🔸 معادل فارسی:
• با این باورِ راسخ / بر اساسِ این اعتقادِ محکم
• با این اطمینان / از رویِ این یقین
• ( در موردِ یک موضع گیری ) مبتنی بر یک باورِ عمیق و غیرقابل تغییر
🔸 مثال ها:
• "The administration is acting under the conviction that sanctions alone will force Iran to negotiate. "
... [مشاهده متن کامل]
دولت با این باورِ راسخ عمل می کند که تحریم ها به تنهایی ایران را مجبور به مذاکره خواهند کرد.
• "The U. S. operates under the conviction that freedom of navigation is a fundamental right. "
آمریکا با این اعتقادِ محکم عمل می کند که آزادیِ کشتیرانی یک حقِ اساسی است.
• "The military commanders are acting under the conviction that a show of force is the only way to deter Iran. "
فرماندهانِ نظامی با این باورِ راسخ عمل می کنند که نمایشِ قدرت، تنها راهِ بازدارندگیِ ایران است.
• با این باورِ راسخ / بر اساسِ این اعتقادِ محکم
• با این اطمینان / از رویِ این یقین
• ( در موردِ یک موضع گیری ) مبتنی بر یک باورِ عمیق و غیرقابل تغییر
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دولت با این باورِ راسخ عمل می کند که تحریم ها به تنهایی ایران را مجبور به مذاکره خواهند کرد.
آمریکا با این اعتقادِ محکم عمل می کند که آزادیِ کشتیرانی یک حقِ اساسی است.
فرماندهانِ نظامی با این باورِ راسخ عمل می کنند که نمایشِ قدرت، تنها راهِ بازدارندگیِ ایران است.