یابی ها ...
ان شکل دیگری از هم و دیش از دیسیدن به معنی شکل دادن است. اندیشیدن در مجموع یعنی چیزی را در درون خود شکل دادن. هر مینو ( فکر ) ای اندیشه نیست اندیشه ...
آقای سرور اگر آگاهی ندارید فرهنگ خودش بن فعل است و از مصدر فرهیختن میاید می فرهیختم/می فرهنگم همین الانش ما به آدمی که فرهنگ داره یا تحصیل کرده میگی ...
دریدن و درودن یک مصدر هستند با بن مضارع های به ترتیب دَر و درو و هردو تقریبا معنی بریدن و پاره کردن می دهند. "درو کردن" "درودگری ( نجاری ) " هم با د ...
در فارسی میانه: vi - ravishn در فارسی نو: گرایش/گِرَوِش
پاسخ به کرآیاپیر زبان لری با نظر به گفته خودتان بیشتر یک گروه زبانی است نه یک زبان واحد با چندین گویش. فارسی چهار گویش اصلی دارد ۱. غربی ۲. تاجیکی - ...
تابه واژه ای فارسی از مصدر تفتن یا تابیدن یا تافتن است به معنی گرما یا نور دادن این واژه با تب به معنی افزایش دمای بدن و تفت دادن به معنی گرما دادن ...
پاسخ به علی اکبر فارسی نو و لری و گویش های منطقه پارس همگی فرزندان پارسی میانه هستند و همگی ارزشمند و زیبا هستند اقوام ایرانی برادر و اعضای یک پیکر ه ...
Video در واقع یک فعل فرانسوی است به معنی "دیدم"! از ریشه vid در زبان لاتین میاید که با "دید" و "بین" در فارسی هم ارز است. اگر قرار است برابری برای ...
نامه ای به هم میهنان دلسوز از هرقوم و به هرزبانی من به عنوان یک فارسی زبان می گویم که از فعالیت برخی همزبانانم در فضای مجازی بر علیه دیگر اقوام ایران ...
ارژنگ از ارژ ( همان ارج و ارز و ارزش ) و اَنگ ( نشانه ) ساخته شده نه از ار و جنگ! ترکی هم نیست
معنی ارزان را به ما بد آموخته اند! ارزان به معنی کم قیمت و بی مقدار نیست! بلکه به معنی آن است که قیمت کالا بیارزد یعنی کالا و بهایش باهم متناسب باشند ...
زرتشتیان خود را بهدین و آیین خود را بهدینی می دانند به معنی دین بهتر و بالاتر در ادبیات باستانی مزدَیَسنا یا مزداپرست و توسط مسلمانان گاهی زرتشتی و گ ...
مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...
مردم شهر نایین به زبان ویژه خود به نام زبان نایینی سخن می گویند یا بهتر است بگوییم می گفتند که در گروه زبان های ایرانی شمال غربی بود و از این نظر بیش ...
اهرای یا اهلاو یا ارتا یا اردا یا ارد که در زبان های قدیم ایران به معنی راستی و درستی به کار رفته اند برابر های فارسی واژه قدیس هستند. برای نمونه در ...
"پریدن" کاری است که هواپیما میکند نه خرگوش! در فارسی امروزی پریدن را در معنای جهیدن/جَستن به کار می برند که درست نیست درستش این است که پریدن="پرواز ک ...
چوبین همان زوبین یا ژوپین در شاهنامه است به معنی نیزه سپهدار توران برآراست جنگ گرفتند کوپال و زوبین بچنگ ( فردوسی )
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
انبوب یا بوب واژه ای فارسی به معنی فرش است. شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب ( رودکی سمرقندی ) البته در زبان های فرنگستانی معنی ...
دادار با تلفظ داتار در فارسی میانه به کار رفته و به معنی بخشنده و دادگستر است. کارنامه اردشیر بابکان با این عبارت شروع می شود Pad nam i datar ohrmaz ...
فلسفه واژه ای یونانی از فیلو به معنی دوست داشتن و سوفیا به معنی دانش ساخته شده. در فارسی فرزانه یا فرزان یا فرزام در برخی متون به معنی فیلسوف و فرزا ...
در نوشته های کهن فارسی تنگیدن یا تنجیدن به معنی تنگ شدن یا "انقباض" و واتنگیدن یا واتنجیدن به معنی "انبساط" به کار رفته است.
