پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٩,٩٣٣)
net zero یعنی میزان انتشار گازهای گلخانه ای به صفرِ خالص برسد. �وزیر انرژی و خالص صفر� ( Net Zero Secretary ) یک مقام ارشد دولتی در بریتانیا است که ...
🔸 معادل فارسی: • استانداردها را پایین آوردن / سطحِ انتظارات را کاهش دادن • ( در معنایِ مجازی ) کیفیت یا معیارهایِ موردِ انتظار را تنزل دادن • ( در ر ...
🔸 مثال ها: • "The presenter of the evening news delivered the latest updates. " ( مجری اخبار عصر آخرین به روزرسانی ها را ارائه داد. ) • "She is a ...
🔸 معادل فارسی: • ( در معنای اصلی ) شخصی که به دنبال چیزی با دست می گردد یا راه خود را در تاریکی پیدا می کند • ( در معنای عامیانه، رایج تر و با بار ...
🔸 معادل فارسی: • ( در معنایِ خبری ) گمان رفتن / پیش بینی شدن • ( در موردِ یک انتصاب یا رویداد ) به عنوانِ گزینه یِ اصلی برایِ یک موقعیت مطرح بودن • ...
چپ گرای افراطی/بیش ازحد سیاسی در کاربرد انتقادی. 🔸 معنی دقیق: "Woke" ابتدا به معنای آگاه بودن از مسائل نژادی، اجتماعی و عدالت ( به ویژه تبعیض علیه ...
🔸 معادل فارسی: • ( یک فیلم، مصاحبه یا سند ) از بایگانی بیرون آورده شده • پیدا شده و به عموم نشان داده شده • آشکار شده ( پس از اینکه پنهان بود ) 🔸 ...
مثال؛ One Nation leader labels family violence leave ‘ridiculous’ and decries ‘woke’ support of women’s rights in November podcast
One Nation اشاره به حزب سیاسی راست گرای استرالیا، یعنی Pauline Hanson’s One Nation.
🔸 معادل فارسی: • به چیزی بالغ شدن / تبدیل شدن به • رشد کردن و رسیدن به مرحله پختگی • به مرور به . . . تبدیل شدن • پخته شدن و شکل گرفتن به 🔸 مثال ها ...
🔸 معادل فارسی: • از هر نظر / در همه جنبه ها • کاملاً / تمام عیار • در تمام موارد و اتهامات • از همه جهات 🔸 مثال ها: • "The project failed on all co ...
🔸 مثال ها: • "Software engineering is one of the most high - paying careers in technology. " ( مهندسی نرم افزار یکی از پردرآمدترین مشاغل در حوزه فن ...
🔸 معادل فارسی: • سیاستِ همگانی / سیاستِ فراگیر • ( در مدیریت و سیاست ) قاعده ای که بدونِ استثنا و برایِ همه یِ موارد به طورِ یکسان اعمال می شود • ( ...
🔸 معنی دقیق: "Case - by - case" به رویکردی گفته می شود که در آن، هر موقعیت، پرونده، یا درخواست به طورِ جداگانه و بر اساسِ شرایطِ خاصِ خودِ آن مورد ب ...
"Gold Standard" در اینجا یک استاندارد طلایی در منع اشاعه هسته ای است، نه یک سیستم پولی. این اصطلاح به سخت گیرانه ترین تعهداتی گفته می شود که یک کشور ...
عبارت "proliferation standard" ( استاندارد اشاعه ی هسته ای ) در گفتمان سیاسی و حقوقی بین المللی، به مجموعه ای از قوانین، تعهدات، و معیارهایی اشاره دا ...
🔸 معادل فارسی: • نقطه عطف / بنای تاریخی • نشان برجسته • رویداد مهم • جاذبه معروف 🔸 معنی دقیق: "Landmark" دو معنی اصلی دارد: بنای مشهور یا جغرافیایی ...
