bleak prospect

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• چشم اندازِ تیره / آینده یِ ناامیدکننده
• ( در موردِ یک وضعیت ) پیش بینیِ بد و ناخوشایند
• ( در تحلیلِ سیاسی یا اقتصادی ) چشم اندازی که نویدِ بهبودی نمی دهد
🔸 مثال ها:
• "The collapse of the ceasefire has created a bleak prospect for peace in the region. "
...
[مشاهده متن کامل]

فروپاشیِ آتش بس، یک چشم اندازِ تیره برایِ صلح در منطقه ایجاد کرده است.
• "The economic forecasts paint a bleak prospect for global trade this year. "
پیش بینی هایِ اقتصادی، یک آینده یِ ناامیدکننده را برایِ تجارتِ جهانی در سالِ جاری ترسیم می کنند.
• "For the civilians caught in the conflict, the prospects are bleak. "
برایِ غیرنظامیانی که در گیرودارِ درگیری گرفتار شده اند، چشم اندازها تیره است.