[ترجمه گوگل]نعناع را اضافه کنید و اجازه دهید طعم ها با هم مخلوط شوند [ترجمه ترگمان]نعناع را اضافه کنید و به طعم ها اجازه دهید که با هم مخلوط شوند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The bills were fresh from the mint.
[ترجمه رایان سلیمانی] اسکناس ها تازه از ضرابخانه بود.
|
[ترجمه گوگل]اسکناس ها تازه از ضرابخانه بود [ترجمه ترگمان]اسکناس ها از نعناع تازه بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. I tried sucking a mint to stop myself coughing.
[ترجمه گوگل]سعی کردم نعناع بمکم تا سرفه نکنم [ترجمه ترگمان]سعی کردم از سرفه کردن جلوگیری کنم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. They must be worth a mint.
[ترجمه گوگل]آنها باید ارزش یک نعناع را داشته باشند [ترجمه ترگمان]باید ارزش قرص نعناع را داشته باشند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Combine the beans, chopped mint and olive oil in a large bowl.
[ترجمه گوگل]لوبیاها، نعناع خرد شده و روغن زیتون را در یک کاسه بزرگ با هم ترکیب کنید [ترجمه ترگمان]لوبیا، نعناع خرد شده و روغن زیتون را در یک کاسه بزرگ ترکیب کنید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. They learned to mint from the Greeks.
[ترجمه مریم رضازاده] آنان ضرب سکه را از یونانی ها آموختند
|
[ترجمه گوگل]آنها ضرابخانه را از یونانیان آموختند [ترجمه ترگمان]یاد گرفتند که از یونانی ها ضرابخانه بیرون بیایند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. The Romans learned to mint from the Greeks.
[ترجمه گوگل]رومی ها ضراب زدن را از یونانیان آموختند [ترجمه ترگمان]رومیان از یونانیان نعناع یاد گرفتند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
16. The Royal Mint will strike a commemorative gold coin.
[ترجمه گوگل]ضرابخانه سلطنتی یک سکه طلای یادبود ضرب خواهد کرد [ترجمه ترگمان]ضرابخانه سلطنتی به یک سکه طلا ضرب خواهد زد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
17. Everybody thinks I'm making a mint.
[ترجمه گوگل]همه فکر می کنند من دارم ضرابخانه درست می کنم [ترجمه ترگمان]همه فکر می کنند که من یک قرص نعناع درست می کنم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
18. Mint is a mild antiseptic.
[ترجمه گوگل]نعنا یک ضد عفونی کننده ملایم است [ترجمه ترگمان]نعناع یک ضد عفونی کننده آرام است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
ضرابخانه (اسم)
bank, mint
نعناع (اسم)
mint, spearmint
ضرب سکه (اسم)
mint, mintage
شیرینی معطر با نعناع (اسم)
mint
ضرب کردن (فعل)
mint, multiply
سکه زدن (فعل)
stamp, mint, coin
اختراع کردن (فعل)
devise, mint, compass, invent, concoct
جعل کردن (فعل)
forge, feign, counterfeit, make up, mint, manufacture, invent, concoct, dream up
انگلیسی به انگلیسی
• plant of the genus mentha (genus of fragrant herbs including peppermint, spearmint, and horsemint, etc.); hard or soft mint-flavored candy; factory where money is produced; gold mine (slang) make coins, print money; create new words; invent new, brand-new, fresh, unused mint is a type of herb used in cooking. a mint is a sweet with a peppermint flavour. the place where a country's official coins are made is called its mint. when coins or medals are minted, they are made in a mint. if something is in mint condition, it is in very good condition, as if it was new.
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: • ضرب کردن ( سکه ) • ( در موردِ پول یا سکه ) تولید کردن • ( در معنایِ مجازی ) ابداع کردن / خلق کردن 🔸 مثال ها: • "The U. S. Mint will mint millions of commemorative coins for the nation's 250th anniversary. " ... [مشاهده متن کامل]
ضرابخانه ی آمریکا میلیون ها سکه ی یادبود برایِ ۲۵۰ سالگیِ این کشور ضرب خواهد کرد. • "The Treasury Department announced plans to mint a new gold coin featuring a portrait of the president. " وزارتِ خزانه داری برنامه هایِ خود را برایِ ضربِ یک سکه ی طلایِ جدید با نقشِ رئیس جمهور اعلام کرد. • "The decision to mint coins with a living president's image has sparked controversy. " تصمیم برایِ ضربِ سکه هایی با تصویرِ یک رئیس جمهورِ زنده، جنجال آفرین شده است.
