intraparty


(در داخل حزب و میان بخش ها یا جناح های آن) درون حزبی

جمله های نمونه

1. intraparty disagreement
اختلافات درون حزبی

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "The prime minister is facing significant intraparty opposition to his new policy. "
نخست وزیر با مخالفتِ قابل توجهی درون حزبی با سیاستِ جدیدِ خود روبرو است.
• "Intraparty elections are often more competitive than general elections. "
...
[مشاهده متن کامل]

انتخاباتِ درون حزبی اغلب رقابتی تر از انتخاباتِ عمومی هستند.
• "The party is divided by deep intraparty rifts over the leadership. "
این حزب به دلیلِ شکاف هایِ عمیقِ درون حزبی بر سرِ رهبری، دچارِ تفرقه شده است.

درون حزبی