پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٩,٩٣٣)
🔸 معادل فارسی: • سرِ پمپ بنزین / جایگاهِ سوخت • ( در معنایِ مجازی ) قیمتِ نهاییِ سوخت برایِ مصرف کننده • ( در اخبارِ اقتصادی ) قیمتی که مصرف کننده ه ...
🔸 معادل فارسی: • ( انتخابات یا مسابقه را ) دستکاری کردن / تقلب کردن در • ( در معنایِ مجازی ) نتیجه را از پیش تعیین کردن • ( با بارِ منفی ) به طورِ غ ...
انرژی های تجدیدپذیر؛ انرژی هایی که از منابع طبیعیِ دائماً تجدیدشونده می آیند، مثل خورشید، باد، آب، زمین گرمایی و زیست توده. معنی دقیق این واژه معمول ...
🔸 مثال ها: • "The war has exposed the yawning gap between the military capabilities of the two sides. " جنگ، شکافِ عظیم بینِ توانایی هایِ نظامیِ دو ...
🔸 معادل فارسی: • بسیار بزرگ / عمیق و گسترده ( در موردِ شکاف یا تفاوت ) • ( در معنایِ مجازی ) به طرزِ چشم گیری وسیع و غیرقابلِ چشم پوشی • ( در توصیف ...
🔸 معادل فارسی: • پیامد / نتیجه / در ادامه یِ یک فرایند • ( در معنایِ مجازی ) چیزی که پس از یک رویدادِ اصلی رخ می دهد • ( در تحلیلِ علت ومعلولی ) معل ...
ری - سیپ - رُ - کَل 🔸 مثال ها: • "The U. S. imposed reciprocal tariffs on countries that tax American goods. " ایالات متحده تعرفه های متقابل بر کشور ...
🔸 معادل فارسی: • اعلام کردن / رونمایی کردن ( از یک سیاست یا اقدام جدید ) • ( در معنایِ رسمی ) به طورِ عمومی معرفی کردن • ( در موردِ یک تصمیم یا برن ...
صفت 🔸 معادل فارسی: • در آستانه / آماده • ( در موردِ یک اقدام قریب الوقوع ) کاملاً آماده و مهیا • در موقعیتی که هر لحظه ممکن است اتفاق بیفتد • این کل ...
( تعرفه ی متقابل ) یک ابزار سیاست تجاری است که در آن، یک کشور برای واردات کالا از کشوری دیگر، نرخ های تعرفه ای اعمال می کند که معادل یا در پاسخ به تع ...
یک اقدام تجاریِ پرشتاب و تهاجمی است که در آن، یک کشور با هدفِ اعمالِ فشارِ اقتصادی، تغییرِ رفتارِ تجاریِ طرفِ مقابل، یا حمایت از صنایعِ داخلی خود، به ...
🔸 مثال ها: • "He later admitted to falling for her chick tricks and regretted it. " او بعداً اعتراف کرد که فریبِ حقه هایِ زنانه یِ او را خورده و پشی ...
مربوط به گلوومرولواسکلروز یا دارای اسکلروزِ گلومرولی. این واژه بیشتر یک صفتِ پزشکی است و برای توصیفِ بافت یا ضایعه ای به کار می رود که در آن گلومرول ...
گلاسیت مولر یا التهابِ سطحیِ زبان با لکه های قرمز نامنظم و سوزش؛ این اصطلاح به نوعی التهاب زبان اشاره دارد که در آن زبان ممکن است قرمز، دردناک و نسبت ...
تورم و بیرون زدگی زبان از دهان؛ گاهی هم به آن protrusion of the tongue یا �پیش آمدگی زبان� می گویند. این واژه در متون پزشکی قدیمی تر دیده می شود و مع ...
• تفاوت آن با "mismanagement" در این است که "mismanagement" به مدیریتِ نادرستِ یک سازمان یا شرکت اشاره دارد، در حالی که "misrule" به حکومتِ نادرستِ ی ...
🔸 معادل فارسی: • پولِ خود را پس گرفتن / استرداد وجه گرفتن • ( در موردِ کالا یا خدمات ) وجهِ پرداختی را بازپس ستاندن • ( در معنایِ رسمی ) درخواستِ با ...