📌 تفاوت و نکات مهم: **mint** چند معنی رایج دارد: 1. **نعناع** ( رایج ترین معنی ) * **mint tea** = چای نعناع 2. **آبنبات یا آدامس نعنایی** * **Would you like a mint?** = یک آبنبات نعنایی می خواهی؟ 3. **ضرابخانه** ( محل تولید سکه ) * **The coins were produced at the national mint. ** = سکه ها در ضرابخانهٔ ملی تولید شدند. 4. **نو و بی نقص** ( در محاوره ) * **The car is in mint condition. ** = ماشین در وضعیت کاملاً نو و عالی است. 📌 در متن های مربوط به غذا و نوشیدنی، **mint** تقریباً همیشه به گیاه نعناع یا طعم نعناع اشاره دارد. 🔹 نوع کلمه ( Part of Speech ) : Noun ( اسم ) / Adjective ( صفت در ترکیب هایی مانند *mint condition* ) 🔹 مثال: **Fresh mint is often added to salads and drinks. ** = نعناع تازه اغلب به سالادها و نوشیدنی ها اضافه می شود. 🌿🍵
نعنایی ، سبز روشن ) رنگ (
گران، پرهزینه That restaurant cost a mint, I can't afford it.
سوسنبر = نعنا
Mint /mɪnt/ ( n ) – meaning: a very large amount of money; a fortune. ثروت هنگفت؛ ثروت کلان؛ دارایی سرسام آور؛ پول بسیار زیاد Example 👇 FRANK: Well, it's a small world. Took he address—she's living up in Boston now. Susie Louise from Saratoga Springs. Our playwright's aunt, no less! —he brought her around last night haven't seen her in eighteen years. ... [مشاهده متن کامل]
GERGIE: Attractive? FRANK: Widowed and sitting on a mint. * The Country Girl - a play by Clifford Odets ( p. 33, printed paperback ) فرانک: خب، دنیای کوچکی است. آدرسش را داشته باش - اون الان در بوستون زندگی می کنه. سوزی لوئیز اهل ساراتوگا اسپرینگز. عمه نمایشنامه نویس ما، نه چیزی کمتر! - دیشب اونو آورد اینجا، هجده سال است که ندیدمش. جرجی: جذابه؟ فرانک: یک بیوه که روی گنج نشسته ( ثروت هنگفت داره؛ خر پوله؛ مایه داره ) . * گفتگوی انتخابی: از نمایشنامه # دختر روستایی، # اثر کلیفورد اودیتس ( ص ۳۳، نسخه چاپی ) * برای توضیح بیشتر در مورد استفاده این لغت در یک اصطلاح کاربردی به لینکی که در زیر ( قسمت لینک منابع ) داده شده است رجوع بفرمایید.
🔸 تعریف ها: 1 - ( اسم – کارخانه سکه سازی ) : مکانی که در آن سکه های فلزی تولید و ضرب می شوند. مثلاً: The Royal Mint ( سکه سازی سلطنتی در بریتانیا ) . 2 - ( اسم – گیاه ) : گیاهی معطر و خوراکی به نام نعناع که در آشپزی و داروسازی کاربرد دارد. ... [مشاهده متن کامل]
3 - ( فعل ) : عمل تولید یا ضرب سکه های پولی یا ساختن پول، به ویژه به صورت رسمی توسط دولت یا سازمان های مجاز. 4 - ( اصطلاحی – عامیانه ) : به معنای ساختن پول زیاد یا کسب درآمد زیاد به صورت غیررسمی یا کنایی هم به کار می رود. 🔹 مثال ها: The coins were produced at the mint in London. سکه ها در کارخانه سکه سازی لندن تولید شدند. She added fresh mint leaves to the tea. او برگ های تازه نعناع را به چای اضافه کرد. The government minted new coins last year. دولت سال گذشته سکه های جدید ضرب کرد. He’s minting money with his online store. او با فروشگاه آنلاینش پول زیادی درمی آورد. 🔹 مترادف ها: ( برای کارخانه سکه سازی ) coin factory – coinage plant ( برای گیاه ) spearmint – peppermint ( برای فعل ) coin – produce money
1. نعنا 2. آب نبات نعنایی / 1. ضراب خانه 2. ( پول ) یک عالمه. یک خروار 3. تمیز. نو. دست نخورده 2. ضرب کردن. ( سکه ) زدن 5. از خود درآوردن. ساختن مثال: New، lightweight coins will be minted containing less nickel and copper. ... [مشاهده متن کامل]
سکه های جدید سبک که ضرب خواهند شد نیکل و مس کمتری را در خود خواهند داشت.
