🔸 مثال ها:
• "He finally got a date with his long - time crush. "
او بالاخره با کسی که مدت ها به او علاقه داشت، یک قرار گذاشت.
• "She's too nervous to ask him to get a date. "
او برایِ اینکه از او یک قرار بخواهد، زیادی عصبی است.
... [مشاهده متن کامل]
• "They got a date for Friday night. "
آنها برایِ شبِ جمعه یک قرار گذاشتند.
او بالاخره با کسی که مدت ها به او علاقه داشت، یک قرار گذاشت.
او برایِ اینکه از او یک قرار بخواهد، زیادی عصبی است.
... [مشاهده متن کامل]
آنها برایِ شبِ جمعه یک قرار گذاشتند.
قرار ملاقاتی ترتیب دادن
مترادف با
To make a date
مترادف با