تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مرخصی گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تحقیق و بررسی کردن, ارزیابی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

دعوای فامیلی, اختلاف خانوادگی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاپلوسی کردن, پاچه خواری کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

از بیخ تا بیخ ( سر کسی را بریدن )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

بی نظیر

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

سازمان دهی کردن, برنامه ریزی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

عفونت کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

به شدت, خیلی, بسیار زیاد معادل extremely می باشد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

نقش خود را ایفا کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آدم بی خیال

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساخت, تولید, ایجاد

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

تعلل کردن, دست دست کردن, انجام دادن کاری را عمداً به درازا کشاندن, طفره رفتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

پوسته پوسته شدن ( دست و پا و صورت ) , از بین رفتن لایه ی رویی سطح هر چیزی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

( در مورد لباس و کلاه ) زمانیکه برعکس پوشیده شده باشد و جلوی آن به سمت پشت قرار گرفته باشد.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

واحد درسی تئوری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

دل خواه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

قریب الوقوع بودن, اتفاق افتادن در آینده ی نزدیک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

. Your attitude determines your altitude

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوران اوج ( موفقیت و خوشی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جلوی چشم کسی بودن, جلوی چشم ظاهر شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

عاملی که شرایط مساعد فعلی را بهتر از قبل می کند ( در واقع یک مزیت دوچندان به حساب می آید ) . مثلا ترفیع رتبه همراه با افزایش حقوق ( که مورد دوم یک م ...

پیشنهاد
٣

از دنده ی چپ بلند شدن

پیشنهاد
٥

ترسیدن یا متعجب شدن ( به حدی که توان فکر کردن یا صحبت کردن وجود نداشته نباشد )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

مجذوب, غرق ( در چیزی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

شیب دار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کارت عابر بانک ( یا هر کارت دیگری که برای خوانده شدن اطلاعات آن, داخل یک دستگاه کشیده می شود )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

دستگاه کارت خوان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

تسلط, تبحر, چیرگی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آوارگی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

مطیع, فرمان بردار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

shoot/rise/zoom to stardom به شهرت رسیدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دو دستگی ایجاد کردن, دو دسته شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

مشورت دادن به کسی ( بدون درخواست دیگران )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

شرایط را فراهم کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تعیین کننده و سرنوشت ساز

پیشنهاد

وقتی که کسی نتواند از انجام کاری دست بکشد یا صرف نظر کند. نمی توانستم به گذشته فکر نکنم :I couldn’t help thinking about the past

پیشنهاد
١

کسی را عاشق و شیفته ی خود کردن ( در یک رابطه ی عاشقانه )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

از دست کسی عصبانی یا ناراحت شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧٨

اموختن, فرا گرفتن ( یک مهارت )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

دید داشتن به سمتِ, مشرف بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

قبول کردن درخواست یا پیشنهاد ( بعد از چندین بار مخالفت )

پیشنهاد
٢

مشغله ی کاری داشتن, درگیر انجام کاری بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

قتل غیرعمد ( بدون دلیل قابل توجیه )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

قتل غیرعمد ( که دلیل قابل توجیه داشته باشد. مثلا برای دفاع از خود )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مقید و پایبند به سنت ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون غرض ورزی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

تحصیلات دانشگاهی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

دوره ی جفت گیری و لقاح

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

بامزه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

پر و پیت کردن پرنده, جدا کردن پرها ( قبل از پختن )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

حاکی از ( چیزی بودن )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

هم سو شدن, هم جهت شدن ( افکار, اهداف و . . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

به دنبال خود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

عرضه ( کالا یا خدمات جدید )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

احساس هدفمند بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

سکون, عدم حرکت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

استفاده ی بهینه بردن از چیزی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تحمل کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

غیریکنواخت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

ترک کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

نسنجیده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسحور شده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

عیش , سور

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تغییر اساسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

شروع کردن به انجام کاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

با کسی صحبت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

با اشتیاق فراوان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مفید و موثر واقع شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

engender trust: جلب کردن اعتماد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

مورد توافق همه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

دچار فرسایش شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بیش از ظرفیت مجاز پرشده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

شارژ مجدد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

از هیچ کاری نکردن که بهتره!