اصطلاحی است که بسته به حوزه ی موردنظر، دو معنیِ اصلی و کاملاً متفاوت دارد. این دو معنی عبارتند از: 1. در کسب وکار و اقتصاد: مدلی که در آن، یک برند یا ...
Glossophytia یعنی بیماری/اختلال زبان؛ اصطلاحی پزشکی برای حالتی که سطح پشتی زبان تیره، زبر و دارای پرزهای فیلامنتیِ ضخیم شده می شود. این واژه در عمل ب ...
🔸 معنی دقیق: "Frantic pace" به سرعت بسیار بالا، آشفته و پراسترس یک فعالیت، زندگی یا رویداد اشاره دارد. این عبارت معمولاً بار منفی دارد و نشان دهندهٔ ...
🔸 معادل فارسی: دوز روزانه سهم روزانه نیاز روزانه چیزی که هر روز به آن احتیاج دارم خوراک روزانه ( در معنای مجازی ) 🔸Fix در اصل به معنای دوز ماده مخ ...
🔸 معادل فارسی: • به همراه داشتن / شامل بودن • ( در معنایِ مجازی ) داشتنِ یک خطر یا پیامدِ خاص • ( در موردِ یک اقدام ) منجر شدن به / در بر داشتن • تف ...
• تفاوت آن با "refuse" در این است که "refuse" یک رد کردنِ ساده است، در حالی که "rebuff" به رد کردنِ قاطع، تند، و همراه با بی احترامی یا تحقیر اشاره د ...
🔸 معادل فارسی: • جستجو / تعقیب • ( در معنایِ نظامی و اطلاعاتی ) به دنبالِ افرادِ خاص گشتن • ( در معنایِ مجازی ) تلاشِ سیستماتیک برایِ یافتنِ کسی یا ...
🔸 معادل فارسی: • ( با یک ایده یا سیاست ) بازی کردن / به طورِ جدی به چیزی فکر کردن • ( در معنایِ مجازی ) به طورِ غیرجدی به یک گزینه نگاه کردن • ( با ...
🔸 معادل فارسی: • کنار گذاشتن / رها کردن ( یک ایده یا برنامه ) • ( در معنایِ مجازی ) از یک استراتژی دست کشیدن • ( در معنایِ غیررسمی ) کنسل کردن / من ...
🔸 مثال ها: • "The president's decision to resume airstrikes dashed the hopes of peace activists. " تصمیمِ رئیس جمهور برایِ ازسرگیریِ حملاتِ هوایی، ا ...
🔸 معادل فارسی : • نقش بر آب شدن / از بین رفتن ( در موردِ امیدها یا انتظارات ) • ( در معنایِ مجازی ) ناامید شدن / برباد رفتن • ( در موردِ یک رویا یا ...
🔸 معادل فارسی: • چشم اندازِ تیره / آینده یِ ناامیدکننده • ( در موردِ یک وضعیت ) پیش بینیِ بد و ناخوشایند • ( در تحلیلِ سیاسی یا اقتصادی ) چشم اندازی ...
🔸 معادل فارسی: • هند - اقیانوس آرام ( منطقه ی ژئوپلیتیکی ) • منطقه ی اقیانوس های هند و آرام • ( در سیاست خارجی ) حوزه ی استراتژیک شامل اقیانوس هند، ...
دیگو گارسیا ( Diego Garcia ) بزرگ ترین جزیره از مجمع الجزایر چاگوس ( Chagos ) در اقیانوس هند است که به دلیل موقعیت استراتژیک خود، به یک پایگاه نظامی ...
دیمونا ( Dimona ) در واقع نام یک شهر در جنوب اسرائیل است، اما در گفتمان سیاسی و نظامی، این نام تقریباً به طور کامل با مرکز تحقیقات هسته ای نگو ( Nege ...
🔸 معادل فارسی: • یادآوری / هشدار • ( در موردِ یک رویداد ) چیزی که یک واقعیتِ مهم را دوباره به ذهن می آورد • ( در معنایِ خبری ) نشانه ای که یک خطر یا ...