کُنا همساختار با جویا دانا شنوا بینا چشا توانا برابر فارسی واژه عربی "فاعل"
آخرش ما نفهمیدیم زرتشت هندی است و اوستایی گویش ضعیفی از سنسکریت یا ترک اردبیل! آذربایجانی پنداری زرتشت ریشه در دوران ساسانی دارد که انها به اشتباه آذ ...
هم کله و هم پاچه واژگان کاملا ریشه دار و اصیل فارسی هستند و سر آنها هیچ بحثی وجود ندارد. پسوند کوچکساز چه هم از ایچگ در فارسی میانه می آید و به شکل ...
دستور واژه ای فارسی است که در اصل دست وَر بوده و به معنی وزیر و فرمانده بوده ولی گذر زمان تلفظ آن را دچار تحریف و دگرگونی کرده. دستور به معنی وزیر د ...
به امین ۱. ۱۵درصد محصولات باغی ایران در سال ۱۴۰۱ در استان های کرمان و فارس تولید شده. ( سهم دو استان آذربایجان روی هم ۲۰درصد است. ) ۲. درسال ۱۳۸۶ پی ...
به امین ۱. دیکشنری رسمی دولت ترکیه شلوار را یکی از ۱۲۰۰وام واژه رایج فارسی در ترکی می داند. ( لینک در پایین ) ۲. به بقیه جفنگیاتت پاسخ نمی دهم و میگ ...
نام پسرانه به معنی یاور دین این نام بیشتر میان هم میهنان زرتشتی ما متداول است.
ما که آرد خود "بیختیم" و الک خود آویختیم. . . بیختن به معنی غربال کردن و الک کردن است. این ضرب المثل هم که بیشتر توسط بزرگسالان به کار می رود کنایه ...
آیَفت با همین تلفظ در فارسی میانه و نو و دری زرتشتی به معنی "حاجت" است. مثلا جایی موبد آذرباد مهرسپندان به فرزندش میگوید: Atash niyayishn Kun da Aya ...
نوچ در گفتار روزانه مردم به معنی چسبناکی ناشی از خیسیدن دست با یک مایع ( شیرین است ) برای حس کردن این مفهوم یکم شربت آبلیمو روی دست مبارک بریزید
به امین ۱. کسی نگفته آچار فارسی است، همه ما قبول داریم که ترکی بر فارسی اثر گذاشته. بر پایه پژوهش های معتبر فارسی ۳۰۰وام واژه رایج از ترکی در خود نهف ...
زنگ اوله اوله پسوند کوچک ساز یا خلاصه ساز است. دیگر همتا ها: دیگوله مشکوله روله گلوله قندوله ( قند کوچک، مادران برای ستایش فرزندانشان میگویند )
به جای فرمول پیشنهاد شده. اول یا اوله پسوند کوچک ساز ایرانی است که در زنگوله مشکوله روله ( کردی و لری ) قندوله گلوله و. . . به کار رفته. با توجه به ...
روله واژه ای زاگرسی ( کردی لری و. . . ) است که با رُستن/روییدن فارسی در پیوند است. بخش دوم آن "اوله" پسوند کوچک ساز است. مانند زنگوله، قندوله، مَنگو ...
یزدان از ریشه yaz ( یَز ) در زبان اوستایی گرفته شده که حالت مفعولی آن yazata ( یَزَتَ به فارسی نو: یَزیده/یَشته ) است. این ریشه در میان زرتشتیان به ...
پیرایش مصدر شینی پیراستن یا ویراستن است ریشه آن آراستن است و به زیبا سازی با جدا کردن چیزی از چیز دیگر می گویند. برای همین گاهی به آرایشگاه مردان پی ...
واژه لری به معنی مرکز هم ارز فارسی آن باید "میانجا" یا "میانگاه" باشد که شایسته است در فارسی بجای واژه بیگانه مرکز به کار بسته شود.
هُژیر یا هُجیر که گاهی به اشتباه هَژیر هم تلفظ میشود چابکی و نیکی احتمالا از دو بخش هو به معنی خوب و ژیر به معنی چابکی، چالاکی، فعالیت و سرزندگی ساخت ...
افغان ها فقط اصفهان را گرفتند و به شیراز و کرمان نرسیدند جالب اینجاست که یک فرمانده افغان به نام "آزادخان افغان" تقریبا پس از هوتکی ها و نادر به آذرب ...
