daily fix

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
دوز روزانه
سهم روزانه
نیاز روزانه
چیزی که هر روز به آن احتیاج دارم
خوراک روزانه ( در معنای مجازی )
🔸Fix در اصل به معنای دوز ماده مخدر بوده است؛ مانند:
He needed another fix.
...
[مشاهده متن کامل]

او به دوز دیگری از مواد نیاز داشت.
🔸 مثال:
Many people start the morning by checking the headlines to get their daily fix of news.
بسیاری از مردم صبح خود را با مرور تیترهای خبری آغاز می کنند تا خوراک روزانه اخبار خود را دریافت کنند.
For millions of fans, football highlights are their daily fix during tournament season.
برای میلیون ها هوادار، خلاصه بازی های فوتبال در فصل مسابقات سهم روزانه هیجان آنهاست.
My daily fix is a strong cup of coffee before I begin work.
نیاز روزانه من، یک فنجان قهوه غلیظ پیش از شروع کار است.

احتراما، این عبارت فقط برای شخص نیست، هر چیزی که عادت شدید بهش دارید
مثلا کسی که بدون چایی نمیتونه روزش رو شروع کنه، میتونه بگه چایی براش daily fix هست
به شخصی اطلاق می شود که از شدت وابستگی به او هر روز نیاز داریم با او صحبت کنیم وگرنه روزمان شب نمی شود!
David, have u spoken to Atari today? Ofcourse, She's my Daily fix. Cannot do without her
برگرفته از سایت urban dictionary