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

غیر الکترونیکی یا الکترومکانیکی ( در مورد وسایل موسیقی و سازها به کار می رود. مثل گیتاری که با انگشتان نواخته می شود )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسایل برقی کوچک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

در یک ردیف قرار دادن یا قرار گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

وقت خود را بیهوده هدر دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

وقت خود را بیهوده هدر دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

برآورد هزینه ها ( عمدتا جهت ساخت و ساز و تعمیرات ساختمان )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد استقبال قرار نگرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

زیرکانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

منطبق بر , . . . محور ( مثلا صادرات محور )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تحسین کردن و احترام گذاشتن به کسی ( به خاطر حساب بردن از او )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

با کیفیت بالا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تعیین شده, مشخص شده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

در نظر گرفتن, مد نظر قرار دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

حذف کردن یا پایان دادن ( مثلا تحریم ها, امتیازات و یا کمک ها ) withdrawal of government aid

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دفع مواد زائد و آلوده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

بی نتیجه ماندن, نتیجه نداشتن, به جواب نرسیدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

از دسترس خارج بودن, سخت بودن امکان دسترسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

خلاقیت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

هجوم بردن, سرازیر شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

دل آشوب بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ورزشِ بالا و پایین پریدن روی یک تشک مخصوص

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

دارای قابلیت جمع شدن به سمت داخل ( مثل دسته ی چاقوی ضامن دار, پنجه ی گربه و یا سقف ورزشگاه ها و. . . )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

در جای امن قرار دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

قابل فهم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کلاهبرداری اینترنتی از طریق دزدیدن اطلاعات شخصی افراد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

ارسال کردن یک پیام به فرمی که بی ادبانه باشد یا نشان دهنده ی عصبانیت فرد باشد ( مثلا: ???!!!!HOW ARE YOU )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوره ی موقت و گذرا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نگرش, دیدگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

پا بر جا بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ساختمان یا بنای زشتی که منظره ی یک منطقه را خراب می کند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کسی که فقط به دنبال منافع شخصی خود باشد, منفعت طلب, سود جو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

هر چیز ملموس, هر چیز یا وسیله ای که قابل دیدن, لمس کردن, چشیدن, بو کردن و یا شنیدن باشد. کلمه ی مقابل آن Abstract می باشد که به معنی چیزهای غیرملموس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

فاقد اثر مخرب بر محیط زیست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

احاطه شدن توسط چیزی, محصور شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

تعجبی نداره! , میدونستم!

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

1. کوچک شدن ( بودن ) لباس ها به خاطر رشد کردن و افزایش سن 2. ترک کردن یک عادت با گذشت زمان و افزایش سن 3. نتیجه ی چیزی بودن, ناشی شدن از

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

1. راحت بودن, استراحت کردن 2. به خود نرسیدن, برای خود وقت نگذاشتن, کم توجهی به خود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

may they rest in peace: روحشان قرین رحمت باد, خدا رحمتشان کند, خدا بیامرزدشون

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

may their memory be a blessing یاد و خاطره آن ها گرامی باد ( در مورد اموات و درگذشتگان )

پیشنهاد
١

یادشان گرامی باد ( در مورد اموات و درگذشتگان )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

days/weeks/years apart: به فاصله ی چند روز/ هفته/ سال از هم برای بیان فاصله ی زمانی مابین دو اتفاق به کار می رود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

کم رنگ کردن ( اثر یا اهمیت یه چیز نسبت به موارد مشابه ) , به حاشیه بردن, کنار زدن مثال: . Supermarket chains have crowded out the smaller shops . Th ...

پیشنهاد

Supermarket chains

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

فروشگاه زنجیره ای

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

معادل کلمه ی contagious می باشد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

خودی نشان بده to behave in a determined way

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل آن کلمه ی liberal می باشد. کلمه ی مقابل آن conservative یا محافظه کار و محتاط است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

[داروشناسی] حداکثر دوز موثر دارو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

نیاز مبرم, نیاز بسیار زیاد و شدید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

مایوس, ناامید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مشارکت کردن, خود را دخیل کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

دوره ی سه ماهه ( در دوران بارداری )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

کاری را یکسره و بدون وقفه انجام دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کاری را انجام ندادن, نرفتن به جایی not to do something or go somewhere منبع: https://www. merriam - webster. com

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

شتاب زده و با هیجان بالا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

شعبه ی بانک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

تمرکز خود را روی چیزی قرار دادن, متمرکز کردن توجه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

در شُرفِ, در پیش رو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اتفاق یا رویدادی که در شرف رخ دادن است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٠

تعمیم دادن ( نتیجه ی یک عمل یا آزمایش به سایر موارد مشابه )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

روی پای خود ایستادن, مستقل بودن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

هیچ اموزشی ندیدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

قفلی زدن روی یک چیز خاص

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

متن یا نوشته ی پیش نویس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سلام و تعارف, خوش آمد گویی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

دید زدن یک مکان جهت دزدی کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

1. کاملا بی پول شدن 2. دزدی کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دزدی حساب شده و با برنامه ریزی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

دزدیدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدیدن, قاپیدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

قاپیدن, تصاحب کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

یورش بردن, یورش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

هجوم بردن ( به قصد دزدی کردن )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدیدن, دزدی کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

غارت کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

دزدیدن ( اموال کم ارزش )