تمبر باطله نشده ( در مجموعه داری )
mint 3 ( n ) =a place where money is made, e. g. the United States Mint ( where American coins are made ) . The coins were fresh from the mint.
mint 2 ( n ) =a candy flavored with a type of mint called peppermint, e. g. after - dinner mints.
mint 1 ( n ) ( mɪnt ) =a plant with dark green leaves that have a fresh smell and taste, used to flavor or decorate food and drinks
فکر میکنم مخفف pepermint باشه به معنی نعنا
به معنی سبز نعنایی
mint = نعنا
اسامی سبزیجات به انگلیسی: asparagus = مارچوبه bell pepper ( American ) / pepper ( British ) / sweet pepper ( both Am & Br ) = فلفل دلمه ای 🫑 chilli ( British ) / chili ( American ) = فلفل تند 🌶 ( که یا قرمز است یا سبز ولی تند است ) ... [مشاهده متن کامل]
cabbage = کلم broccoli = کلم بروکلی 🥦 cauliflower = گل کلم Brussels sprouts = کلم بروکسل، کلم فندقی celery = کرفس lettuce = کاهو 🥬 leek = تره فرنگی chives = تره basil = ریحان dill = شوید cress = شاهی، ترتیزک coriander = گشنیز mushroom = قارچ onion = پیاز 🧅 spring onion ( British ) / scallion ( American ) / green onion ( American ) = پیازچه garlic = سیر 🧄 shallot = نوعی پیاز کوچک pea = نخود فرنگی pumpkin = کدو تنبل 🎃 spinach = اسفناج thyme = آویشن fennel = رازیانه، بادیان parsley = جعفری mint = نعنا green bean ( British ) / French bean ( British ) / runner bean / string bean = لوبیا سبز turnip = شلغم oregano = پونه کوهی sage = مریم گلی radish = تربچه tarragon = ترخون beetroot ( British ) / beet ( American ) = چغندر zucchini ( American ) / courgette ( British ) = کدو سبز okra = بامیه ( نوعی گیاه ) eggplant ( American ) / aubergine ( British ) = بادنجان 🍆 sweet potato = سیب زمینی شیرین yam = سیب زمینی هندی corn on the cob = بلال کامل 🌽 parsnip = هویج وحشی broad bean ( British ) / fava bean ( American ) = باقلا
پول زیاد
[حقوق] ساختن و ایجاد کردن فرض کنید کاری انجام دادید که تبعاتی برای شما داره، حالا یک سری مدارک و اسناد آماده و ایجاد می کنید که از مسئولیتش شانه خالی کنید، به این میگن mint مثال : The newly minted commitment to social responsibility may, follow from excessive profits based ... [مشاهده متن کامل]
تعهد جدید به مسئولیت اجتماعی ممکن است از سود بیش از حد ناشی شود
مینتیدن. در دنیای ان اف تی بسیار کاربرد دارد.
✔️کیک و شیرینی معطر با نعناع 1 ) A delightful no - bake after eight tart with a chocolate biscuit base, mint filling, chocolate ganache topping and after eights! ⭐Mint⭐ heaven . . . I have mentioned a few times now how obsessed I am with ⭐the chocolate and mint combination⭐… and I am not stopping anytime soon. I can only apologise if you don’t like anything mint themed, because you aren’t going to have enjoyed this festive season too much! ... [مشاهده متن کامل]
2 ) What flavour of ice cream is your favourite? My favorite flavor of ice cream is ⭐mint⭐ chocolate chip.
آکبند، نو
نعنا
۱ - تولید کردن، درست کردن make, produce، create ۲ - ضرب کردن سکه To make coin out of metal 3 - نعنا
پولِ قلمبه، ضرابخانه، به وجود آوردن، ایجاد کردن، منصوب کردن، درست کردن، اختراع کردن