blanket policy

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سیاستِ همگانی / سیاستِ فراگیر
• ( در مدیریت و سیاست ) قاعده ای که بدونِ استثنا و برایِ همه یِ موارد به طورِ یکسان اعمال می شود
• ( در معنایِ مجازی ) رویکردی که جزئیاتِ هر مورد را نادیده می گیرد
...
[مشاهده متن کامل]

• تفاوت آن با "case - by - case" در این است که "blanket policy" به اقدامی اشاره دارد که بدونِ در نظر گرفتنِ تفاوت ها، برایِ همه اعمال می شود.
🔸 مثال ها:
• "The administration's blanket policy on sanctions has been criticized for ignoring the specific circumstances of each country. "
سیاستِ همگانیِ دولت در موردِ تحریم ها به خاطرِ نادیده گرفتنِ شرایطِ خاصِ هر کشور موردِ انتقاد قرار گرفته است.
• "A blanket policy on immigration does not consider the humanitarian needs of refugees. "
یک سیاستِ فراگیر در موردِ مهاجرت، نیازهایِ بشردوستانه یِ پناهندگان را در نظر نمی گیرد.
• "Instead of a blanket policy, the committee decided to review each application individually. "
کمیته به جایِ یک سیاستِ همگانی، تصمیم گرفت هر درخواست را به طورِ جداگانه بررسی کند.

[اقتصاد] بیمه نامه ی عمومی؛ بیمه نامه ی عام