پاسخ به امین فارسی همانقدر افغانی است که ترکی مغولی است. نخستین نوشته فارسی در استان فارس پیدا شده ولی بشکل پانترک سوزی نخستین نوشته ترکی در مغولستا ...
پاسخ به جدیری بیسواد ۱. فردوسی و مولوی هردو زبان خود را فارسی دانسته و آن را بزرگ میداشته اند، دری هیچ چیز جز گویشی استاندارد از فارسی نیست. ۲. ایرا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
این گفتار را برای دشمنان زبان پارسی و تحریفگران مینویسم. چیزی به نام زبان دری در این جهان وجود ندارد، دری لقب زبان فارسی یا به طور دقیق تر گونه ای ا ...
شنوسه از پیشوند ش به معنی "رو به بیرون" و نوسه به معنی نفس ساخته شده و برابر واژه عربی "عطسه" است. نوسه به شکل هناسه در زبان های زاگرسی ایران و همچن ...
سپریدن به معنی تمام شدن و کامل گشتن کاری است. امروزه به شکل مرکب سپری شدن به کار میرود.
مصدر و فعل پیشوندی به معنی لگدمال کردن بن مضارع آن پیخل و پیخلیدن و نهش گذرای آن پیخلاندن است. کوفته را کوفتند و سوخته را سوخت وین تن پیخسته را بق ...
پوزیدن مصدری به معنی عذرخواستن است و در فارسی نو بیشتر در حالت شینی و مرکب "پوزش خواستن" بکار میرود نه پوزد جانت را از درد و آزار نه شوید دلت را از ...
واژه ویراز در فارسی میانه به معنی های با ناز راه رفتن یا راه رفتن به چپ و راست آمده این واژه به دو شکل معروف گراز و ویراژ به فارسی نو راه یافته همچنی ...
پاسخ به سعید سرور ریشه واژه سوهان را نمی دانم و برایم مهم هم نیست شاید ترکی یا عربی باشد ولی قرار نیست هرچه در این جهان هان داشته باشد ترکی باشد این ...
پاسخ به سعید سرور مفهوم بومی بودن در نگرش شما چیست؟ هیچ انسانی بومی برون از آفریقا نیست چه ایران باشد چه ترکیه چه قاره اروپا باشد چه امریکا چه هندی! ...
پاسخ به سعید سرور چه کسی حضور ترک هارا انکار کرد؟ شما گفتی ساسانی تورک است منم گفتم خیر تورک نیست من با همین زبان دست و پا شکسته حداقل 60درصد زبان سا ...
در ضمن بیفزایم کجا نوشته است هرچیزی هان دارد ترکی است؟ با منطق شما سوهان ترکی است به معنی آب خان! در ضمن مگر ما استانبولی هستیم که نتوانیم "خ" تلفظ ک ...
پاسخ به کاربر سرور سرور گرامی! شما باید اول ببینی واژه از کجا امده بعد بری بر پایه قوانین آن ریشه یابی کنی! اگر من بخواهم یک واژه رندم مثلا واژه ترکی ...
کیهان در اصل گیهان بوده فردوسی میگه کی پایمردان دیو! بریده دل از کار گیهان خدیو! ( خدا ) گیهان و گیاه و گیتی و گیان ( جان ) هم همگی از ریشه گیه در ...
مشتی خود ساسانی ها به زبانشون میگفتن پارسیگ چیزی به نام زبان دری وجود ندارد اگر بنده زمانی به فارسی مینویسم اینگونه بنویسم در واقع دارم گویش و حالت د ...
درضمن بیفزایم گل ترکی نیست فارسی است این را خود نهاد تنظیم زبان ترکیه که دو جین دانشمند ان را مینویسند ( نه اماتورهایی چون من و شما ) هم اعلام کرده. ...
از یک پیرمرد صدساله بیسوادی که هرگز در زندگی اش به زبانی جز فارسی حرف نزده بپرسند تو چی هستی میگه من پیرمردم بعد جدیری نادان میگه اینارو رضاشاه ساخته ...
اصلاح که بیشتر به معنی "بهسازی" و بهبود دادن است را دربرابر واژه ریفرم پیش نهاده اند که اصلا درست نیست چرا که ریفرم لزوما چیز خوبی نیست باید ان را جز ...
ملو در گویش یزدی/نایینی و در کل گویش های مرکزی ایران به معنی گربه است باشگاه و منطقه چادرملو نام خود را از گربه سانی بدین نام گرفته اند که در پارسی س ...