🔸 معادل فارسی: • در مضیقه / بدون کمک رها شدن • تنها و بی پناه ماندن • گیر کردن بدون راه حل • در موقعیت دشوار و بدون حمایت 🔸 مثال ها: • "The company ...
🔸 مثال ها: • "The meeting was put back by two hours due to traffic. " ( جلسه به دلیل ترافیک دو ساعت عقب افتاد. ) • "Please put the books back on t ...
🔸 معادل فارسی: • به گذشته نگاه کردن • مرور خاطرات • فکر کردن به رویدادهای گذشته • به عقب نگریستن 🔸 مثال ها: • "When I look back on my university da ...
✅ تفاوت Look back at و Look back on 🔹 Look back on • معنی اصلی: مرور خاطرات، تأمل در گذشته و ارزیابی کلی تجربیات. • کاربرد: بیشتر برای فکر کردن به ...
🔸 معادل فارسی: روایت را به خوبی منتقل کردن جوهره داستان را به تصویر کشیدن اصل ماجرا را ثبت کردن داستان را به درستی بازتاب دادن ماهیت یا پیام اصلی دا ...
در چشم پزشکی معمولاً به معنای هر دو چشم به کار می رود. شکل رایجِ مخفف آن هم OU است که از Oculus Uterque می آید و در نسخه ها و یادداشت های چشمی برای ا ...
یک واژهٔ لاتین است و یعنی هر دو یا هر یک از دو تا. در فارسی می شود گفت: هر دو، هریک از آن دو یا دوتایی بسته به جمله. کاربرد این واژه معمولاً وقتی به ...
یعنی ریسکِ اختیار معامله یا به طور کلی ریسکِ ناشی از اختیار/آپشن. در بازارهای مالی، این واژه به خطرِ زیان مربوط می شود وقتی قیمت، نوسان، یا زمانِ سرر ...
🔸 معادل فارسی: • کاملاً متعهد شدن / تمام قد وارد شدن • همه چیز را گذاشتن روی چیزی • تمام عیار حمایت کردن • با تمام وجود پای کار بودن 🔸 مثال ها: • " ...
🔸 معادل فارسی: • ( در بازی و شرط بندی ) تمام سرمایه ی خود را روی میز گذاشتن • ( در معنایِ مجازی ) همه یِ توان یا منابع خود را برایِ یک هدف به کار گر ...
🔸 مثال ها: • "He finally got a date with his long - time crush. " او بالاخره با کسی که مدت ها به او علاقه داشت، یک قرار گذاشت. • "She's too nervou ...
🔸 مثال ها: • "The troops endured a grueling march through the desert. " نیروها یک راهپیماییِ طاقت فرسا را از میانِ بیابان تحمل کردند. • "The presi ...
Steal someone's thunder 🔸 معادل فارسی: • ( از کسی ) جلو زدن / آبرو و توجه را از کسی گرفتن • ( در معنایِ مجازی ) با اقدامِ ناگهانی، جلبِ توجه کردنِ د ...
یعنی حقِ کشاندنِ سهامداران اقلیت به فروش. به طور ساده، اگر سهامدارِ اکثریت تصمیم به فروش شرکت بگیرد، می تواند سهامدارانِ اقلیت را هم مجبور کند همان س ...
یعنی شلاق زنِ مذهبی یا کسی که برای توبه/ریاضت خودش را شلاق می زند. در کاربرد تاریخی هم به اعضای جنبش های قرون وسطی گفته می شد که در مراسم عمومی خود ر ...
glaucoma گلوکوم یعنی آب سیاه؛ یک بیماری چشمی که به عصب بینایی آسیب می زند و اگر درمان نشود می تواند به کاهش دید یا نابینایی منجر شود. این بیماری اغلب ...
Oculoplasty جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم؛ شاخه ای از چشم پزشکی که به درمان و گاهی زیباسازیِ پلک ها، مجاری اشکی، حدقهٔ چشم و بافت های اطراف چشم می پرد ...
جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم؛ شاخه ای از چشم پزشکی که به درمان و گاهی زیباسازیِ پلک ها، مجاری اشکی، حدقهٔ چشم و بافت های اطراف چشم می پردازد. کاربردها ...
strabismus انحراف چشم؛ حالتی که دو چشم به طور هم زمان و موازی به یک نقطه نگاه نمی کنند. این مشکل می تواند باعث دوبینی، کاهش دید سه بعدی، خستگی چشم و ...
سایکلو اسپوریازیس؛ یک عفونت روده ای که توسط انگل Cyclospora cayetanensis ایجاد می شود و معمولاً باعث اسهال آبکی، دل پیچه، نفخ، تهوع، بی اشتهایی و خست ...
🔸 معادل فارسی: • ضرب کردن ( سکه ) • ( در موردِ پول یا سکه ) تولید کردن • ( در معنایِ مجازی ) ابداع کردن / خلق کردن 🔸 مثال ها: • "The U. S. Mint wi ...
🔸 معنی دقیق: به نوعی مالیات یا عوارض دولتی اشاره دارد که برای تأمین هزینه های مراقبت های بهداشتی، سالمندان، معلولان و خدمات اجتماعی جمع آوری می شود ...
🔸 مثال ها: • "The prime minister is facing significant intraparty opposition to his new policy. " نخست وزیر با مخالفتِ قابل توجهی درون حزبی با سیاست ...
• تفاوت آن با "first speech" در این است که "maiden speech" یک اصطلاحِ رسمی و تشریفاتی است و مخصوصِ مجامعِ قانون گذاری است. 🔸 مثال ها: • "The new MP ...
( صفت، غیررسمی ) 🔸 معادل فارسی: • ( از چیزی ) به شدت خسته و بیزار بودن • ( در معنایِ محاوره ای ) از یک وضعیت کلافه شدن / سیر شدن • ( با بارِ منفی ) ...
🔸 معادل فارسی ( در این بافت ) : • ( اقتصاد ) رکود / بی رونق / کُند • ( در موردِ رشد یا فعالیت ) با سرعتِ کم و بدونِ پویایی • ( در معنایِ مجازی ) فاق ...
🔸 معادل فارسی: • تواناییِ مالی / قابلیتِ خرید • ( در اقتصاد و سیاست ) امکانِ پرداختِ هزینه ها توسطِ مردم • ( در موردِ کالاها ) در دسترس بودن از نظرِ ...
• تفاوت آن با "expensive" در این است که "expensive" یک کلمه یِ رسمی تر است، در حالی که "pricey" غیررسمی تر و محاوره ای تر است. 🔸 مثال ها: • "The ne ...
🔸 مثال ها: • "Among Western nations, the US is an outlier in its refusal to join the climate agreement. " در میانِ کشورهایِ غربی، آمریکا از نظرِ امت ...
🔸 معادل فارسی: • ( در رقابت ) از همه جلو زدن / بازار را از کسی گرفتن • ( در کسب وکار ) با رقابتِ شدید، سهمِ بازارِ دیگران را تصاحب کردن • ( در معنای ...
نام وانت برقیِ زاویه دارِ تسلا است. این خودرو بدنه ای از فولاد ضدزنگ، طراحی بسیار هندسی و ظاهر آینده نگر دارد و به عنوان یک پیکاپ تمام برقی معرفی شده ...
بَدی 🔸 معادل فارسی: • ( در فیلم ها و داستان ها ) شخصیتِ شرور / آدمِ بد • ( در معنایِ سیاسی ) طرفِ متجاوز / نقشِ منفی • ( در معنایِ مجازی ) کشوری که ...
🔸 مثال ها: • "Europe will rue its failure to invest in cooling infrastructure as heatwaves become more frequent. " اروپا با افزایشِ موج هایِ گرما، ا ...