🔸 معادل فارسی:
• به چیزی بالغ شدن / تبدیل شدن به
• رشد کردن و رسیدن به مرحله پختگی
• به مرور به . . . تبدیل شدن
• پخته شدن و شکل گرفتن به
🔸 مثال ها:
• "The young singer has matured into a world - class performer. "
... [مشاهده متن کامل]
( خواننده جوان به یک هنرمند جهانی بالغ شده است. )
• "The startup matured into a major tech company within a decade. "
( استارت آپ ظرف یک دهه به یک شرکت بزرگ فناوری تبدیل شد. )
• "Her initial idea matured into a successful business plan. "
( ایده اولیه او به یک برنامه کسب وکار موفق بالغ شد. )
• "Many great leaders mature into their roles over time. "
( بسیاری از رهبران بزرگ با گذشت زمان در نقش خود پخته می شوند. )
• به چیزی بالغ شدن / تبدیل شدن به
• رشد کردن و رسیدن به مرحله پختگی
• به مرور به . . . تبدیل شدن
• پخته شدن و شکل گرفتن به
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
( خواننده جوان به یک هنرمند جهانی بالغ شده است. )
( استارت آپ ظرف یک دهه به یک شرکت بزرگ فناوری تبدیل شد. )
( ایده اولیه او به یک برنامه کسب وکار موفق بالغ شد. )
( بسیاری از رهبران بزرگ با گذشت زمان در نقش خود پخته می شوند. )
رسیدن به ( از لحاظ بررسی و نتیجه گیری )
مثال: We may one day mature into the view = ما شاید روزی به این نتیجه برسیم
مثال: We may one day mature into the view = ما شاید روزی به این نتیجه برسیم