lower the bar

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• استانداردها را پایین آوردن / سطحِ انتظارات را کاهش دادن
• ( در معنایِ مجازی ) کیفیت یا معیارهایِ موردِ انتظار را تنزل دادن
• ( در رقابت یا ارزیابی ) شرایط را آسان تر کردن ( اغلب با بارِ منفی ) '
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "The new admissions policy lowers the bar for entry, but critics say it compromises academic standards. "
سیاستِ جدیدِ پذیرش، استانداردهایِ ورود را پایین می آورد، اما منتقدان می گویند که این کار، کیفیتِ آموزشی را به خطر می اندازد.
• "The president's decision to lower the bar for sanctions relief has been criticized by hardliners. "
تصمیمِ رئیس جمهور برایِ کاهشِ استانداردهایِ رفعِ تحریم ها، موردِ انتقادِ تندروها قرار گرفته است.
• "By lowering the bar, the government has allowed more companies to qualify for subsidies. "
دولت با پایین آوردنِ سطحِ انتظارات، به شرکت هایِ بیشتری اجازه داده است که واجدِ شرایطِ دریافتِ یارانه شوند.

متضاد آن raise the bar : بالا بردن استاندارد و توقع
Lowering the bar for university admission
helped many more students pursue higher education.
( پایین آوردن شرط ورود به دانشگاه، به تعداد بسیار بیشتری از دانش آموزان امکان داد تا به تحصیلات عالی بپردازند. )
...
[مشاهده متن کامل]

The company lowered the bar for the job position by removing the requirement for previous experience.
( شرکت با حذف شرط سابقه کار، شرایط استخدام برای آن موقعیت شغلی را آسان تر کرد. )
Some believe that lowering the bar for passing grades will decrease the overall quality of education.
( بعضی ها معتقدند که پایین آوردن نمره قبولی، کیفیت کلی آموزش را کاهش خواهد داد. )