🔸 معادل فارسی: • ( در فنون رزمی و پلیسی ) قفل گردن / مهار تنفسی • ( در معنای مجازی ) تسلط کامل / کنترل شدید • ( در اقتصادی یا سیاسی ) انحصار کامل / ...
🔸 معادل فارسی: • شکافِ سبک و کاریزما • تفاوتِ آشکار در جذابیتِ ظاهری، اعتمادبه نفس، یا سبکِ شخصی ( بین دو نفر ) • ( در روابط عاشقانه یا دوستانه ) ن ...
🔸 معادل فارسی: • با این باورِ راسخ / بر اساسِ این اعتقادِ محکم • با این اطمینان / از رویِ این یقین • ( در موردِ یک موضع گیری ) مبتنی بر یک باورِ عمی ...
🔸 معادل فارسی: • برتر / مسلط ( بر سایر اهداف ) • اولویت دار / تعیین کننده • ( در موردِ یک هدف یا علت ) که بر تمامِ ملاحظاتِ دیگر غلبه دارد 🔸 مثال ...
🔸 معادل فارسی: • اِعمال فشار اقتصادی • ( در روابط بین الملل ) استفاده از ابزارهای اقتصادی ( تحریم، تعرفه، محدودیت تجاری ) برای وادار کردنِ یک کشور ...
یعنی چرخش به آسیا یا دقیق تر بازتنظیمِ راهبردیِ سیاست خارجی به سوی آسیا. این اصطلاح به سیاستی اشاره دارد که در آن یک قدرت، اولویت های دیپلماتیک، نظام ...
یعنی تومورِ سلول غول آسا، و معمولاً منظور از آن تومور سلول غول آسای استخوان است؛ توده ای نادر که اغلب نزدیک مفصل و در انتهای استخوان های بلند، به ویژ ...
یعنی تومورِ سلول غول آسای استخوان؛ واژه ای قدیمی تر برای giant cell tumor of bone است. این تومور معمولاً در انتهای استخوان های بلند، به ویژه اطراف زا ...
Giardia lamblia نام یک انگل تک سلولی روده ای است که باعث بیماری ژیاردیازیس می شود. این انگل معمولاً از راه آب یا غذای آلوده، یا تماس مدفوعی - دهانی م ...
Slanted eyes یعنی چشم های کشیده/مورب یا چشم هایی که گوشه شان مایل به بالا یا پایین است، اما این عبارت در انگلیسی می تواند بارِ توهین آمیز و نژادپرستا ...
Gerontoxon واژه ای پزشکی است و به حلقه خاکستری یا سفیدرنگ در حاشیه قرنیه چشم گفته می شود؛ همان چیزی که در فارسی معمولاً �آرکوس سنیلیس� یا �آرک سِنِیل ...
🔸 معادل فارسی: • چشمان سیرن ( افسون گر ) • آرایش چشم اغواکننده • نگاه جذاب و مرموز • چشم های وسوسه انگیز 🔸 مثال ها: • "Her siren eyes makeup went ...
یعنی دوزیستِ دوطرف متقارن یا دقیق تر، جانوری با تقارن دوطرفی. در زیست شناسی به جانورانی گفته می شود که بدنشان یک سمت چپ و یک سمت راستِ تقریباً آینه ا ...
🔸 معادل فارسی: • این همان است که ( در نتیجه یِ یک فرایند یا تحول به وجود آمده ) • پس از آن، این وضعیت به وجود آمده است • بنابراین، این نتیجه یِ نها ...
🔸 معادل فارسی: • آن طور که در ابتدا تصور می شد • بر اساسِ تصوراتِ اولیه • در مقایسه با آنچه قبلاً گمان می رفت 🔸 مثال ها: • "The war in Ukraine has ...
با سلام و ادب. فکر کنم املاء درست آن؛ Originally thought باشد.
🔸 معادل فارسی: • ( فعل ) ( در حقوق ) تخفیف دادن / تبدیل کردن ( مجازات ) مثال: "The governor commuted his death sentence to life in prison. " فرمان ...