پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٩٣٣)

بازدید
٢٧,٣٥٦
تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • سرِ پمپ بنزین / جایگاهِ سوخت • ( در معنایِ مجازی ) قیمتِ نهاییِ سوخت برایِ مصرف کننده • ( در اخبارِ اقتصادی ) قیمتی که مصرف کننده ه ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( انتخابات یا مسابقه را ) دستکاری کردن / تقلب کردن در • ( در معنایِ مجازی ) نتیجه را از پیش تعیین کردن • ( با بارِ منفی ) به طورِ غ ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

انرژی های تجدیدپذیر؛ انرژی هایی که از منابع طبیعیِ دائماً تجدیدشونده می آیند، مثل خورشید، باد، آب، زمین گرمایی و زیست توده. معنی دقیق این واژه معمول ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The war has exposed the yawning gap between the military capabilities of the two sides. " جنگ، شکافِ عظیم بینِ توانایی هایِ نظامیِ دو ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • بسیار بزرگ / عمیق و گسترده ( در موردِ شکاف یا تفاوت ) • ( در معنایِ مجازی ) به طرزِ چشم گیری وسیع و غیرقابلِ چشم پوشی • ( در توصیف ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • پیامد / نتیجه / در ادامه یِ یک فرایند • ( در معنایِ مجازی ) چیزی که پس از یک رویدادِ اصلی رخ می دهد • ( در تحلیلِ علت ومعلولی ) معل ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ری - سیپ - رُ - کَل 🔸 مثال ها: • "The U. S. imposed reciprocal tariffs on countries that tax American goods. " ایالات متحده تعرفه های متقابل بر کشور ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١٢

🔸 معادل فارسی: • اعلام کردن / رونمایی کردن ( از یک سیاست یا اقدام جدید ) • ( در معنایِ رسمی ) به طورِ عمومی معرفی کردن • ( در موردِ یک تصمیم یا برن ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١٠

صفت 🔸 معادل فارسی: • در آستانه / آماده • ( در موردِ یک اقدام قریب الوقوع ) کاملاً آماده و مهیا • در موقعیتی که هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد • این کل ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٣

( تعرفه ی متقابل ) یک ابزار سیاست تجاری است که در آن، یک کشور برای واردات کالا از کشوری دیگر، نرخ های تعرفه ای اعمال می کند که معادل یا در پاسخ به تع ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

یک اقدام تجاریِ پرشتاب و تهاجمی است که در آن، یک کشور با هدفِ اعمالِ فشارِ اقتصادی، تغییرِ رفتارِ تجاریِ طرفِ مقابل، یا حمایت از صنایعِ داخلی خود، به ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "He later admitted to falling for her chick tricks and regretted it. " او بعداً اعتراف کرد که فریبِ حقه هایِ زنانه یِ او را خورده و پشی ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به گلوومرولواسکلروز یا دارای اسکلروزِ گلومرولی. این واژه بیشتر یک صفتِ پزشکی است و برای توصیفِ بافت یا ضایعه ای به کار می رود که در آن گلومرول ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

گلاسیت مولر یا التهابِ سطحیِ زبان با لکه های قرمز نامنظم و سوزش؛ این اصطلاح به نوعی التهاب زبان اشاره دارد که در آن زبان ممکن است قرمز، دردناک و نسبت ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

تورم و بیرون زدگی زبان از دهان؛ گاهی هم به آن protrusion of the tongue یا �پیش آمدگی زبان� می گویند. این واژه در متون پزشکی قدیمی تر دیده می شود و مع ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٢

• تفاوت آن با "mismanagement" در این است که "mismanagement" به مدیریتِ نادرستِ یک سازمان یا شرکت اشاره دارد، در حالی که "misrule" به حکومتِ نادرستِ ی ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • پولِ خود را پس گرفتن / استرداد وجه گرفتن • ( در موردِ کالا یا خدمات ) وجهِ پرداختی را بازپس ستاندن • ( در معنایِ رسمی ) درخواستِ با ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی است که بسته به حوزه ی موردنظر، دو معنیِ اصلی و کاملاً متفاوت دارد. این دو معنی عبارتند از: 1. در کسب وکار و اقتصاد: مدلی که در آن، یک برند یا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

Glossophytia یعنی بیماری/اختلال زبان؛ اصطلاحی پزشکی برای حالتی که سطح پشتی زبان تیره، زبر و دارای پرزهای فیلامنتیِ ضخیم شده می شود. این واژه در عمل ب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معنی دقیق: "Frantic pace" به سرعت بسیار بالا، آشفته و پراسترس یک فعالیت، زندگی یا رویداد اشاره دارد. این عبارت معمولاً بار منفی دارد و نشان دهندهٔ ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: دوز روزانه سهم روزانه نیاز روزانه چیزی که هر روز به آن احتیاج دارم خوراک روزانه ( در معنای مجازی ) 🔸Fix در اصل به معنای دوز ماده مخ ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • به همراه داشتن / شامل بودن • ( در معنایِ مجازی ) داشتنِ یک خطر یا پیامدِ خاص • ( در موردِ یک اقدام ) منجر شدن به / در بر داشتن • تف ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

