on all counts

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از هر نظر / در همه جنبه ها
• کاملاً / تمام عیار
• در تمام موارد و اتهامات
• از همه جهات
🔸 مثال ها:
• "The project failed on all counts due to poor planning. "
( پروژه از هر نظر به دلیل برنامه ریزی ضعیف شکست خورد. )
...
[مشاهده متن کامل]

• "The defendant was found guilty on all counts. "
( متهم در تمام اتهامات مجرم شناخته شد. )
• "This new smartphone succeeds on all counts: design, performance, and price. "
( این گوشی جدید از همه جهات موفق است: طراحی، عملکرد و قیمت. )
• "The team's performance was praised on all counts by the coach. "
( عملکرد تیم از هر نظر توسط مربی تحسین شد. )

تماما
به تمام معنا
از همه لحاظ، از هر نظر، از همه جنبه ها، از همه جهت