be all in on something

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کاملاً متعهد شدن / تمام قد وارد شدن
• همه چیز را گذاشتن روی چیزی
• تمام عیار حمایت کردن
• با تمام وجود پای کار بودن
🔸 مثال ها:
• "The company is all in on artificial intelligence development. "
...
[مشاهده متن کامل]

( شرکت تمام قد روی توسعه هوش مصنوعی سرمایه گذاری کرده است. )
• "He went all in on the new startup and quit his stable job. "
( او همه چیز را روی استارت آپ جدید گذاشت و شغل ثابتش را ترک کرد. )
• "The team is all in on winning the championship this season. "
( تیم با تمام وجود پای بردن قهرمانی این فصل است. )
• "Many investors are all in on renewable energy projects. "
( بسیاری از سرمایه گذاران تمام عیار روی پروژه های انرژی تجدیدپذیر سرمایه گذاری کرده اند. )