• تفاوت آن با "refuse" در این است که "refuse" یک رد کردنِ ساده است، در حالی که "rebuff" به رد کردنِ قاطع، تند، و همراه با بی احترامی یا تحقیر اشاره د ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: • جستجو / تعقیب • ( در معنایِ نظامی و اطلاعاتی ) به دنبالِ افرادِ خاص گشتن • ( در معنایِ مجازی ) تلاشِ سیستماتیک برایِ یافتنِ کسی یا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( با یک ایده یا سیاست ) بازی کردن / به طورِ جدی به چیزی فکر کردن • ( در معنایِ مجازی ) به طورِ غیرجدی به یک گزینه نگاه کردن • ( با ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • کنار گذاشتن / رها کردن ( یک ایده یا برنامه ) • ( در معنایِ مجازی ) از یک استراتژی دست کشیدن • ( در معنایِ غیررسمی ) کنسل کردن / من ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The president's decision to resume airstrikes dashed the hopes of peace activists. " تصمیمِ رئیس جمهور برایِ ازسرگیریِ حملاتِ هوایی، ا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی : • نقش بر آب شدن / از بین رفتن ( در موردِ امیدها یا انتظارات ) • ( در معنایِ مجازی ) ناامید شدن / برباد رفتن • ( در موردِ یک رویا یا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • چشم اندازِ تیره / آینده یِ ناامیدکننده • ( در موردِ یک وضعیت ) پیش بینیِ بد و ناخوشایند • ( در تحلیلِ سیاسی یا اقتصادی ) چشم اندازی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • هند - اقیانوس آرام ( منطقه ی ژئوپلیتیکی ) • منطقه ی اقیانوس های هند و آرام • ( در سیاست خارجی ) حوزه ی استراتژیک شامل اقیانوس هند، ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١١

دیگو گارسیا ( Diego Garcia ) بزرگ ترین جزیره از مجمع الجزایر چاگوس ( Chagos ) در اقیانوس هند است که به دلیل موقعیت استراتژیک خود، به یک پایگاه نظامی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١٢

دیمونا ( Dimona ) در واقع نام یک شهر در جنوب اسرائیل است، اما در گفتمان سیاسی و نظامی، این نام تقریباً به طور کامل با مرکز تحقیقات هسته ای نگو ( Nege ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٩

🔸 معادل فارسی: • یادآوری / هشدار • ( در موردِ یک رویداد ) چیزی که یک واقعیتِ مهم را دوباره به ذهن می آورد • ( در معنایِ خبری ) نشانه ای که یک خطر یا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٩

🔸 معادل فارسی: • ( در فنون رزمی و پلیسی ) قفل گردن / مهار تنفسی • ( در معنای مجازی ) تسلط کامل / کنترل شدید • ( در اقتصادی یا سیاسی ) انحصار کامل / ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • شکافِ سبک و کاریزما • تفاوتِ آشکار در جذابیتِ ظاهری، اعتمادبه نفس، یا سبکِ شخصی ( بین دو نفر ) • ( در روابط عاشقانه یا دوستانه ) ن ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • با این باورِ راسخ / بر اساسِ این اعتقادِ محکم • با این اطمینان / از رویِ این یقین • ( در موردِ یک موضع گیری ) مبتنی بر یک باورِ عمی ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • برتر / مسلط ( بر سایر اهداف ) • اولویت دار / تعیین کننده • ( در موردِ یک هدف یا علت ) که بر تمامِ ملاحظاتِ دیگر غلبه دارد 🔸 مثال ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • اِعمال فشار اقتصادی • ( در روابط بین الملل ) استفاده از ابزارهای اقتصادی ( تحریم، تعرفه، محدودیت تجاری ) برای وادار کردنِ یک کشور ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی چرخش به آسیا یا دقیق تر بازتنظیمِ راهبردیِ سیاست خارجی به سوی آسیا. این اصطلاح به سیاستی اشاره دارد که در آن یک قدرت، اولویت های دیپلماتیک، نظام ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی تومورِ سلول غول آسا، و معمولاً منظور از آن تومور سلول غول آسای استخوان است؛ توده ای نادر که اغلب نزدیک مفصل و در انتهای استخوان های بلند، به ویژ ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی تومورِ سلول غول آسای استخوان؛ واژه ای قدیمی تر برای giant cell tumor of bone است. این تومور معمولاً در انتهای استخوان های بلند، به ویژه اطراف زا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

Giardia lamblia نام یک انگل تک سلولی روده ای است که باعث بیماری ژیاردیازیس می شود. این انگل معمولاً از راه آب یا غذای آلوده، یا تماس مدفوعی - دهانی م ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

Slanted eyes یعنی چشم های کشیده/مورب یا چشم هایی که گوشه شان مایل به بالا یا پایین است، اما این عبارت در انگلیسی می تواند بارِ توهین آمیز و نژادپرستا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

Gerontoxon واژه ای پزشکی است و به حلقه خاکستری یا سفیدرنگ در حاشیه قرنیه چشم گفته می شود؛ همان چیزی که در فارسی معمولاً �آرکوس سنیلیس� یا �آرک سِنِیل ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • چشمان سیرن ( افسون گر ) • آرایش چشم اغواکننده • نگاه جذاب و مرموز • چشم های وسوسه انگیز 🔸 مثال ها: • "Her siren eyes makeup went ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی دوزیستِ دوطرف متقارن یا دقیق تر، جانوری با تقارن دوطرفی. در زیست شناسی به جانورانی گفته می شود که بدنشان یک سمت چپ و یک سمت راستِ تقریباً آینه ا ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • این همان است که ( در نتیجه یِ یک فرایند یا تحول به وجود آمده ) • پس از آن، این وضعیت به وجود آمده است • بنابراین، این نتیجه یِ نها ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • آن طور که در ابتدا تصور می شد • بر اساسِ تصوراتِ اولیه • در مقایسه با آنچه قبلاً گمان می رفت 🔸 مثال ها: • "The war in Ukraine has ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

با سلام و ادب. فکر کنم املاء درست آن؛ Originally thought باشد.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( فعل ) ( در حقوق ) تخفیف دادن / تبدیل کردن ( مجازات ) مثال: "The governor commuted his death sentence to life in prison. " فرمان ...